1. برگزیده
کتاب

ماجرای یک نفوذی در سپاه دهه ۶۰

منبع
تسنيم
بروزرسانی
ماجرای یک نفوذی در سپاه دهه ۶۰
تسنيم/ جريان‌شناسي سياسي سال‌هاي اخير به خصوص سال‌هاي حساس بعد از انقلاب پر است از وقايعي که دانستن آنها مي‌تواند در فهم و شناخت بسياري از اتفاقات و بازيگران اين عرصه در حال حاضر، مهم و مؤثر تلقي شود. موارد متعددي نيز از نفوذهاي موفق در اين ساليان وجود دارد که کمتر کسي شنيده يا کمتر کسي به جزئيات مي‌تواند درباره آن صحبت کند. شايد در دهه‌هاي ابتدايي انقلاب نفوذ شخصي و فردي در درجه اول اهميت بوده باشد ولي در ساليان پيش‌رو قطعا اين نفوذ جاي خود را به نفوذ فکري و جرياني داده که صد البته درک مختصات و ابعاد نفوذ فردي مي‌تواند در تحليل اين عمليات‌هاي پيچيده نفوذ بسيار مثمر ثمرتر باشد. مقام معظم رهبري نيز مقابله با مسئله مهم نفوذ را با تبيين ابعاد آن اين چنين ميسر مي‌دانند: «راه مقابله با چنين نفوذي مجهز شدن سپاهيان به منطق مستحکم انقلاب از طريق افزايش قدرت اقناعي، منطقي و بياني در مورد انقلاب اسلامي است.». کتاب «نقابها»، که درباره نفوذ و استحاله و بررسي مصاديق آن در تاريخ معاصر به‌خصوص بعد از انقلاب است. نويسنده در اين کتاب هم با سبکي خاص به تاريخ انقلاب پرداخته و هم پرونده‌هاي مهم جاسوسي و امنيتي چهار دهه انقلاب را بررسي کرده است. عباس زريباف؛ ناجي رجوي از سپاه تا فرانسه عباس زريباف، يکي از برجسته‌ترين نيروهاي منافقين بود که خدمات ارزنده‌اي به آنها کرد. وب‌سايت سازمان مجاهدين درباره عباس زريباف مي‌گويد: «وي در سال 1358 در صف هواداران سازمان قرار گرفت و به فعاليت پرداخت. وي در فاز سياسي در ارتباط با بخش اطلاعات سازمان، ماموريت‌هايي را در کشف توطئه‌هاي سپاه پاسداران برعهده گرفت.» 1 عباس زريباف در بخش‌هاي مختلف از جمله بخش اطلاعات سپاه عهده‌دار مسئوليت شد. زريباف از طريق نفوذ در اداره شنود سپاه، اطلاعات ارزشمندي به دست آورد. براساس اطلاعات منتشر شده، وي در سال 1361 از کشور گريخته است. سيدمحمد هاشم‌پور يزدان‌پرست درباره نفوذ زريباف در سپاه مي‌گويد: «عباس زريباف هم از عناصر منافقين بود که در اطلاعات سپاه نفوذ کرده بود. هم خودش و هم زنش که الان اسمش يادم نيست با منافقين بودند که بعد از جريانات 30 خرداد 60 شناسايي و بازداشت شد ولي نمي‌دانم با چه نفوذي با سفارشاتي موقتا آزاد شد و فرار کرد.»2 * حضور در تسخير لانه جاسوسي آمريکا سيد محمد هاشمي از دانشجويان خط امام درباره زريباف مي‌گويد: «من ارتباط عباس زريباف با سازمان مجاهدين خلق و با فراري دادن آمريکايي‌ها که به سفارت کانادا پناهنده شدند را، با حسي متفاوت از حس عرفي در جو دانشجويان به دلم افتاده بود، استدلال تعقيب هم کردم و به بقيه دانشجويان گفتم که از زاويه عباس زريباف لطمه مي‌خوريم.»3 زريباف که از حاضرين در ماجراي تسخير لانه جاسوسي است، بسيار به عوامل اطلاعات نخست‌وزيري مانند تقي محمدي و خسرو تهراني نزديک بود. مهدي منتظر درباره وي گفته است: «در تسخير لانه، طيفي از انجمن اسلامي دانشجويان بود که التقاطي‌ها در آنها بودند. عباس زريباف با محسن قمصري اصفهان يک تيم بودند که البته زريباف رفت با منافقين. شايد هم از اول نفوذي بود... البته ارتباطاتي هم با محمد عطريانفر داشت...» 4. محمد هاشم‌پور يزدان پرست درباره حضور شک‌برانگيز زريباف در لانه جاسوسي مي‌گويد: «تعداد بيست و چهار تفنگ ژ-3 از واحد عمليات ما گم شده بود. معلوم بود افراد نفوذي در اين کار دست دارند... وقتي وارد اتاق آنها که در يک ساختمان نزديک زمين چمن سفارت بود و تقريبا از محل‌هاي مسکوني دانشجويي دور بود، شديم، آنان که حدود پنج نفر بودند، زبان به گله گشودند و از گم شدن سلاح‌هاي خود خبر دادند. يکي از آنان در حالي که بغض گلويش را گرفته بود، با اعتراض و تقريبا با فرياد مي‌گفت: آقاي اصغر‌زاده! من مسلسلم را در اين طاقچه گذاشته بودم؛ اما مسلسل من را دانشجويان خط امام! دزديده‌اند. من در اين مملکت ديگر به چه کسي مي‌توانم اعتماد کنم؟! اين جريان براي ما خيلي تلخ بود. به شدت ناراحت شده بودمي. بچه‌هاي عمليات خيلي پيگيري کردند تا از موضوع سردربياورند. نهايت به يک نفر مشکوک شدند و آن هم کسي نبود مگر عباس زريباف! دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف. علت مشکوک شدن به او نيز اين بود که او به علت داشتن همسر هر روز مي‌توانست از لانه خارج شود. او يک ماشين پيکان نيز داشت که با آن به درون لانه مي‌آمد و اين بهترين محمل براي خروج سلاح بود. متأسفانه مسئول عمليات و دو نفر از شوراي مرکزي لانه که دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف بودند، به او اعتماد زيادي داشتند و همين موجب شد که گزارش ساير دانشجويان مورد توجه آنان قرار نگيرد..».5
سيدمحمد هاشمي درباره نفوذ زريباف در ميان دانشجويان خط امام گفته است: «متأسفانه چند نفر از وابستگان آنها در بين دانشجويان خط امام نفوذ کرده بودند. شنيدم يکي از همين نفوذي‌ها بعدا به دليل رابطه با منافقين و جاسوسي براي آنها، دستگير شده است و احتمالا آن گونه که شنيدم کارش به اعدام هم کشيده است. يکي از دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف نيز به نام عباس زريباف، از کادرهاهي سازمان منافقين که در بلوک ما بود. او مسئوليت کنفرانس نهضت‌هاي آزادي‌بخش را که دانشجويان برپا نمودند و رهبران و نمايندگان اين نهضت‌ها را در تهران دور هم گردآوردند، به عهده گرفته بود و خدا مي‌داند منافقين از طريق او چه اطلاعاتي را از اين نهضت‌ها به دست آوردند و در اختيار آمريکا و اسرائيل گذاشتند و چه ضرباتي را از اين طريق بر آنان وارد نمودند و اين در حالي بود که نمايندگان نهضت‌ها در تهران در جلسات روي خودرا مي‌پوشاندند!»6 * چه کسي سبب فرار بني‌صدر و رجوي شد؟ زريباف با همکاري در اداره شنود اطلاعات سپاه و لو دادن خانه‌هاي تيمي عمليات کنندگان سطح پايين سازمان، قصد فريب نيروهاي اطلاعاتي را داشت. وي از اين فرصت استفاده کرده بود و لو رفتن محل دقيق اختفاي ابوالحسن بني‌صدر و مسعود رجوي را نيز در تهران به سازمان اطلاع داده بود. به گفته شاهدان عيني تيم عملياتي ضد منافقين، خانه به خانه رئيس جمهور مخلوع و همراه منافقش را تحت تعقيب داشت و آنها فقط ساعتي قبل از حمله به خانه امنشان از آنجا فرار کرند و سپس از کشورخارج شدند و اين کار عباس زريباف بود. در روايتي ديگر عباس زريباف حتي محل جلسه مسئولان اطلاعاتي سپاه را به منافقين داده بود که با خمپاره محل جلسه را زير آتش بگيرند و چند لحظه قبل از حادثه از محل جلسه خارج شد و چند لحظه پس از حادثه به محل بازگشت و چون ناکام بودن ترور جمعي را ديدند در مقام مدعي به آه و ناله پرداخت؛ اما همين غيبت موجب شک شد و به بازداشت عباس زريباف انجاميد. «ر.ز» از همکاران نزديک زريباف در اداره اطلاعات سپاه، درباره وي مي‌گويد: «همين امروز که دارم درباره عباس زريباف حرف مي‌زنم، باورم نمي‌شود او چنين موجودي بود و چنين سرنوشتي پيدا کرد. اصلا در ذهنم نمي‌گنجيد عباس منافق باشد. او بسيار موجه و شديدا عليه منافقين فعال بود. البته ما اين‌گونه مي‌پنداشتيم. عباس طي مدتي که با ما کار مي‌کرد7، توانسته بود عناصر ديگري را هم نفوذ دهد که بعد از فرار او، آنها را دستگير کرديم.»8 «ر.ز» در اين باره مي‌گويد: «همه ما در حيرت و عصبانيت بوديم. درست چند دقيقه قبل از اينکه ما برسيم، منافقين خانه تيمي‌اي را که شناسايي کرده بوديم، تخليه کرده و گريخته بودند. مانده بوديم که آنها از کجا به اين سرعت از حرکت ما مطلع مي‌شوند. اصلا در مخمان نمي‌رفت که يکي از همکاران خودمان به آنها اطلاع مي‌دهد. بعد از اينکه عباس فرار کرد، به خارج از کشور رفت و به منافقين پيوست، در بازجويي او دوستان او متوجه شديم که عباس وقتي متوجه مي‌شده که ما خانه تيمي‌اي را شناسايي کرده‌ايم، سريع با آنها تماس مي‌گرفته و حرکت ما را اطلاع مي‌داده که آنها هم سريع خانه را خالي مي‌کردند.»8 * نجات رجوي در پاريس مهم‌ترين خدمت عباس زريباف به منافقين در پاريس بود. در خرداد 1365 طي توافقي که طارق يوحناعزيز، وزير خارجه مسيحي صدام حسين در فرانسه با مسعود رجوي انجام داد، قرار شد منافقين براي ادامه مبارزه خود عليه جمهوري اسلامي ايران در خاک عراق مستقر شوند و از اين طريق با عمليات نظامي در مرز، در کنار عمليات تروريستي در داخل ايران، بيش‌تر و بهتر به صدام خدمت کنند. همه توافقات با نظارت فرانسوي‌ها صورت گرفته بود. 17 خرداد 1365 قرار بر اين بود تا مسعود رجوي به فرودگاه پاريس رفته و سوار بر هواپيمايي ويژه، مستقيم به بغداد پرواز کند. دقايقي قبل از حرکت از دفتر سازمان در پاريس، عباس زريباف که مسئوليت امنيت رجوي را برعهده داشت، به فکر فرو رفت و از وي خواست تا عجله نکند و دقايقي به او اجازه دهد. رجوي از اين کار عباس تعجب کرد که زريباف به طرف تلفن رفت و شماره‌اي را گرفت همه منتظر ماندند تا ببينند او چه مي‌کند و قصد تماس با چه کسي را دارد. - سلام من از تهران تماس مي‌گيرم... پس چي شد عمليات؟ ما اينجا منتظر هستيم... - دقايقي بعد عباس زريباف با خنده گفت: موفق باشيد برادر - التماس دعا. گوشي را گذاشت و رو به مسعود رجوي گفت: هواپيمايي که قرار بود با اون بريم بغداد عازم تهرانه بود. چشمان همه به خصوص رجوي، از تعجب گرد شد که زريباف ادامه داد: اون هواپيما در اختيار دستگاه‌هاي اطلاعاتي ايران بود و قرار بود به محض اينکه سوار شديم، دستگير شده و مستقيم به تهران منتقل بشيم. مسعود رجوي از اين حرکت عباس بسيار ذوق‌زده شد و همواره حيات خود را مديون او مي‌دانست و از اين عمل دولت فرانسه به عنوان خيانت و معامله سياسي با دولت ايران ياد مي‌کرد. مسعود رجوي عازم بغداد شد ولي عباس زريباف همراه تعدادي از عناصر کار کشته و امنيتي منافقين، در پاريس ماندند تا آغازگر فصلي جديد از خيانت در حق ملت ايران و خوش خدمتي به آمريکا و صدام، باشند.9 * جاسوسي تلفني در فرانسه تماس تلفني زريباف که منجر به نجات رجوي از دو قدمي بازداشت شد، او را به اين فکر انداخت تا از اين روش نو، بشتر و بهتر بهره‌برداري کند. گروهي 15 نفره شامل 11 مرد و 4 زن که به لهجه‌هاي محلي ايران کاملا آشنا بودند، زير نظر مستقيم عباس زريباف دوره‌هاي خاص و شيوه‌هاي تخليه اطلاعاتي و جاسوسي تلفني را آموختند و کار خود را در همان پاريس و با حمايت مالي و امنيتي دولت فرانسه آغاز کردند. در يکي از اين تماس‌هاي موفق که توسط شخص عباس زريباف صورت گرفت، وي خود را از فرماندهان ارشد جنگ جا زد و با يکي از قرارگاه‌هاي عملياتي در جنوب ايران تماس گرفت. زريباف که به روابط و نوع بيان نيروهاي بسيجي و سپاهي آشنايي کامل داشت، توانست در 45 دقيقه، يکي از فرماندهان را کاملا تخليه اطلاعاتي کرده و موقعيت يگان‌هاي نظامي ايران، زمان و چگونگي عمليات را کشف کند و به عنوان هديه‌اي ارزشمند به رجوي بدهد تا او تقديم صدام کند. با لو رفتن تماس جعلي، عملياتي که ايران براي انجام آن در شلمچه تدارک زيادي ديده بود، منتفي شد. در مورد ديگري وي در تماس‌ها خود را مسئول دفتر نخست‌وزير وقت جا مي‌زد و توانست اطلاعات محرمانه بسياري کشف کند. آن زمان، مسئولين واحد اطلاعات نخست‌وزيري که در نبود وزارت اطلاعات، وظايف امنيتي کشور را برعهده داشتند، خسرو تهراني و سعيد حجاريان از دوستان قديم عباس بودند. کار اين گروه 15 نفره فقط به تماس با رده‌هاي بالاي مملکتي و قرارگاه‌ها خلاصه نمي‌شد؛ طي تماس با پايگاه‌هاي بسيج و محل‌هاي اعزام نيرو - که غالبا زن‌ها تماس گرفته و با گريه، خواهش و التماس، خود را مادر رزمنده‌اي که در جبهه است، جا مي‌زدند - از آمار و اطلاعات نيروهاي اعزامي و با تعداد شهدا در عمليات، مطلع مي‌شدند. اينکه عباس زريباف با حمايت چه کساني و - آن هم در سال 1360 که حساسيت‌ها بسيار زياد بود - چگونه تا آن رده و مسئوليت مهم امنيتي نفوذ کرده است، از مسائلي است که هنوز پاسخي براي آن پيدا نشده است. * حمله به اداره ضد اطلاعات محسن رضايي فرمانده وقت سپاه درباره نحوه ضربه زني به عوامل نفوذي مجاهدين در سپاه مي‌گويد: «سازمان از طريق عوامل نفوذي وارد شد و اولين اقدام آن بمب‌گذاري هفت تير سال 60 بود. ما هيچ اطلاعي از اين مسئله نداشتيم. حتي از کاري که نسبت به شهيد قدوسي شد اطلاع نداشتيم، چون سازمان از طريق عوامل نفوذي و سرّيشان عمل مي‌کردند و توسط بخش اطلاعاتي سازمان سازماندهي مي‌شدند. ما در اواخر شهريور ماه [سال 60] توانستيم به شبکه اطلاعات منافقين نفوذ کنيم و حسين رنجبران، الماس و عباس زريباف را در اواخر سال 1360 شناسايي و دستگير کرديم. ما اول شبکه اجتماعي و بعد شبکه نظامي سازمان را زديم. آخر سال 60 توانستيم شبکه اطلاعاتي سازمان را پيدا کنيم و در اواخر سال 60 به اطلاعات منافقين ضربه وارد کرديم. دليل تأخير هم اين بود که کس ديگري غير از مسعود رجوي و موسي خياباني از شبکه اطلاعاتي سازمان اطلاع نداشت و از منابع به کلي سري سازمان بود که کنار مسئولان کشور يا جاهاي حساس کاشته بودند و اطلاعاتشان را در رده بالاي سازمان نگهداري مي‌کردند. اين‌ها مي‌خواستند با استفاده از عوامل نفوذي خود، رأس نظام را بزنند. منافقين يکي از عوامل نفوذي خود را هم نزد امام فرستاده بودند، اما موفق نشده بود.»10 محسن رضايي درباره سوءقصد منافقين به دفتر اطلاعات سپاه مي‌گويد: «منافقين در تشکيلات ما يک فرد نفوذي به نام عباس زريباف داشتند که پانزده دقيقه قبل از اينکه به محل کار من حمله شود، به داخل اتاق آمد و پس از احوالپرسي در را بست و رفت. ربع ساعت بعد، به محل کار من در ساختمان ستاد مرکزي حمله شد. ما در قسمت شمالي ستاد جايي مستقر شده بوديم که ديوار دور ساختمان‌ها با ساختمان ستاد کمتر از ده متر فاصله داشت. منافقين از دو کوچه بن‌بست منتهي به اين ديوار با دو وانت و دو تيم عملياتي مجموعا نه نفر، با آر.پي.جي7 محل اقامت من را از دو نقطه شمال و جنوب و از سمت غرب به شرق هدف قرار دادند و در مجموع، پنج گلوله آر.پي‌.جي 7 محل اقامت من را از و نقطه شمال و جنوب و از سمت غرب به شرق هدف قرار دادند و در مجموع، پنج گلوله آر.پي‌.جي7 به صورت ضربدري به اتاق من شليک کردند. من اول فکر کردم خمپاره است و زير ميز رفتم، بعد متوجه شدم خمپاره نيست و اگر در اتاق بمانم چون هدف گرفته شده، ممکن است باز گلوله‌هاي بيشتري بيايد. لذا از طبقه سوم و راه پله‌ها پايين آمدم و به حيات رفتم، در حالي که ترکش‌ها دست و پاهايم را مجروح کرده بود.»11
جمالي يکي از مسئولين اطلاعات سپاه درباره حمله مي‌گويد: «اگر يادتان باشد حمله زماني رخ داد که شما به اتاق من آمده بوديد. در زمان شروع حمله در اتاق بزرگ جلسه داشتيم. شما آن سرميز نشسته بوديد و من هم اين سر ميز که حمله با آر.پي.جي7 آغاز شد. بچه‌هاي ضد اطلاعات يا حفاظت اطلاعات سپاه به عباس زريباف به خاطر خانمش که از توابين و منافقين بود، مشکوک شده و دو يا سه روز قبل از حمله قصد داشتند او را دستگير کنند، ولي او خيلي سروصدا کرده و نزد شما براي شکايت آمده و گفته بود که اين بچه‌ها به من مشکوک هستند و مي‌خواهند من را بگيرند. به اين بهانه پيش شما آمده بود. حتي روز قبل از حمله بچه‌هاي حفاظت اطلاعات سپاه به عباس مشکوک شده بودند.» انقلاب ايدئولوژيک سازمان در سال 1364، سرفصلي جديد در زندگي مبارزاتي زريباف بود و او را با آرمان‌ها و هدف‌هاي سازمان در مدار جديد پيوند زد. زريباف پس از تشکيل ارتش آزادي‌بخش جعلي منافقين، در يگان‌هاي رزمي سازماندهي شد و در فروغ جاويدان شرکت کرد و صبح روز پنج‌شنبه، چهارمين روز نبرد، از ناحيه پا مجروح و در نهايت کشته شد. بعد از اينکه عباس زريباف کشته شد، سال 1370، سميه و زهرا، فرزند وي و بهجت عبداللهي، همسرش، به همراه تعدادي ديگر از فرزندان کشته شدگان که در پادگان اشرف زندگي مي‌کردند، به دستور سران منافقين از عراق به آلمان منتقل شدند.»12 پاورقي 1. mojahedin.org/martyrs/20770 2. رضا گلپور (1381) شنود اشباح، تهران،کليدر،ص 118 3. گفتگوي فارس با سيد محمدهاشمي 4. رضا گلپور (1381)، شنود اشباح، پيشين، ص 186 5. موافقت سياسي توده اي و مارکيسيت ف مخالفت نظري بازرگان و استعفاي دولت موقتف خبرنامه دانشجويان ايران، کد خبر، 146347، 8 آبان 1393 6. دانشجويان را متهم به سند سازي مي‌کردند، سيد محمد هاشمي در گفتگو با فارس،پيشين 7. بر اساس برخي اطلاعات ، عباس زريباف از مسئولين برجسته بخش شنود زنده تلفني واحد اطلاعات سپاه پاسداران بود که وظيفه اصلي آن شناسايي خانه هاي تيمي تروريست هاي منافق بود تا به واحد عمليات اعلام کند و آنها به آنجا حمله کنند. 8. بازخواني انتقال رهبر منافقين از فرانسه به عراق وب سايت شفاف،کد خبر: 277082، 15 شهريور 1393 9. عباس زريباف، نفوذي منافقين يا اصلاح طلبان؟! وبلاگ خاطرات حميد داوود آبادي 10.اطلاعات سپاه و سازمان مجاهدين خلق (منافقين) بخش پنجم، جلسات هجدهم و بيستم تاريخ شفاهي محسن رضايي ، مرکر اسناد و تحقيقات دفاع مقدس ، 12 اسفند 1394 11. تشکيل ضد اطلاعات در اطلاعات سپاه جلسه نهم تاريخ شفاهي محسن رضايي مرکر اسناد و تحقيقات دفاع مقدس ، 5 اسفند 1394 12.عباس زريباف ، نفوذي منافقين يا اصلاح طلبان؟! وبلاگ حميد داوود آبادي 27 خرداد 1391 ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره