تاریخ ایرانی مطرح کرد: معمای سید مصطفی خمینی

منبع
تاريخ ايراني
بروزرسانی
تاریخ ایرانی مطرح کرد: معمای سید مصطفی خمینی
تاريخ ايراني/ متن پيش رو در تاريخ ايراني منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيد علي خميني، نوه بنيانگذار جمهوري اسلامي مي‌گويد «شهادت» عموي‌اش حاج‌آقا مصطفي خميني «در هاله‌اي از ابهام قرار دارد» و نظر پزشک حاضر در بيمارستان نجف اين بوده که او به طور قطع مسموم شده‌ و آثار مسموميت در بدنش پيدا بود و اگر کالبدشکافي مي‌شد آن را ثابت مي‌کرد اما امام با کالبدشکافي پيکر فرزندشان مخالفت مي‌کنند و مي‌فرمايند هر چه سريع‌تر پيکر ايشان را دفن کنيد و بدن ايشان را پاره پاره نکنيد. حسن روحاني، رئيس‌جمهور نيز در مراسم چهلمين سالگرد درگذشت سيد مصطفي خميني در تهران گفت: «من به اين که شهادت يا رحلت بوده کاري ندارم، ولي برداشت مردم اين بود که ايشان را شهيد کرده‌اند.» حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيد علي‌اکبر محتشمي‌پور هم در مراسمي به همين مناسبت در نجف گفت که «آقا مصطفي خميني نقش کليدي در نهضت امام خميني داشت و رژيم پهلوي با علم به همين واقعيت دست به حذف او زد: «رژيم مي‌ديد امام فردي مسن است و شايد چند صباحي بيشتر در قيد حيات نباشد، اما وجود آقا مصطفي براي آينده خطر خواهد داشت و اين واقعيت را قبل از اين که امام - بعد از شهادت آقا مصطفي - بيان کند که او اميد آينده اسلام بود، خود رژيم فهميده بود و به همين دليل اقدام به ترور وي کرد و آقا مصطفي در حادثه‌اي بسيار مشکوک و مرموز در روز اول آبان‌ماه ۱۳۵۶ دار فاني را وداع گفت.» محتشمي‌پور که در زمان تبعيد امام و سيد مصطفي خميني به ترکيه و نجف در معيت ايشان بود، در سومين سالگرد درگذشت فرزند امام همين نظر را مطرح کرد و تصور رژيم شاه مبني نقش سيد مصطفي در ورود به اسلحه به ايران را يکي از علل اين توطئه برمي‌شمارد: «بعد از فوت آيت‌الله بروجردي رژيم پهلوي برنامه‌هاي ضد اسلامي خود را گسترش داد و تنها کسي که روحانيت را به حرکت درآورد امام بود که رهبري مبارزات را به عهده گرفتند... مرحوم شهيد حاج آقا مصطفي از کليه افراد مبارز بالاتر بود، لذا وقتي امام را به ترکيه تبعيد کردند، شهيدمان را هم به مدت دو ماه زنداني کرد؛ چون مرحوم حاج آقا مصطفي در غياب امام، در ايران شکل‌دهنده مبارزات ملت بود، به واسطه تماس روحانيت و مردم با ايشان و خلاصه القاي کليه برنامه‌هاي امام به وسيله حاج آقا مصطفي به مردم پس از دو، سه روز آزادي، دوباره ايشان را گرفتند و تبعيد کردند. ايشان پانزده سال در تبعيد بودند... نقش مرحوم شهيد آيت‌الله حاج آقا مصطفي خميني در اين انقلاب بسيار مهم بوده است: اولا در طول پانزده سال اقامت در نجف اشرف، ايشان در ارتباط مستقيم با مبارزان و گروه‌هاي سياسي چه در داخل و چه در خارج کشور بوده‌اند. افراد و گروه‌ها به دليل درک و قاطعيت و اصالتي که در ايشان بود و هيچ‌گونه مسامحه‌اي در مبارزه و انقلاب در ايشان نمي‌ديدند، مشکلاتشان را با ايشان در ميان مي‌گذاشتند. اين مرحوم با تمام گروه‌ها با قاطعيت برخورد مي‌کرد، اگر اشتباه يا خطايي از فرد يا گروهي مي‌ديد بلافاصله عکس‌العمل از خود نشان مي‌داد و در مقابل آن‌ها ايستادگي مي‌کرد. ايشان نهضت و حرکت داخل ايران را هم رهبري مي‌کرد و لذا دولت ايران تشخيص داد که وجود مرحوم شهيد حاج آقا مصطفي در خارج از کشور بزرگترين سد و مانع برنامه‌هاي استعماري‌اش در داخل کشور است؛ لذا تصميم گرفت ايشان را از جلوي راهش بردارد و دليل اين ادعا هم مصاحبه‌هايي است که در زمان کشته شدن بختيار در عراق شد و راديو تهران اعلام کرد که دو نفر اسلحه وارد ايران مي‌کنند: يکي بختيار و ديگري مصطفي خميني. همين مسئله مي‌رساند که رژيم وجود ايشان را بزرگترين قدرت مخالف در خارج از کشور مي‌دانست، پس از آن جريان چندين بار برنامه ترور اين مرد بزرگ را در نجف اشرف طرح کرد، حتي سفارت ايران در بغداد گروهي را در نجف آموزش داده و مسلح کرده بود که چند نفر را ترور کنند، يکي از آن‌ها هم ايشان بودند که نتوانستند نقشه خود را عملي کنند و اين گروه از هم پاشيد. تا اين که سه ماه قبل از شهادت، ايشان نقل مي‌کردند که شبي ساعت ۱۰ که از حرم برمي‌گشتند و به عيادت يکي از علماي نجف به نام آقاي جزايري که مريض بودند، رفتند وقتي آنجا نشسته بودند در خانه زده مي‌شود، پسر آقاي جزايري به ايشان خبر مي‌دهد که دو نفر ايراني آمده‌اند و با شما کار دارند. ايشان مي‌گويند بيايند بالا. يکي جوان بود و يک نفر مسن. آن جوان سوالاتي از ايشان مي‌کند و يکسري اخبار از داخل ايران مي‌دهد، من‌جمله اين که دولت ايران تشخيص داده است شما سرسخت‌ترين مخالفان در خارج از کشور هستيد و لذا گروهي را بسيج کرده براي اينکه شما را در نجف اشرف ترور کنند. اين مسئله را خود ايشان قبل از شهادت نقل کردند و براي ما مسلم بود که اين مرگ ايشان، مرگ طبيعي نبود بلکه برنامه‌اي بود که رژيم شاه طرح‌ريزي کرده بود.» آيت‌الله حسينعلي منتظري نيز در گفت‌و‌گويي که در ويژه‌نامه روزنامه اطلاعات در اول آبان ۱۳۵۹ منتشر شده، درگذشت سيد مصطفي خميني را مشکوک و به احتمال قوي نقشه مشترک ساواک و رژيم عراق مي‌داند: «احتمال شهادت آن مرحوم به دست عمال استعمار قابل توجه است و به احتمال قوي اين توطئه با توافق پنهاني ساواک ايران و عراق انجام شده باشد و انگيزه اصلي آن را ضربه زدن به رهبر انقلاب بايد دانست. آن‌ها به خيال خود مي‌خواستند يکي از عناصر موثر در انقلاب اسلامي را از صحنه بيرون کنند غافل از اينکه (و مکروا و مکرالله و الله خير الماکرين)...» معصومه حائري هم عقيده دارد که همسرش را مسموم کرده بودند: «در مورد مرگ او بايد بگويم که ايشان را مسموم کردند ولي نفهميديم از چه طريق سم وارد بدن ايشان شد. او مرد فوق‌العاده سالمي بود و هيچ‌گونه بيماري نداشت. او قوي‌ترين بچه امام بود، به طوري که خانم هميشه از بچگي‌هاي او که خيلي قوي بوده تعريف مي‌کردند.» به گزارش «تاريخ ايراني»، در يادنامه سومين سالگرد «شهادت» حاج مصطفي خميني که روزنامه کيهان در اول آبان ۱۳۵۹ منتشر کرد نيز همسر او نقل کرده «وقتي بالاي سرش رسيدم دست‌هايش بنفش بود و تکه‌هاي بنفش نيز روي سينه‌اش ديدم. آقا مصطفي را بلافاصله به بيمارستان انتقال داديم. در آنجا به ما گفتند که حاج آقا مصطفي مسموم شده و دو ساعت است که تمام کرده است.» فريده مصطفوي (اعرابي) خواهر سيد مصطفي خميني به مانند همسر برادرش معتقد است او را به قتل رسانده‌اند و علت اين کار را توطئه رژيم به منظور ضربه زدن به حضرت امام مي‌داند: «در مورد شهادت ايشان بايد بگويم هرچه به سر ايشان آمد از همان سفر سوريه بود. به هر حال شايد تقدير چنين بود که با شهادتش انقلاب نضج بگيرد؛ چون پس از شهادت ايشان بود که انقلاب اوج گرفت. دشمن فکر مي‌کرد مي‌تواند با ضربه زدن به امام ايشان را از صحنه مبارزه خارج کند. بهترين ضربه به امام اين بود که بهترين اولادش را بگيرد. فرزندي که براي ايشان هم اولاد بود، هم دوست و يار و ياور. شايد هم انقلاب به چنين خون‌هاي پاکي احتياج داشت تا به پيروزي برسد. مرگ حق است ولي مرگ به صورت مسموم شدن خيلي ناحق است. به جبهه جنگ رفتن، کشته شدن ناجوانمردانه نيست ولي کسي که در خانه‌اش مسموم مي‌شود خيلي ناجوانمردانه است...» در ويژه‌نامه روزنامه اطلاعات از آيت‌الله اشراقي داماد امام خميني نقل شده که درگذشت سيد مصطفي خميني نقشه رژيم شاه بوده که با همدستي رژيم بعث به اجرا درآمد: «مرحوم آقا سيد مصطفي همراه امام به نجف تبعيد شدند و بعد با توطئه دولت شاه خائن به وسيله همين صدام حسين و حسن البکر به مقام رفيع شهادت رسيدند... به عقيده من اين انتخاب دو جهت داشت: يکي اينکه فکر مي‌کردند با کشتن آقا سيد مصطفي مي‌توانند روحيه امام را در هم شکنند و ديگر اينکه او يک تنه مبارزي بود که حريف همه اين روبهان بود؛ لذا از خود او خوف داشتند؛ ولي همان‌طور که همه ملت ايران آگاه هستند فوت حاج آقا مصطفي نه تنها روحيه امام را در هم نشکست بلکه امام را قاطع‌تر و مصمم‌تر براي ادامه مبارزه ساخت. دليل ديگر اين انتخاب همان‌طور که گفتم اين بود که حاج آقا سيد مصطفي مردي مبارز، مبتکر، نيرومند و خلاق بود و از اين جهت در سطح بسيار وسيعي مبارزات دامنه‌داري با رژيم شاه داشت. رژيم با اطلاع از مبارزات و فعاليت‌هايشان با اين عمل قصد رسيدن به اين دو هدف را داشت، اما خوشبختانه از آنجا که جنود غيبيه بايد مبارزات ما را به ثمر برساند و به فرمايش امام يکي از الطاف خفيه حق همين شهادت مرحوم حاج آقا مصطفي بود که مي‌توانيم بگوييم پيروزي امروز ما در برانداختن رژيم از همان روز فوت مرحوم آقا مصطفي که مبارزات قوت گرفت آغاز شده است.» نظري که حجت‌الاسلام رسولي هم‌حجره‌اي دوران فيضيه سيد مصطفي خميني هم آن را تکرار مي‌کند: «... شهادت آن مرحوم در عين اينکه براي ما تاثر زيادي را به همراه داشت، ولي بزرگترين کمک را به پيشرفت انقلاب اسلامي ما نموده است و وسيله بسيار موثري براي شکستن آن خفقان شديد دوران سياه که براي سرکوبي مبارزان به وجود آورده بود گرديد و مجالس پرشکوه ختم آن مرحوم مقدمه اربعين قيام طلاب و اهالي محترم شهر شهيدپرور قم و اربعين‌هاي ديگر و بالاخره پيروزي سريع انقلاب گرديد و با مقالات زيادي که در اين باره نوشته شده و اکثرا خود شاهد آن بوده‌ايد نيازي به شرح و توصيف بيشتر نيست و رژيم بعث و ساير همدستان و محرکين استعمارگر رژيم که نقشه خائنانه اين توطئه را ريختند، مانند نقشه‌هاي ديگر که با ناکامي روبه‌رو شدند در اينجا نيز به اراده حق‌تعالي نتيجه معکوس يافت.» ۴۰ سال پس از درگذشت سيد مصطفي خميني اما احتمال شهادت با مسموميت مورد توجه بيشتري قرار گرفته است. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
آخرین خبر | تاریخ ایرانی مطرح کرد: معمای سید مصطفی خمینی