سرمقاله خراسان/ وقت ضربه متقابل و نامتقارن

خراسان/ «وقت ضربه متقابل و نامتقارن» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم مصطفی غنی زاده که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
آتشبس پس از جنگ ۴۰ روزه به درخواست طرف آمریکایی و با عقبنشینی از خواستههایش و پذیرش شروط ایران اتفاق افتاد؛ اما صرفا برای ۱۵ روز بود و بعد از آن به صورت رسمی تمدید نشد. درواقع ما در حال حاضر در آتشبس رسمی نیستیم و دو طرف به خواست خودشان وارد جنگ گسترده نمیشوند. همین وضعیت نامشخص است که باعث شده تا دشمن صهیونی دوباره دست به وحشیگری بزند و انواع زدوخوردها در خلیج فارس اتفاق بیفتد. از نظر ما، باید به هر نقض کوچک دشمن، پاسخ گرم نظامی داد. هر نقض بزرگ یا حمله نیز باید با پاسخی نامتقارن مواجه شود. یعنی اگر دشمن یکی میزند، دوتا بخورد و آسیب واقعی ببیند. این دستور کار، درباره مسائل حوزه خلیج فارس به درستی اجرا شده و سپاه درمقابل عبور برخی از کشتیهای تجاری غیرمجاز ایستاده است. همچنین به ورود پهپادهای دشمن به آسمان ایران پاسخی درست داده و آن ها را سرنگون کرده. اما حمله هوایی به خاک ایران باید با حمله متقابل و جدی و حتی کشنده پاسخ داده شود. حمله به کویت در دو مرحله در هفته گذشته به همین علت بوده که در موارد مشابه حتما باید ادامه پیدا کند.
برخلاف تصور برخی دوستان انقلابی، این حملات و پاسخهای نظامی اتفاقا مورد تایید تیم سیاسی مذاکره کننده است. آن ها معتقدند که نیروهای نظامی ما باید مستحکم و قوی ایستاده و به دشمن پاسخ گرم بدهند. این نگاه هم یک منطق عقلانی ساده دارد. اصلیترین ابزار مذاکره کنندگان برای فشار به دشمن، ابزار حفظ تنگه هرمز است. حفظ تنگه هم نیاز به قدرت و زور نظامی دارد و رها کردن آن به معنای شکست مذاکرات خواهد بود. پس ضربه جدی نظامی در آن جا، اتفاقا تقویتکننده دست مذاکره کنندگان و سیاسیون است. لذا برخلاف برخی دورههای گذشته که بخش سیاسی مانع بخش نظامی بود، حالا این دو یکی هستند و ضربه از پایین، چانهزنی از بالا را پیش میبرند. از طرف دیگر، بخش سیاسی مذاکرات از جنگیدن نمیترسد گرچه سعی دارد و ترجیح میدهد تا جای ممکن امتیازاتی را بدون جنگیدن از طرف مقابل بگیرد. اما اگر لازم باشد، بازهم به جنگ بازمیگردد تا حقوق و منافع ملی و انقلابی تامین و تضمین شود.
اما درباره لبنان، وضعیت متفاوت از جنوب است. گرچه حزبا... به درستی در حال پاسخ به رفتار وحشیانه دشمن است، ولی زور طرف مقابل در برخی موارد بیشتر بوده. در این زمینه دو ابزار معقول برای متوقف کردن دشمن وجود دارد. یکی فشار از بالا با اهرم سیاسی و مجبور کردن آمریکاییها به متوقفسازی دشمن صهیونی و دوم فشار از پایین با تهدید و حمله به مواضع نظامی دشمن صهیونی برای کمک به اضلاع مقاومت. نکته مهم در این زمینه، حفظ استراتژی حیاتی و اساسی وحدت ساحات است. یعنی رخدادهای روزمره نباید این قاعده مهم را از بین ببرد. آتشبس در ۱۵ روز رسمی خود ( یک روز پس از آن حمله وحشیانه سراسری رژیم به بیروت) و با فشار توامان سیاسی و تهدید نظامی توانست آرامشی را به صحنه لبنان بیاورد. به مرور و با شعلهورسازی دوباره صحنه توسط دشمن صهیونی، وضعیت به این نقطه خطرناک رسیده است.
در این جا نیز باید اصل آمادگی نظامی برای پاسخ به دشمن صهیونی را نشان داد. اما منتظر نظر فرماندهان میدانی و ارشد حزبا... و ایران بود. درست است که برادران بزرگواری از فعالان رسانهای جبهه مقاومت به درستی نگران هستند، اما برای جمهوری اسلامی، اصل بر نظر این فرماندهان است. اگر آن ها نیاز واقعی برای مداخله را اعلام کنند، باید به کمک رفت. مهم نیست که امر سیاسی تا چه اندازه پیش رفته یا چقدر به تفاهمنامه نزدیک شده باشد. البته ما معتقدیم که اهرم سیاسی برای متوقف کردن رژیم بهتر و کارآمدتر است کمااین که در دور قبلی توانست تا دو هفته رژیم را خفه کند و یک آوار استراتژیک را بر سرشان خراب نماید. اما این به معنای کنار گذاشتن گزینه نظامی یا ترسیدن از جنگ نخواهد بود. در این زمینه، فرایند پاسخ از هدف گیری اولیه رژیم آغاز نمیشود، بلکه با افزایش تنش در خلیج فارس و فشار بر بازارهای بینالمللی آغاز میشود. باید مشخصا به طرف آمریکایی فهماند که اقدامات وحشیانه رژیم بدون هزینه برای او نیست

















