باشگاه خبرنگاران/ متن پیش رو در باشگاه خبرنگاران مننتشر شده و انتشارش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
پرسشی که این روزها در جامعه مطرح است این است که آیا داشتن بمب اتم میتوانست مانع جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه شود یا از جنگی که سایه آن هر روز گستردهتر میشود، جلوگیری کند؟
نهم سپتامبر ۲۰۲۶، هجدهم شهریورماهی که گذشت، رئیسجمهور آمریکا در کنوانسیون ملی میاندورهای جمهوریخواهان در دالاس آمریکا گفت «اگر آنها (ایرانیها) سلاح هستهای داشتند، من با رهبر معظم تماس میگرفتم و میگفتم: آقای رهبر معظم، حالتان چطور است؟ آیا کاری هست که بتوانیم برایتان انجام دهیم؟»
این سخنان برای مدافعان ساخت بمب هستهای، استنادی را فراهم کرد که دکترین هستهای جمهوری اسلامی ایران تا امروز، یعنی بهرهمندی از برنامه اتمی برای مصارف غیرنظامی از جمله پزشکی و کشاورزی به رغم اعمال تحریمهای اقتصادی سنگین و فشارهای سیاسی طاقتفرسا را یک بار دیگر زیر سؤال ببرند.
پنجشنبه شب، ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در برنامه گفتگوی ویژه خبری تصریح کرد «باید غنیسازی به ۹۰ درصد برسد، تا اگر فتوای جدیدی درباره بمب آمد در حداقل زمان ممکن بتوانیم آن را انجام دهیم». این سخن و برداشت چنین القاء میکرد که تنها مانع تولید بمب اتم در ایران، فتوای هستهای رهبر شهید است که مبنای تصمیمگیری در این عرصه حیاتی را پدید آورده است.
منتقدین این تصمیمگیری و سیاست همچنین به سخن اکبر اعتماد، مؤسس سازمان انرژی اتمی در ایران پیش از انقلاب نیز اشاره میکنند که گفته بود «یا نباید سمت هستهای رفت یا باید کار را تمام کرد و بمب ساخت». با این همه، همچنان پرسشهای متعددی در فضای رسانهای و محافل سیاسی مطرح میشود که پرداختن بدانها میتواند افکار عمومیِ متأثر از تحریمهایی را که میتوان گفت حداقل بخشی از آن به دلیل برخورداری ایران از برنامه هستهای است، توجیه کند.
اولاً پرسش اساسی این است که آیا صرف داشتن بمب اتم، یکی یا چند عدد، میتوانسته بازدارندگی بسازد تا جنگ، چه در خردادماه و اسفندماهی که گذشت و چه جنگی که سایه آن گستردهتر و سیاهتر از همه چند ماه گذشته بر سر ایران پهن شده، رخ ندهد؟
جنیس گراس استاین، استاد دانشگاه تورنتو در مقالهای که سه ماه پیش نوشته، این گونه نتیجه گرفته که سلاح هستهای حتی مانع حملات محدود به کشورهای هستهای هم نشده است. او در این نتیجهگیری، تجربه جنگ روسیه و اوکراین و تقابل ایران و اسرائیل را بررسی میکند و سه نتیجه میگیرد: اولاً سلاح هستهای حتی در صورت برخورداری از قابلیت پاسخ هستهای، مانع حملات محدود به خاک کشور هستهای نمیشود. ثانیاً کشورهای هستهای پس از چنین حملاتی الزاماً از سلاح هستهای استفاده نکردهاند یا تهدید به استفاده از آن نکردهاند. ثالثاً موازنه هستهای بهتنهایی تعیینکننده محاسبات رهبران سیاسی نیست.
اهمیت این تحلیل در آن است که میان دو مفهوم تفاوت میگذارد: جلوگیری از جنگ تمامعیار و جلوگیری از حملات محدود نظامی. به عبارت دیگر، داشتن بمب اتم ممکن است هزینه حمله را افزایش دهد، اما تضمین نمیکند که دشمن هیچگاه حمله نکند. مفهوم بین سطور این مقاله این است که بازدارندگی هستهای صرفاً به داشتن بمب وابسته نیست و عوامل دیگری همچون اعتبار تهدید بازدارنده، توانایی و ظرفیت پاسخگویی، تصمیمگیری سیاسی برای اقدام و میزان آمادگی طرف مقابل برای پذیرش خطر جنگ نیز در این معادله نقش دارند.
با این نگاه، حتی داشتن تعداد محدودی کلاهک هستهای، بدون برخورداری از سایر مؤلفههای بازدارندگی، لزوماً مانع حمله نخواهد شد. در نتیجه کمپینها و بحث و جدلهای رسانهای مانند «فقط یک عدد» از اساس نمیتواند مقصود طراحان را برآورده کند. ضمن آنکه نباید فراموش کرد نمونههای روسیه و اوکراین و همچنین تقابل هند و پاکستان نشان میدهند کشورهای هستهای نیز ممکن است هدف حملات نظامی قرار بگیرند.
نکته دوم آن است که اسرائیل سلاح هستهای ایران را تهدیدی بسیار جدی تلقی میکند؛ بنابراین ممکن است پیش از تثبیت بازدارندگی هستهای ایران، انگیزه بیشتری برای اقدام نظامی پیدا کند. در نتیجه در میانه یک جنگ وجودی، دشمنی که به تنهایی توانایی رویارویی با تو را ندارد، حرکت تو به سوی ساخت بمب اتمی را هم محرک فعالیتهای تهاجمی خود تفسیر میکند و هم در پی کسب مشروعیت برای تجاوز خود است. ممکن است کشوری که هنوز بمب ندارد، اما به آن نزدیک شده است، بیش از کشوری که بازدارندگی هستهای تثبیتشده دارد، در معرض حمله پیشگیرانه قرار بگیرد.
جنگل دیدن جهان و میل به هنجار بنیادین «بقا» و به ویژه مخالفت تام با تلاش برای رعایت همه هنجارهای اخلاقی در یک جهانِ پرتزاحم نباید کوشش دشمن برای ائتلافسازی را در نظر و محاسبه شما کمرنگ کند. در نتیجه، آن جمله ترامپ یک عملیات روانی کامل است تا ضمن فریب افکار عمومی آمریکا، با تکیه بر نقاط اختلاف داخل ایران، همچنان زمینه را برای توسعه جنگ علیه ایران فراهم نماید و به علاوه، مسأله را همچنان در دایره یک مناقشه هستهای نگه دارد.
از سوی دیگر، آنچه از زبان مقامات نظامی و سیاسی نظام درمورد بازنگری در دکترین هستهای مطرح شده، در واقع اعتراض به سیاست نظام در مورد داشتن یا نداشتن بمب اتمی نیست، بلکه به معنی شکلگیری بحثها و گفتوگوهایی است که جامعه نخبگی را از یک دوسویه صفر و یکی بمب داشتن یا نداشتن به سوی طراحی فضایی برای درگیر شدن اذهان مراجع علمی جامعه در مورد کاری که ایران در میدان میکند، سوق دهد.
مسأله این است که اولاً دلیل تام ایران برای نرفتن به سوی تولید بمب اتمی را فتوای هستهای امام شهید ندانیم و ثانیاً بازنگری در دکترین هستهای ایران را صرفاً تغییر سیاست جمهوری اسلامی ایران برای تولید بمب اتمی نخوانیم. اگر برنامه هستهای ایران در شرایط تحریم و فشار و در سایه ترور دانشمندان و راهبران این برنامه به عنوان یک برنامه پیشرفت اجتماعی و نه صرفاً یک پروژه نظامی ترسیم شود، مشارکت گروههای بیشتری از افراد جامعه را دربردارد و از سویی دیگر، منطق قدرتیابی و نیرومندی جمهوری اسلامی ایران در جهان پررنج و سختی امروز دریافت میشود.
جنگ، امروز یا فردا تمام میشود، اما نبرد، چالش و رنج و سختی برای ساخت جامعهای که پیش از همه متغیرهای قدرت، استقلال را فراهم کرده؛ همچنان ادامه دارد؛ به شرط آنکه این جامعه دریابد وضع کنونیاش به خاطر یک تصمیم یا یک برنامه نیست. توسعه و پیشرفت، موزائیک چندده پازلی است و اتفاقاً معنای جنگ وجودی هم همین است که اگر هستهای نبود، ستیز در جای دیگری آغاز میشد. صرف نظر از اینکه دستیابی به بمب اتمی در این روزها، چه میزان هزینه و چه مقدار زمان نیاز دارد.
بمب اتم؛ آری یا خیر؟
1405/08/12 - 14:02
1.8K
1405/08/12 - 14:02
















