اکو ایران/متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
اکنون، در شرایطی که دیپلماتهای آمریکایی در حال تدارک برای تخلیه سفارتخانهها هستند و جنگندههای اسرائیلی در حال انجام پروازهای عملیاتی در مرز ایران هستند، مقامات عرب و آمریکایی در منطقه که با وبسایت میدل ایست آی گفتگو کردهاند، بر این باورند که مسئله این نیست که آیا آمریکا و اسرائیل حملات خود به ایران را از سر میگیرند یا خیر، بلکه پرسش این است که این اتفاق چه زمانی رخ خواهد داد.
با توجه به تهدید ایران مبنی بر تلافیجویی از طریق بمباران مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعیِ مرتبط با آمریکا در منطقه خلیج فارس —که ارزش آنها به تریلیونها دلار میرسد— و همچنین هدف قرار دادن تأسیسات انرژی و فرودگاهها، به نظر میرسد صحنه برای دور دوم جنگ آماده شده است.
به گفته آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین مسائل خاورمیانه در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات آمریکا: «تشدید تنشها در راه است. اینکه این اتفاق پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا رخ دهد یا پس از آن، اهمیتی ندارد؛ آنچه اهمیت دارد، هدفِ این تشدید تنش است». به گفته میلر: «شکافی بنیادین و عظیم —به وسعت یک کهکشان— وجود دارد که پرشدنی نیست. ایرانیها قرار نیست مواضع خود را در مورد تنگه هرمز، مسئله هستهای یا حوثیها، تا آن حدی که ترامپ برای ترسیم یک پیروزی به آن نیاز دارد، تغییر دهند».
اکنون به نظر میرسد که نمایندگان ترامپ در حال زمینهسازی برای بازگشت به درگیریها هستند. ریک اسکات، سناتور جمهوریخواه و از متحدان کلیدی ترامپ، روز پنجشنبه در مصاحبهای با شبکه فاکسنیوز گفت: «ما باید به تلاشهایمان ادامه دهیم تا اطمینان حاصل کنیم که در نهایت تغییر رژیم رخ میدهد». مایک والتز، نماینده ترامپ در سازمان ملل هم به روزنامه فایننشال تایمز»گفت که کاخ سفید برای یک درگیری طولانیمدت آماده است. او در مصاحبهای که روز جمعه منتشر شد، اظهار داشت: «رئیسجمهور و نیروی دریایی آمریکا میتوانند محاصره [بنادر ایران] را تا آیندهای قابل پیشبینی حفظ کنند».
نبرد بر سر همه چیز؛ بازگشت به جنگ اجتنابناپذیر است؟
جنگی که با ادعای آمریکا مبنی بر انجام حملاتی برای فلج کردن برنامه هستهای ایران آغاز شده بود، اکنون به نبردی همهجانبه تبدیل شده است؛ نبردی بر سر اینکه چه کسی در خاورمیانه حرف آخر را میزند. برای نمونه، ایران قصد دارد برای کشتیهای عبوری از تنگه هرمز عوارض تعیین کند. ایران و ایالات متحده در این آبراه دست به حملات متقابل زدهاند. آمریکا محاصرهای را علیه ایران اعمال کرده که اقتصاد این کشور را ویران میکند؛ در مقابل، ایران به کشتیها در این منطقه حمله میکند که موجب جهش هزینههای کشتیرانی شده است. تنها در ماه جاری، دستکم ۲۷ کشتی هدف حمله قرار گرفتهاند که بالاترین رقم از ماه مارس تاکنون محسوب میشود.
تنشها میان این دو طرف همچنین به فروپاشی آتشبس در یمن دامن زده است؛ جایی که درگیریها میان حوثیهای همسو با ایران و دولتِ بهرسمیتشناختهشدهی بینالمللی (که مورد حمایت عربستان است) همچنان با شدت ادامه دارد.
به گفته کارشناسان، بازگشت به جنگ تقریبا اجتنابناپذیر باشد، زیرا وضعیت موجود نه به نفع دولت ترامپ است و نه تهران؛ با این حال، هیچیک از طرفین خود را آنقدر ضعیف نمیبینند که تن به امتیازدهی بدهند.
آمریکا حجم نفت را رصد میکند، ایران قیمت را
به گفته گرگوری برو، کارشناس حوزه انرژی و ایران در شرکت مشاوره ژئوپلیتیک گروه اوراسیا، ایران و ترامپ هر دو بازار نفت را زیر نظر دارند، اما برداشتهای متفاوتی از آن میکنند.
این هفته، شرکت کپلر دادههایی منتشر کرد که نشان میدهد صادرات نفت و فرآوردههای نفتی خاورمیانه در هفته گذشته به سطوح پیش از آغاز تنشها با ایران بازگشته است. برخی کارشناسان هشدار دادهاند که این آمار ممکن است تحت تأثیر یک جهش ناگهانی در ترددها باشد؛ با این حال، واقعیت این است که حجم بیشتری از نفتِ متحدان آمریکا از منطقه خارج میشود، در حالی که صادرات ایران به دلیل محاصره آمریکا بهشدت محدود شده است.
عربستان سعودی با استفاده از خط لولهای که به دریای مدیترانه میرسد، نفت خود را از طریق دریای سرخ صادر میکند و بدین ترتیب تنگه بابالمندب را که تحت کنترل حوثیهاست، دور میزند. در همین حال، کشورهای حاشیه خلیج فارس در داخل تنگه هرمز از یک سیستم انتقال واسطهای استفاده میکنند؛ به این صورت که شناورهای دولتی، نفت را به نفتکشهای بزرگتری که در دریای عمان منتظر هستند، میرسانند. ایالات متحده میگوید نیروی دریاییاش این کشتیها را اسکورت میکند، اما این کار هزینههای سنگینی به همراه دارد.
با این همه، افزایش حجم صادرات منجر به کاهش قیمتها نشده است. قیمت نفت برنت، که شاخصی بینالمللی است، از زمان امضای تفاهمنامه با ایران، جهشی ۴۳ درصدی را تجربه کرده است. قیمت گازوئیل حدود ۳۵ درصد و قیمت بنزین کمتر از ۱۰ درصد افزایش یافته است.
به گفته برو: «اگر ایالات متحده حجم تردد در تنگه هرمز را زیر نظر دارد، ایرانیها قیمتها را رصد میکنند. آنها کاملاً اطمینان دارند که میتوانند در برابر فشارها، مدتزمانی طولانیتر از آنچه ترامپ قادر به تحمل آن است، مقاومت کنند». او افزود: «در شرایطی که ایالات متحده و اسرائیل بار دیگر مستقیماً ایران را بمباران کنند، بیتردید شاهد حملات تهاجمیتر ایران به زیرساختهای انرژی خواهیم بود. همچنین، ایالات متحده منابع کمتری برای مدیریت این سیستم اسکورت در اختیار خواهد داشت». او در ادامه گفت: «قیمتهای انرژی همچنان بالا باقی خواهند ماند».
ویرانگر برای منطقه خلیج فارس
پیش از حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ماه فوریه، برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس تلاشهای دیپلماتیک (لابیگری) فشردهای را برای جلوگیری از این اقدام انجام دادند. در جریان جنگ، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حمله به ایران با ایالات متحده همراه شدند، اما پس از آن، ریاض تغییر موضع داد و از میانجیگری حمایت کرد. خبرگزاری رویترز گزارش داد که امارات به ایران مبالغی پرداخت کرده تا حملات علیه این کشور متوقف شود.
به گفته کارشناسان، در دور دوم درگیریها، کشورهای حاشیه خلیج فارس برای حفظ اهمیت راهبردی خود با دشواری روبرو خواهند شد؛ این در حالی است که آنها در خط مقدم اقدامات تلافیجویانه ایران قرار دارند. پس از حمله ایالات متحده و اسرائیل در ماه فوریه، کشورهای حاشیه خلیج فارس هدف هزاران حمله پهپادی و موشکی از سوی ایران قرار گرفتند. به گفته عبدالله بعبود، پژوهشگر عمانی و کارشناس روابط بینالملل: «از دیدگاه کشورهای حاشیه خلیج فارس، این وضعیت ویرانگر خواهد بود. هماکنون نیز شاهد مشکلات اقتصادی جدی در این منطقه هستیم».
شبکه «الشرق بلومبرگ» گزارش داده که انتظار میرود بحرین برای تقویت ذخایر ارزی رو به اضمحلال خود، از یک بسته نجات مالی به رهبری امارات متحده عربی برخوردار شود. اقتصاد قطر نیز نسبت به سال گذشته ۱۵ درصد کوچک شده است. صندوق بینالمللی پول پیشبینی میکند که اقتصاد امارات چهار درصد کوچک شود. عربستان سعودی نیز به دلیل حملات حوثیها، ناچار به لغو یک کنفرانس سرمایهگذاری مهم شده است. به کفته بعبود میگوید: «منطقه خلیج فارس گروگان بحرانی است که پایانی برای آن متصور نیست. قطر در تلاش برای میانجیگری است؛ عمان از سوی ترامپ کنار گذاشته شده؛ و امارات، کویت و عربستان سعودی نیز کاملاً سکوت کردهاند. آنها واقعاً نمیدانند چه باید بکنند و نمیتوانند رفتار ترامپ را تحلیل یا پیشبینی کنند».
به گفته مروان المعشر، وزیر امور خارجه پیشین اردن و عضو کنونی موسسه کارنگی برای صلح بینالمللی: «به جز اسرائیل، هیچکس تمایل واقعی به ادامه جدی جنگ ندارد». بعبود هم اظهار داشت که هیچکس در توانایی اسرائیل و ایالات متحده برای «ویران کردن» زیرساختهای ایران تردیدی ندارد، اما جمهوری اسلامی هم قادر است آسیبهای «قابلتوجهی» به منطقه خلیج فارس وارد کند.
نقطه آسیبپذیر دونالد ترامپ کجاست؟
یکی از پرسشهای کلیدی در صورت وقوع دور دوم درگیریها این است که کشورهای حاشیه خلیج فارس تا چه حد میتوانند در برابر حملات ایران — که ممکن است باعث افزایش بیشتر قیمت انرژی شود — از خود دفاع کنند. گزارش بازرس کل ایالات متحده در ماه سپتامبر حاکی از آن است که آمریکا با «کمبودهای راهبردی در موجودی» مهمات کلیدی مواجه است.
آسیبپذیری کشورهای حاشیه خلیج [فارس] در برابر پهپادهای ایرانی، با حملات اخیر حوثیها به عربستان سعودی در هفتههای گذشته، بهوضوح آشکار شده است. عربستان سعودی زیر فشار حملات حوثیها — که بارها فرودگاهها و تأسیسات مهم انرژی این کشور را هدف قرار دادهاند — بهشدت تحت فشار است. به گفته مقامات سعودی، از آغاز ماه اکتبر تاکنون، دستکم ۲۱ نفر — از جمله زائران — در حملات حوثیها به فرودگاههای عربستان کشته شدهاند. همچنین در ماه سپتامبر، حملهای که با مبدا عراق انجام شد، خط لوله «شرق-غرب» عربستان را هدف قرار داد. معاشر به میدل ایست آی گفت: «ادامه جنگ فقط مشکلات بیشتری را برای کشورهای خلیج فارس به همراه خواهد داشت و واضح است که منجر به تغییر رژیم در ایران نخواهد شد. در همین حال، ترامپ به دلیل افزایش قیمت سوخت و مواد غذایی در ایالات متحده، در داخل کشور رنج میبرد.»
اما، به گفته میلر، ترامپ ممکن است نسبت به آنچه که به او نسبت داده میشود، خویشتنداری کمتری احساس کند، به ویژه با توجه به خشم او از ایران به دلیل مانعتراشی در برنامههایش برای پیروزی سریع در اوایل امسال. با این همه، به اعتقاد میلر: «هیچ تحلیل هزینه-فایده وجود ندارد. ممکن است در انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان و شاید سنا را از دست بدهد، اما ممکن است او مشکلی احساس نکند. قطعیتی برای اضطرار ترامپ برای پایان دادن به این ماجرا وجود ندارد».
















