اعتماد به امریکایی ها عامل اصلی شکست نهضت ملی شدن صنعت نفت

منبع
رجا
بروزرسانی
 اعتماد به امریکایی ها عامل اصلی شکست نهضت ملی شدن صنعت نفت
رجا/ متن پيش رو در رجا نيوز منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست. بعد از نهضت ملي شدن صنعت نفت انگليسي ها سعي کردند تا با وارد نمودند فشار هاي مالي و تحريم ها اقتصادي دولت مصدق را از پاي در آورند. اعتماد به امريکايي ها مهمترين و تاثير گذار ترين عامل شکست مصدق و دولت او بود. وي گمان ميکرد تا با پناه بردن به دامان امريکايي ها ميتواند از پس فشارهاي وارد شده برآيد اما ديري نپائيد که ثمره اين اعتماد را در ۲۸ مرداد مشاده نمود. «صداي آيت الله سيد ابوالقاسم کاشاني در تمام گوشه و کنار دنيا هم‌چنان مي‌پيچيد: سگ‌هاي انگليسي! از کشور ما خارج شويد و نفت ما را رها کنيد...». اين گفته حسين هيکل نويسنده مشهور مصري در مورد آيت الله کاشاني و نقش در رهبري نهضت ملي شدن صنعت نفت است. به گزارش رجانيوز گرچه لذت و خاطره نهضت ملي شدن صنعت نفت همواره به کام مردم ايران شيرين خواهد بود اما تلخي حوادث و رخ دادهاي بعد از اين قيام هيچ گاه از ياد ملت ايران نخواهد رفت. ملتي که به رهبري آيت الله کاشاني در اين مسير گام نهادند و با حمايت اين عالم مبارز از دکتر مصدق به پشتيباني از او اقدام نمودند تا توانستند اين قيام را به نتيجه برسانند. اما رويکرد هاي غلط و اشتباه مصدق ديري نپائيد که قيام ملي زير لگد هاي محمد رضا شاه پهلوي از بين رفت. علي رغم اينکه هيچ گاه ايران از منظر تاريخ نگاران کشوري مستعمره به حساب نيامده است اما نبايد تلاش هاي کشور هاي غربي را براي استفاده از ثروت ها و منابع طبيعي ايران را ناديده گرفت. اقدامات شرکت نفت انگليسي که منجر به نهضت ملي شدن صنعت نفت شد را بايد در همين راستا مطالعه نمود. چرا که اين شرکت استعمار خود را از سال ۱۲۸۰ در ايران آغاز کرده بود و نفت ايران را به مدت ۵۰ سال نه بشکه اي، بلکه به صورت تني خارج مي کرد و در مقابل سود ناچيزي به مسئولان وقت پرداخت مينمود. حسين ملکي، مورخ در اين باره مي گويد: «انگليس، نفت مجاني را از ايران مي گرفت و تعجب اينکه، دولت و ملت ايران هيچ گاه نتوانست اطلاع پيدا کند که انگليس چه مقدار نفت ايران را قبل از ملي شدن، مجاني و يا با قيمت پايين از ايران خارج کرده است. لندن فقط در ۹ سال قبل از ملي شدن صنعت نفت در ايران، حدود ۴۰ ميليون پوند سود سهام و درآمد مالياتي نصيب خود کرد». اما بررسي هاي تاريخي همواره نشان ميدهد که مردم ايران در هيچ دوره اي ساکت نشسته و با روشنگري نخبگان ديني در راستا کوتاه نمودند دست بيگانگان از ثروت هاي ملي گام بر ميداشتند. قيام هايي که با رهبري رهبراني مانند مرحوم ملاعلي کني با منطقي صحيح، برآمده از منطق و پشتوانه‌ي ديني، مانند قاعده‌ي نفي سبيل، به استناد آيه‌ي «لن يجعل الله للکافرين علي المؤمنين سبيلا» براي حفظ استقلال و تماميت ارضي کشور، در مقابل سلطه گري ها ايستادگي کرد. در همين راستا بايد نهضت ملي شدن صنعت نفت را نيز در همين چهارچوب مورد ارزيابي قرار داد. چرا که با توجه به بافت مذهبي جامعه ايران همواره علما و نخبگان ديني در روشنگري توده هاي مردم نقش حائز اهميتي داشته اند به گونه اي که با اطمينان ميتوان ادعا کرد که اگر پشتيباني و همراهي علما و بزرگاني همانند آيت الله کاشني در اين قيام نبود، هرگز نتيجه به دست آمده حاصل نميشد. در همين خصوص مقام معظم رهبري ميفرمايند: «مرحوم کاشاني کسي است که به کمک او دکتر مصدّق و ديگر سرانِ نهضت ملي شدن صنعت نفت توانستند حمايت مردم را به اين حرکت جلب کنند؛ و الّا حمايت مردم جلب نمي‏شد. کسي مصدّق را نمي‏شناخت؛ کسي معناي ملي شدن صنعت نفت را نمي‏دانست». از سوي ديگر بعد از پيام آيت الله کاشاني که توسط دکتر مصدق در مجلس ملي قرائت شد اجتماعي بزرگ از مردم در مسجد شاه (سابق) گرد هم آمدند و در آن سخنرانان در ارتباط با ابطال قرار داد نفت ۱۳۱۲ شمسي به سخنراني پرداختند و خواستار ملي شدن صنعت نفت شدند. به دنبال اين اقدام بود که رزم آرا واکنش تندي از خود نشان داد و اظار کرد: «اگر زياد پافشاري کنند مسجد را بر سر کاشاني و مجلس را بر سر مصدق خراب خواهم کرد». سرانجام اين اقدامات که به پشتوانه مردم و رهبري مذهبي سياسي آيت الله کاشاني و حمايت او از دکتر مصدق اصل ملي شدن صنعت نفت در ۲۴ اسفند ۱۳۲۹ به مجلس شوراي ملي ارائه شد و در ۲۹ اسفند در مجلس سنا به تصويب رسيد. اما جاي تامل است که با وجود اينکه مردم در سي تير به خيابان ها ريختند و به فرمان شخص آيت الله کاشاني تا پاي جان براي بازگشت مصدق به نخست وزيري مقاومت نمودند و درحاليکه آيت الله کاشاني در برابر تطميع و تهديد به قتل از طرف قوام مقاومت نمود و حاضر نشد هيچ کس (حتي از جبهه ملي) به جز دکتر مصدق به نخست وزيري برسد، چه عاملي باعث شکست نهضت شد و موجب گرديد روند قرار گرفتن حاکميت ايران در دستان مردم با تاخيري نزديک به ۵۰ سال روبرو شود. در اين راستا ميتوان يکي از علل تاثير گذار در شکست نهضت را تحليل نادرست در شناخت رهبري نهضت عنوان نمود. چرا که خطاي فاحش مصدق در خصوص اين نهضت برخاسته از برداشتي انحرافي از ماهيت جامعه ايران و نهضت مبارزاتي ملت بود که در آن تاکيد بر اسلام و آموزه‌هاي ديني، کمرنگ ديده مي شد و تلاش داشت تا با عنوان مجعول و محدودي چون "ملي‌گرايي" تحليل شود. اين در حالي بود که به اعتراف تمامي کارشناسان و محققين منصف اين رهبري مذهبي و در راس آن پيشوايي آيت الله کاشاني بود که موضوع ملي شدن صنعت نفت را به يک جنبش اجتماعي و نهضت مردمي مبدل نمود و اگر رهبري و هدايت ايشان نبود, نهضت در همان مراحل ابتدايي شکل گيري ناکام مي‌ماند. از سوي ديگر يک روز قبل از کودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آيت الله کاشاني عليرغم تمامي بي مهري ها و اذيت هايي که از طرف دکتر مصدق و طرفداران او ديده بود ، در نامه اي خطر وقوع کودتا را به دکتر مصدق گوشزد نموده و به او پيشنهاد همکاري و اتحاد در جلوگيري از توطئه هاي دشمنان را مي دهد، اما در مقابل مصدق با ادامه رويکرد خود در نامه اي مينويسد «مرقومه حضرت آقا به وسيله آقاي حسن زيارت شد. اين جانب مستظهر به پشتيباني ملت ايران هستم. والسلام». اين اشتباه محاسباتي مصدق که گمان ميکرد پشتيباني مردم به خاطر شخص اوست و اين همراهي همواره ادامه پيدا خواهد کرد باعث شد که در کودتا ۲۸ مرداد کار ساز شود. در همين راستا مقام معظم رهبري با اشاره به نقش مرجعيت ديني در جامعه ايران اسلامي ميفرمايند: «ملت ايران را سرانگشت روحانيت - کسي مثل آيةاللَّه کاشاني - وادار ميکرد که صحنه‌ها را پُر کند و به ميدان بيايد و جان خود را به خطر بيندازد. در ۲۸ مرداد که کاشاني منزوي و خانه‌نشين بود - و در واقع دولت مصدّق او را منزوي و از خود جدا کرده بود - عدم حضور او در صحنه موجب شد که مردم نيز در صحنه حضور نداشته باشند؛ لذا کودتاچيهاي مأمور مستقيم امريکا توانستند بيايند و به‌راحتي بخشي از ارتش را به تصرّف درآورند و کودتا کنند. يک مشت اوباش و الواط تهران را هم راه انداختند و مصدّق را سرنگون کردند. پس از آن، ديکتاتورىِ محمدرضاشاهي به وجود آمد که بيست‌وپنج سال اين ملت زير چکمه‌هاي ديکتاتوري او لگدمال شد و ملي شدن صنعت نفت هم در واقع هيچ و پوچ گرديد؛ چون همان نفت را به کنسرسيومي دادند که امريکاييها طرّاحي آن را کردند. هرچه دشمن خواست، همان شد؛ به خاطر جدا شدن از روحانيت و دين. اينها عبرت است.» بعد از نهضت ملي شدن صنعت نفت انگليسي ها سعي کردند تا با وارد نمودند فشار هاي مالي و تحريم ها اقتصادي دولت مصدق را از پاي در آورند. اعتماد به امريکايي ها مهمترين و تاثير گذار ترين عامل شکست مصدق و دولت او بود. وي گمان ميکرد تا با پناه بردن به دامان امريکايي ها ميتواند از پس فشارهاي وارد شده برآيد اما ديري نپائيد که ثمره اين اعتماد را در ۲۸ مرداد مشاده نمود.در همين راستا مقام معظم رهبري فرموده اند: «هر ملّتي به آمريکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتّي آن کساني که دوست آمريکا بودند. حالا در کشور ما دکتر مصدّق به آمريکاييها اعتماد کرد؛ براي اينکه بتواند خود را از زير فشار انگليس‌ها نجات بدهد، به آمريکاييها متوسّل شد؛ آمريکاييها به جاي اينکه به دکتر مصدّق که به آنها حسن ظن پيدا کرده بود کمک کنند، با انگليس‌ها همدست شدند، مأمور خودشان را فرستادند اينجا و کودتاي ۲۸ مرداد را راه انداختند. مصدّق اعتماد کرد، کتکش را [هم‌] خورد؛ حتّي کساني که با آمريکا ميانه‌شان هم خوب بود و به آمريکا اعتماد کردند، ضربه‌اش را خوردند.»