جامه نو بر تن ادبیات کهن!

منبع
خبرگزاري کتاب ايران
بروزرسانی
جامه نو بر تن ادبیات کهن!

خبرگزاری کتاب ایران/مهدی آذریزدی را نخستین کسی می‌دانند که به بازنویسی قصه‌های قرآنی و گنجینه ادبیات پارسی پرداخت و مجموعه «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» را نوشت؛ چراکه دریافته بود کودکان، قصه را دوست دارند و لازم است با پیشینه فرهنگی خود آن هم با زبانی ساده و امروزی آشنا شوند.
 
نه شهرت می‌خواست، نه پول؛ فقط می‌خواست بچه‌ها مثل خودش، بدون کتاب بزرگ نشوند. برای همین «کلیله و دمنه» را که داستان‌هایش برای ما بچه‌ها سخت است، به زبان ساده بازنویسی می‌کند و اسم‌شان را می‌گذارد: «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب». انتشارات معروفی هم آن را چاپ می‌کند و بعد دوباره چاپ می‌شود و دوباره و دوباره... این تمام ماجرا نبود. اصلا بگذارید بپرسم؛ می‌دانید قرار است درباره‌ چه کسی حرف بزنیم؟ درباره‌ مهدی آذریزدی؛ کسی که 18 تیرماه به یاد او، روز ملی ادبیات کودک و نوجوان نامگذاری شده است.
 
«قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب»، یک دوره‌ هشت جلدی است که داستان‌های «کلیله و دمنه، سندبادنامه، قابوس‌نامه، مرزبان‌نامه، مثنوی مولوی، قصه‌های‌عطار، گلستان، قصه‌های قرآن و قصه‌های چهارده معصوم» را برای بچه‌ها ساده کرده و از نخستین کسانی است که به بازنویسی داستان‌های قرآنی و گنجینه ادب پارسی برای بچه‌ها پرداخته است. راستی مهدی آذریزدی برای نوشتن این مجموعه در سال 1342، از سازمان جهانی یونسکو جایزه گرفته و «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» به زبان‌های ازمنی، اسپانیایی، چینی و روسیه ترجمه شده است؛ اصلا به همین دلیل آذریزدی را پرتیراژترین نویسنده‌ تاریخ ادبیات کودک در ایران می‌دانند؛ اما بازنویسی و بازآفرینی ادبیات کلاسیک چه ضرورتی دارد و به چه کار هنر و فرهنگ امروز می‌آید؟
 

ضرورت گردآوری قصه‌ها و افسانه‌ها
اسدالله شعبانی، شاعر و نویسنده کودک و نوجوان، قصه‌ها، افسانه‌ها و متل‌ها را درشمار ادبیات شفاهی یک ملت می‌داند و می‌گوید: ادبیات شفاهی، گونه‌ای از ادبیات است که به همت توده مردم شکل گرفته و سینه به سینه نقل شده تا به نسل حاضر رسیده است. از این رو متولیان فرهنگی باید به حمایت از کسانی بپردازند که قصه‌ها و افسانه‌ها را گردآوری، ثبت و ضبط می‌کنند.
 
شاعر مجموعه «شیشه‌های آسمان» بر این باور است که اسطوره‌ها واقعیت را به انسان نشان داده و بهتر زندگی کردن را به او آموزش می‌دهند. قصه‌هایی که با زبانی نمادین از نیازها و خواسته‌های درونی انسان سخن می‌‌گویند و با آشکار کردن آرزوهای پنهان آدمیان، تخیل آنها را برمی‌انگیزند.

شعبانی، نخستین تلاش‌های هدفمند در زمینه گردآوری قصه‌های ایرانی را به صادق هدایت، ابوالقاسم انجوی شیرازی و صبحی مهتدی نسبت می‌دهد و می‌گوید: پس از این سه نفر بود که نویسندگان و اهل فرهنگ به اهمیت قصه‌های کهن پی بردند و دریافتند که مردم، قصه‌ها و افسانه‌ها را دوست دارند. از آن پس، سنت گردآوری قصه، خواه به معنای مردم شناختی و خواه به معنای عام و ادبی آن در میان نویسندگان ایرانی رواج پیدا کرد و فرهنگ و ادبیات شفاهی ایران بر بسیاری از شاعران و نویسندگان تاثیر گذاشت.
 
به گفته نویسنده «قصه‌های شیرین شاهنامه»، حیف است در روزگاری که شهر کوچکی چون دبی برای خود تاریخ و هویت و فرهنگ جعلی می‌سازد ایرانیان تا این اندازه از پیشینه تاریخی و فرهنگی خود بی‌خبر باشند؛ قصه‌هایشان را نشناسند و هیچ تلاشی برای حفظ و انتقال آن نکنند. شاید هم تصور مردم این است که روزگار قصه گفتن و قصه شنیدن به سر آمده یا بهتر است از اوهام و تخیلات رها شوند و پا به دنیای واقعیت بگذارند؛ اما حقیقت این است که قصه‌ها همیشه جذاب‌اند و این به عهده سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی است که زمینه‌های این شناخت را فراهم آورند.
 
زبان یا یک وسیله ارتباطی بی‌روح؟
محمد میرکیانی، نویسنده کودک و نوجوان هم معتقد است که نسل جدید با تعابیر، اصطلاحات و تکیه‌ کلام‌های عامیانه آشنا نیست و به یک زبان خنثی که از خصوصیات یک زبان غنی بی‌بهره است، روی آورده و اگر همه چیز این‌گونه پیش برود، آنچه از زبان باقی می‌ماند، یک وسیله ارتباطی بی‌روح است.
 
به باور نویسنده مجموعه «قصه ما مثل شد» نسبیت درجهان قصه،معنای چندانی ندارد؛ چراکه آنها که قصه را می‌خوانند یا می‌شنوند دوست دارند همه چیز سپید سپید یا سیاه سیاه باشد. اصلا دل آدم‌ها می‌خواهد خوبی بر بدی و روشنی بر تاریکی چیره شود. اصلا این یک نیاز فطری و طبیعی است.
 
میرکیانی با اشاره به این‌که بازنویسی یا بازآفرینی قصه‌ها به امروز و دیروز تعلق ندارد می‌گوید: بسیاری از قصه‌های مثنوی، حکایت کسانی بوده که پیش از مولانا زندگی می‌کرده‌اند یا فردوسی در شاهنامه به روایت کردن داستان‌هایی پرداخته که دهقان‌های پیش از او گفته و نقل کرده‌اند. طبیعی است که این داستان‌ها سینه به سینه منتقل شده و به‌روز شده‌اند. حالا وظیفه ماست که آنها را با استفاده از ابزار مدرن روایت کنیم.
 
قصه یک ابزار مهم آموزشی
مجید شفیعی، نویسنده کودک و نوجوان که خود به بازنویسی و بازآفرینی ادبیات کلاسیک پرداخته براین باور است که باید بچه‌ها را با ریشه‌هاشان آشنا کرد؛ از این رو هم بازنویسی هم بازآفرینی آثار، بسیار ضروری است و باید به آن توجه شود.
 
به گفته نویسنده «کابوس ماهان»، هیچ قوم و ملتی را در دنیا نمی‌توان یافت که از شنیدن قصه لذت نبرد. همه کودکان دنیا، حتی پدر و مادرهاشان این گونه ادبی را دوست دارند و گواه این مدعا، افسانه‌هایی چون «ارباب حلقه‌ها» و «هری‌ پاتر» است که جایگزین قصه‌های کهن شده‌اند.
 
شفیعی به جایگاه مهم قصه در آموزش اشاره و بیان کرد: قصه‌ها و افسانه‌ها به خاطر برخورداری از زبانی ساده و صمیمی، کوتاه بودن متن، تخیل قوی و بی زمان و مکان بودن، جایگاه بسیار مهمی نزد کودکان و در آموزش آنان دارند و در روزگاری که پدر و مادرها، هر روز زمان کمتری را به گفت‌وگو با بچه‌ها  و قصه‌گویی برای آنها اختصاص می‌دهند، توجه به قصه‌ و به کارگیری آن در امور تربیتی و آموزشی به‌ویژه در مدارس ابتدایی مهم‎‌تر و ضروری‌تر از هرزمان دیگری به نظر می‌آید.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره