0
0
0

از چه منابعي استفاده کرديد؟
در اين ۴ سال عمده منابع مربوط به تاريخ اسلام و زندگي حضرت فاطمه (س) را مطالعه کردم که منجر به نوشتن اين رمان و رمان بعدي که در دست چاپ دارم شد. پژوهش کاملي بود که شامل تمام منابع شد. کتابهايي که در مورد تاريخ صدر اسلام بوده و به فارسي ترجمه شدند را خواندم. مي توانم بگويم هر کتابي که در اين مورد بود را مطالعه کردم.
فکر مي کنيد خود سوژه به اندازه کافي جذاب است که خواننده تا پايان کتاب را بخواند. اگر نه شما به عنوان نويسنده چه جذابيت هايي را به آن افزوديد تا انگيزه مطالعه کامل کتاب را در خواننده بيشتر کند؟
در پاسخ به اين سوال بايد عرض کنم هرسوژه اي اگر قصه خوبي داشته باشد قطعاً نظر مخاطب را جلب ميکند. فکرميکنم اين سوژه قابليت زيادي داشت تا تبديل به قصه جذابي شود. البته به شرطي که در نگارش، شخصيت پردازي درستي داشته باشد و قصه اصلي و قصه هاي فرعي متناسب با سوژه، خوب مطرح و پرداخت شده باشد. من براساس تجربه نگارشي و به پشتوانه پژوهش کاملي که داشتم تلاش کردم اين امر محقق شود.
هدف شما صرفاً ترسيم شرايط اجتماعي آن دوران بود يا اهداف ديگري هم مورد توجه شما قرار داشت؟
من به نسبت موقعيت قصه که در دوران صدر اسلام رخ ميداد بايد قصه اي در مورد آن سالها مينوشتم، هرچند کار بسيار سختي بود ولي سعي کردم برپايه تحقيقاتي که انجام دادم به بهترين شکل آن موقعيت را ترسيم کنم.
به نظر مي رسد که شخصيت هاي کتاب شما خاکستري هستند. راحت ميشود با آنها هم ذات پنداري کرد.شما با اين برداشت موافق هستيد؟
شخصيت هاي قصه در سالهاي خيلي دور زيست مي کردند اما مخاطب امروز خيلي راحت ميتواند با آنها ارتباط برقرارکند. چون دنياي روابطآنها خيلي دور از زندگي امروزي نيست، تفاوت در نوع زندگي است. بلي شخصيت ها خاکستري هستند. يعني هم خصلت هاي خوب و هم خصلت هاي بد در وجودشان هست. اشتباهاتي هم که مرتکب ميشوند، هرچند فاحش باشد ولي انسان و داراي احساسات مختلفي هستند که متناسب با آنها به حوادث پيرامون خود واکنش نشان مي دهند.اين واکنش ها براي مخاطب امروز ملموس است و ميتواند با آنها همذات پنداري داشته باشد.
براي خيلي ها ممکن است واقعاً اين سئوال مطرح باشد که چرا در آن دوران دختران را زنده بگور مي کردند. شما که در اين مورد مطالعه کرديدچه پاسخي به اين سئوال مي دهيد؟
اين سوال الان دغدغه ذهني مردم نيست. بلکه ممکن است در مرحله اي از زندگي يک مسلمان خصوصاً خانم هامطرح شود که چرا در دوران جاهليت اينکار را انجام مي دادند.من در قالب قصه به همين اندازه به اين سوال پاسخ دادم.
آيا خواننده با مطالعه کتاب به پاسخ مي رسد؟
من تلاش کردم که اين اتفاق بيافتد.حالا بايدخوانندگان کتاب پاسخ بدهند که آيا محقق شده يانه
سوژه را شما به انتشارات جمکران پيشنهاد داديد يا پيشنهاد ناشر به شما بود؟
اين سوژه را من براي نوشتن فيلمنامه تبديل به طرح کرده بودم. طرح را به انتشارات جمکران ارائه دادم که پسنديدند و شروع به بازنويسي طرح براي رمان کردم.
بازخورد کتاب شما نزد مخاطبان چگونه بود؟ گزارشي داريد؟
مي توانم بگويم بازخورد کتاب براي همه اقشار جامعه خيلي خوب بود. چون من ازشعاردادن و مستقيم گويي در مورد اسلام پرهيز کردم و قصه عاشقانه اي گفتم که آشنايي با دين اسلام به کامل شدن اين عشق کمک ميکرد. اين نقطه قوت قصه فرارازشب بود. تقريباً ميتوانم بگويم همه به اين نکته اشاره کردند که ما نميدانستيم قصه مربوط به دين و شريعت مااست.
شما يک فيلمنامه نويس هستيد ايا کتاب شما مي تواند مبناي ساخت يک سريال يا فيلم قرار گيرد؟
بله اين قصه الان قابليت يه تله فيلم يا فيلم سينمايي را دارد. ولي براي سريال شدن بايد قصه هاي ديگري به آن اضافه کرد.
کتاب يا کتاب هاي جديدي در دست انتشار داريد؟
بلي همانطور که اشاره کردم، کتاب ديگرم که در حال چاپ هست قصه اي در مورد زندگي فضه خادمه خانم حضرت فاطمه (س) است. قصه فضه را بعد از پژوهش کامل ومفصلي که داشتم نوشتم و ميتوانم بگويم که تاکنون هيچ قصه اي از زندگي خادمه خانم حضرت فاطمه (س) نوشته نشده است که الحمدلله باعنايت ايشان و لطف خدا اينکار محقق شد.رمان ديگري هم در دست نگارش دارم.