انتشار کتابی درباره جدایی بحرین از ایران

ايسنا/ کتاب «گناه نابخشودني ـ جدايي بحرين از ايران ـ رفراندوم دروغين» تاليف احمد اقتداري به کوشش اميرحسين مرادخاني منتشر شد.
اين کتاب در ۱۶۰ صفحه، با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قيمت ۱۸۵ هزار تومان توسط انتشارات مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامي منتشر شده است.
در معرفي کتاب «گناه نابخشودني ـ جدايي بحرين از ايران ـ رفراندوم دروغين» توسط ناشر عنوان شده است: زندهياد احمد اقتداري را به حق ميتوان پدر مطالعات خليج فارسشناسي در ايران ناميد. هرچند پيش از او بزرگاني چون سديدالسلطنه، عباس اقبال آشتياني، صادق نشأت و محيط طباطبايي آثاري ارزشمند در تاريخ و جغرافياي خليج فارس پديد آوردند، اما آثار احمد اقتداري درباره خليج فارس داراي ويژگيهايي است که آن را از آثار ديگران متمايز ميکند. بارزترين اين ويژگيها توجه او به منافع ملي ـ تاريخي و به حق ايران در آبهاي خليج فارس است، زيرا احمد اقتداري زاده زمانهاي بود که بيگانگان، آشکار و نهان، چشم طمع به منافع تاريخي ايران در کرانههاي خليج فارس دوخته و براي رسيدن به هدفهاي خود دست به اقدام و عمل گشوده بودند. روحيه ايرانخواهي وي که اين دستاندازيهاي بيگانگان به منافع ملي ايرانيان را برنميتابيد، او را بر آن داشت تا با تاليف آثاري درباره پيشينه حضور تاريخي ايرانيان در کرانههاي خليج فارس به اين سياستها پاسخي درخور دهد.
کتاب پيش رو نمونهاي از اين دست آثار اوست. وي در پيشگفتار اين کتاب به بررسي اسناد منتشرشده دستگاههاي سياسي و امنيتي بريتانيا و شرايط سياسي ايران در دوره سلطنت رضا شاه و گفتوگوهاي ديپلماتيک ايران و بريتانيا بر سر مساله بحرين در آن زمان و چگونگي زمينهچينيهاي بريتانيا، براي جدايي رسمي بحرين از ايران در دوره محمدرضا شاه پهلوي و نظرسنجي دروغين ويتوريو گيچياردي، نماينده سازمان ملل، در موضوع استقلال اين جزيره از ايران، که به غلط نام رفراندوم به خود گرفته، ميپردازد. وي در اين کتاب به تاريخ بحرين از روزگاران باستان و حضور ايرانيان در بحرين از روزگاران هخامنشيان تا برآمدن آفتاب اسلام و تاريخ اين جزيره، از آغاز دوره اسلامي تا جدايي رسمي آن از ايران در دوره پهلوي دوم، با استناد به يافتههاي باستانشناسي و منابع تاريخي و سندهاي منتشرشده پرداخته است. در پايان، تذکر اين نکته ضروري است که عنوان کتاب، برگزيده و انتخاب زندهياد استاد احمد اقتداري است.
در مقدمه کتاب به قلم شادروان استاد احمد اقتداري آمده است: بحرين، مجمعالجزايري که با سواحل شمالي شبه جزيره عربستان سعودي (منطقه لحساء = الأحساء) به روزگاري دراز، از پيش از هخامنشيان، و از دوره تسلط اشکانيان بر خليج فارس و غرب ايران، جزئي از آب و خاک ايران بوده است، و به روزگار ساسانيان «ايالت ميشماهيگ» ناميده ميشده و مستقيماً با دربار تيسفون مربوط بوده است. در سدههاي اخير يعني در اوايل دوره قاجاريه، پس از اخراج پرتغاليها از جزيره هرموز و شرق آفريقا و با ورود اروپائيان به خليج فارس و رقابت دولتهاي هلند و انگليس و فرانسه و آلمان، برخلاف همه اصولِ قوانين بينالمللي، بحرين به تصرف بلامنازع انگلستان درآمد. انگلستان نيز براي حفظ منافع و اعمال سياستهاي استعمارياش، با شيوخ عرب سواحل جنوبي خليج فارس قراردادهايي منعقد ساخت و بحرين را رسما و عملا و نه قانونا از ايران جدا کرد و تحت تصرف حاکم عرب آن ناحيه، شيخ عيسي آل خليفه قرار داد. ايران تا روزگار محمدرضا شاه پهلوي از قبول اين تصرف غيرقانوني خودداري کرد؛ خاصه در دوره احمد شاه قاجار و رضا شاه پهلوي، مذاکرات و مجادلاتي بين ايران و انگلستان صورت گرفت که نه احمد شاه قاجار و نه رضا شاه پهلوي، اين جدايي غيرقانوني و استعماري را قبول نکردند و تا زمان سلطنت محمدرضا شاه، بحرين جزئي از ايران قلمداد ميشد و تمبر پست بحرين مانند تمبر پست داخله ايران بوده و عبور و مرور اتباع ايران و بحرين، نيازي به اخذ ويزاي متعارف نداشت.
با خروج انگلستان از کانال سوئز و خليج فارس (البته صوري و غيرواقعي) و تشکيل دولت امارات متحده عربي، بنابر تدبير مکارانه انگلستان، سازمان ملل متحد طرحي پيشنهاد کرد که در بحرين رفراندومي برگزار شود. شاه ايران قبول کرد و ظاهرا مردي به نام گيچيياردي از طرف سازمان ملل، مامور اين رفراندوم شد. او ادعا کرد که: رفراندوم کرده و مردم بحرين قبول کردهاند که از ايران جدا شوند. اين رفراندومِ مصلحتي و دروغين، مورد قبول پادشاه ايران قرار گرفت و در مجلس شوراي ملي نيز تصويب شد و متعاقبا بحرين را از ايران جدا کردند و اين گناه نابخشودني را مرتکب شدند. بحرين در طول تاريخ، همواره جزئي از سرزمين ايران بوده است و هشتاد درصد مردم آنجا شيعه و فارسي زبان و از نواحي لارستان، خوزستان، بلوچستان، بوشهر، دشتستان و هرموزگان هستند؛ آنان هرگز اين رفراندوم ساختگي و دروغين را به رسميت نشناخته و نپذيرفتهاند.
حکومت بحرين در سالهاي اخير، فارسيزبانان شيعه بحرين را مورد آزار و شکنجه و کشتار قرار داده است که در نتيجه، جمعي به ايران و جمعي به اقصي نقاط اروپا و آمريکا مهاجرت کردهاند.
البته در همان سال ۱۳۵۰ ش به حسب توافق پادشاه ايران و دولت انگلستان، سه جزيره تمب بزرگ و تمب کوچک و ابوموسي به تصرف ارتش ايران درآمد و شايد تنها دليل اين توافق و اين گناه بزرگ، همين امکان واگذاري سه جزيره به ايران و استقرار ارتش ايران در آن جزاير بوده است. خود پادشاه ايران هم از آن بيم داشته که بعد از او، مردم ايران اين اقدام را به حساب خيانت وي بگذارند و نه خدمت (خاطرات عَلَم به نقل از مجله بخارا).
اکنون اين کتاب درباره همه آن مسائل نوشته شده و اميد است که دستکم ايرانيان ايراندوست از آن درس عبرتي گيرند ...
اين کتاب از تاريخ ۲۱ خردادماه ۱۴۰۰ قابل سفارش است. علاقهمندان به تهيه اين کتاب براي کسب اطلاع بيشتر ميتوانند با فروشگاه انتشارات مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامي: ۰۲۱۲۲۲۹۷۶۷۷ و ۰۹۱۲۷۳۶۲۶۸۴ تماس بگيرند.














