مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی: بنیاد «فارابی» عابربانک نیست

منبع
ايسنا
بروزرسانی
مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی: بنیاد «فارابی» عابربانک نیست
ايسنا/ عليرضا تابش گفت: بنياد سينمايي فارابي يک نهاد فرهنگي است ولي عده‌اي تصورشان اين است که عابربانک است. عده‌اي فهم و تلقي‌شان از بنياد فارابي اين است که اينجا يک عابر بانک است که مي‌رويم و رقمي برمي‌داريم و کارخودمان را مي‌کنيم. نه؛ اينجا يک نهاد فرهنگي است و ما با اهالي فرهنگ و هنر سر و کار داريم. اگر هم از توليدات سينمايي و فرهنگي حمايتي مي‌کنيم، در بستر يک گفتمان همدلانه و شفاف اين گفت‌وگوها و حمايت‌ها انجام مي‌شود. مديرعامل بنياد سينمايي فارابي همزمان با هفته‌ي دولت از عملکرد دو ساله‌اش در اين بنياد سينمايي گفت و به برخي حواشي پاسخ داد و از اقداماتي که در راستاي چابک‌سازي و کوچک‌سازي اين بنياد،انجام داده،سخن گفت. در ادامه مشروح گفت‌وگوي ايسنا را با اين مدير سينمايي مي‌خوانيد: حدود دو سال از حضور شما در بنياد فارابي مي‌گذرد. بانيان فارابي آن را به اين اميد تأسيس کردند که روزي نيازي به آن نباشد. آقاي ايوبي هم کوچک‌سازي فارابي را مطرح کردند؛ فکر مي‌کنيد به اين هدف رسيده‌ايد؟ من از بهمن ۹۳ به بنياد سينمايي فارابي آمدم. چابک‌سازي و کوچک‌سازي از اولين موضوعاتي است که در ملاقات من با آقايان ايوبي و جنتي مطرح شد و از چهار پنج برنامه‌ي شاخص مورد تأکيد، در آغاز راه بود. آرزوي اغلب مديران پيشين فارابي هم اين مهم بوده ولي اين آرزو در عمل برآورده نشده بود و خوشحالم که با حضور هيات عامل جديد در بنياد سينمايي فارابي، هم کوچک‌سازي به معناي نوسازي و بهسازي در محيط اداري اتفاق افتاد و هم در بحث تجهيزات فني سينمايي. فارابي سال گذشته اعلام کرد که طبق سياست‌هاي ابلاغي از سوي سازمان سينمايي،قصد دارد اين بخش را کوچک‌سازي و برون سپاري کند. در بُعد نيروي انساني هم موفق شديم در سال ۹۴ با يک شيب ملايم و توافقي که با همکاران در آستانه‌ي بازنشستگي داشتيم، تعداد قابل توجهي براي سال اول به افتخار بازنشستگي نائل شدند و روند خيلي همدلانه‌اي بود که از همه‌ي همکاران هم تشکر مي‌کنم. و در بُعد تجهيزات فني؟ در بُعد تجهيزات فني بنياد فارابي ، طبق قوانين و ضوابط موجود در بنياد، بخشي از اموالي را که متعلق به دولت و سازمان سينمايي بود و به امانت در بنياد فارابي گذاشته شده بود، سال گذشته با طي تشريفات اداري به سازمان سينمايي بازگشت داديم. آن بخش از اموال را هم که متعلق به بنياد سينمايي فارابي بود، در چند سرفصل کلي ارزشيابي و طبقه‌بندي شد، دسته‌اي به ۱۰ دفتر انجمن سينماي جوانان ايران در استان‌ها ارسال شد. اينها وسايلي بود که بيشتر براي هنرجويان انجمن و فيلمسازي کوتاه جنبه‌هاي آموزشي داشت و کاربرد کمتري در سينماي حرفه‌اي داشتند. تعداد معدودي -کمتر از چهار پنج درصد از تجهيزات بنياد سينمايي فارابي- که خيلي تخصصي و خاص بود و مديريت بهرهبرداري و نگهداري خاصي نيز داشتند، به تنها شرکت توليد کننده‌ي تجهيزات سينمايي در جمهوري اسلامي ايران و خاور ميانه فروخته و پول آن هم دريافت شد. آن شرکت هم تجهيزات خريداري شده را در مدت کوتاهي از هم باز کرده و در حال بازسازي و تعميرات و نمونه سازي آنهاست. اين بخش هم الان توسط آن شرکت براي پشتيباني فني سينماي ايران استفاده مي‌شود و گروههاي فيلمسازي مي‌توانند از آن استفاده کنند. بخش ديگري از تجهيزات فارابي هم قانوناً به مزايده ‌گذاشته شد.اين تصميمات و روندها با نگاه کارشناسي و مشورت متخصصان اين حوزه بوده است. نوبت اول مزايده در جرايد کثيرالانتشار هم اعلام رسمي شد و همان آگهي مزايده هم براي دفاتر تجهيزات فني سينما و فعالان بخش خصوصي ارسال شد تا مطلع باشند،متقاضيان در مرداد ماه براي بازديد و انتخاب تجهيزات به انبار تجهيزات فارابي آمدند و پس از بازديد ، نيازها و قيمت پيشنهادي را اعلام کردند و مزايده با طي تشريفات قانوني برگزار شد. در نوبت اول مزايده تعدادي از وسايل و تجهيزات واگذار شد و باقي تجهيزات در مزايده اول متقاضي نداشت که همچنان در اختيار فارابي است. با اين روند از سال گذشته تاکنون بخش پشتيباني فني و تجهيزات سينمايي، در فارابي کوچک‌سازي شده است. گزارش اين اقدامات را هم در چند جلسه‌ي هيئت امنا ارائه داديم تا اعضا در جريان روند کار قرار بگيرند. به هر حال اين تصميم در دوره ما عملياتي شد، سال‌هاست که از زواياي مختلف اين بحث مطرح مي‌شود که اين فعاليت فارابي مصداق تصدي‌گري است و اين فعاليت موازي کاري است و بهتر است فارابي در اين حوزه فعاليت خود را تعطيل کند، هرچند مديران سابق فارابي در اصلِ اين موضوع بحثي نداشتند ولي اجراي آن هميشه به تاخير افتاده بود. سرانجام اين تصميم مهم عملياتي شد و آن قول‌ها و وعده‌هايي که مديران قبلي بنياد فارابي درباره کوچک سازي و برون سپاري مي‌دادند، در سال ۹۴ و ۹۵ شاهد انجام آن هستيم. دوربين‌هاي فارابي هم که هميشه فيلمسازان براي آنها بايد در صف مي‌ماندند، فروخته شد؟ اولا دوربين‌هاي فارابي با توجه به تغييرات تکنولوژي سينما، کارآيي و کاربرد خود را از دست داده است، يعني در سه، چهار سال گذشته هيچ فيلمي با دوربين‌هاي بنياد فارابي تهيه نشده است و با توجه به حذف نگاتيو از صنعت سينما ديگر دوربين‌هاي 35 ميليمتري که همه ظرفيت فارابي است ديگر مصرف ندارد. يا مثلا وسايل حرکتي و حتي نوري هم تکنولوژي نور متفاوت شده است،همچنين تغيير در تکنولوژي دوربين ، مصرف چراغهاي نورپردازي را تغيير داده است،در نتيجه ظرفيت فارابي رفته رفته کارآيي خود را از دست داده است، الان ما در زمينه وسايل حرکتي سينما در کشور خودکفا هستيم مثل همين وسايل که در موسسه پيروز گستر توليد ميشود. با سياستگذاري و برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده،اکنون تامين کننده اصلي سازه‌هاي پشتيباني فني سينماي ايران بخش خصوصي است، اقدامات فارابي در سال 94 و 95 ناظر بر تکميل اين سياست بوده است. روشن‌تر بگوئيد؛ کدام سياست‌ها؟ سياست اصلي فارابي اين است که با بخش خصوصي به رقابت نپردازد بلکه حمايت‌ها را روزآمد کند. زماني در دهه‌ي ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ حمايت‌هاي فارابي بايد در بخش فني بصورت مستقيم انجام مي‌شد، چون نياز روز سينماي کشور در آن برهه تجهيزات فني بود. ولي در سالهاي گذشته بخش خصوصي رشد خوبي در اين زمينه داشته و دفاتر فني فعاليت خيلي خوبي دارند و آرام آرام بايد بنياد فارابي وظايف تصدي‌گري خودش را به بخش خصوصي سينما واگذار کند و از اين نوع فعاليت‌ها فاصله بگيرد. البته حمايت‌هاي فارابي سر جاي خودش هست و فقط شيوه‌ها و شکل آن تغيير مي‌کند و روزآمد مي‌شود. اميدواريم در بخش تجهيزات فني در سال جاري تغيير و تحولي را که مد نظر است شاهد باشيم. شيوه‌هاي حمايتي فارابي در بحث وام‌هايي که به پروژه‌ها مي‌داد تغييري کرده است؟ بله. بايد اذعان کنم در اين دوره‌، توليد سينماي کودک و نوجوان احيا شد. ما شاهد توقف توليد اين گونه سينمايي بوديم اما همين الان بيش از 10 فيلم کودک آماده‌ي حضور در جشنواره‌ي بينالمللي فيلم کودک است؛با نگاهي گذرا به کارنامه‌ي حمايتي بنياد سينمايي فارابي خوشبختانه ميبينيم که در حمايت از توليدات شاهد تنوع ژانرها بوديم. فيلم‌هاي اجتماعي، انقلاب، طنز، کودک و نوجوان و فيلم‌هاي متنوع ديگري را پس از ارزيابي کيفيت فيلمنامه‌هايشان حمايت کرديم و مقدمات شرايط اکران فيلم‌هاي کودک و نوجوان در همين دوره فراهم شده است. کار نو آورانه‌ي ديگري که در اين دوره انجام شد برگزاري نخستين المپياد فيلمسازي نوجوانان ايران بود که سال گذشته به عنوان يک رويداد جديد سينمايي اجرا شد. بنياد فارابي در سال گذشته با تنگناهاي مالي مواجه شد،خوشحالم اين را اعلام کنم که ‌علي‌رغم وجود تنگناهاي مالي، فارابي موفق شد از ۴۳ فيلم سينمايي حمايت کند. در روزگاري به سر ميبريم که سينما هم در فرم و هم در ساختار پوست انداخته و نسل نويي از سينماگران وارد عرصه‌ي توليد شده‌اند و در جذب مخاطب و حضور در جشنواره‌هاي داخلي و خارجي توفيقات نسبتاً خوبي کسب کرده‌اند. هم سازمان سينمايي و هم بنياد فارابي در اين دوره نقش حمايتي خود را براي فيلمسازان جوان و فيلم اولي‌ها ايفا کرده‌اند. سال گذشته در بنياد فارابي موفق شديم از ۱۸ فيلم سينمايي که کار اول کارگردانان‌شان بود حمايت کنيم و اين چشم‌انداز خوبي را نشان مي‌دهد. از طرفي در حمايت‌ از توليدات سينمايي تلاش کرديم با دغدغه‌هايي که مقام معظم رهبري، دولت و مراجع فرهنگي در حوزه‌ي فرهنگ دارند، همسو باشيم و تلاش کنيم خروجي حمايت‌ها چيزي -که در جشنواره‌ي فجر ديده مي‌شود يا بعدها اکران عمومي مي‌شود-با موضوعاتي مثل تحکيم خانواده ، اقتصاد مقاومتي و مسائل اجتماعي متناسب باشد و به نوعي غير از کميت فيلمها، از کيفيت آثار سينمايي مراقبت کنيم. عده‌اي مي‌گويند مأموريت‌هاي فارابي کم شده است، درحالي‌که متناسب با شرايط روز برخي ماموريتها اضافه هم شده است. چابک‌سازي بنياد فارابي در دستورکار جدي قرار گرفته و موازي با آن کارها و رويکردهاي جديد را هم تعريف کرده‌ايم که خوشبختانه بخشي از آن در مدت اخير ، به ثمر نشسته است. ميزان اين حمايت‌ها چقدر است؟ تنوع و تفاوت در ميزان حمايت‌ها وجود دارد. با وجود تنگناهاي مالي خوشبختانه با همدلي و مفاهمه‌اي که بين ما و مخاطبان فارابي يعني تهيه‌کنندگان و کارگردانان وجود دارد، آنها شرايط ما را درک ميکنند و موفق شديم به سختي ولي با شيريني در سال ۹۴ از ۴۳ فيلم سينمايي حمايت کنيم. خوشبختانه توليد آثار سينمايي توسط بخش خصوصي رونق خوبي دارد و درصد قابل توجهي از آثار سينمايي بدون اخذ حمايت از فارابي توليد مي‌شوند که برخي از اين آثار،فيلمهاي ارزشمندي هستند. بنياد فارابي در عين حال که نگاهي که به حرفه‌اي‌هاي سينما دارد، دست جوانان فيلمساز را هم در حد توان خود گرفته و از کارگردانان جوان حمايت کرده است. در شوراهاي فارابي شفافيت و صراحت وچود دارد و سينماگران در عمل با اين رويه روبرو هستند، همواره سعي مي‌شود، جلسات و تفاهمات بر مدار گفت‌وگو و تعامل با اهالي سينما باشد. از سال ۱۳۹۲ بنياد فارابي نحوه‌ و شکل حمايت‌ها و اسامي حمايت‌گيرندگان را، در پايان هر فصل در وب‌سايت فارابي منتشر مي‌کند که اين کار از زمستان 92 انجام شد و اين اطلاع‌رساني تداوم دارد تا اهالي سينما و رسانه‌ها بدانند فارابي از چه کساني حمايت مي‌کند. اين نيز رويه‌اي است که در دورههاي قبلي مديريت فارابي ،شاهد آن نبوديم اما سه سالي است که اجرا ميشود. در دوره‌ي جديد، ضمن اينکه براي حمايت از توليد آثاردغدغه داريم ، براي نحوه پخش، اکران و عرضه اين آثار هم تلاش و برنامهريزي مي‌کنيم. در حوزه انتشارات همّ‌وغم من و همکارانم در دوره‌ي جديد اين بوده که کتابي بي‌جهت و بدون نيازسنجي چاپ نشود و اين کتاب‌ها از فرط عدم تقاضا ،ناگزير از هزينه‌هاي بالاي انبارداري خمير نشود، اتفاقي که متاسفانه سالهاي قبل شاهد آن بوده‌ايم. و در دوره شما اين چرخه چگونه چرخيد؟ تلاش‌مان اين بوده که از فيلم‌هايي حمايت کنيم که مثل 46 فيلم کودک و نوجوان که در انبار فارابي مانده و فرصت و شانسي براي اکران نيافته‌اند، دچار آسيب نشوند. اين يک تمرين است براي تغييرات جدي در سياست‌ها و خط مشيهاي فارابي.شايد ساده‌ترين کار اين باشد که سناريو بيايد در فارابي و بنياد به خوش‌آمد کسي و يا رساندن فيلم به جشنواره آن فيلمنامه را تصويب کند و وامي بدهيم و اصلاً نگران سرنوشت اکرانش هم نباشيم. در دوسال گذشته تلاش کرديم بلافاصله بعد از اتمام مراحل فني توليد فيلم‌ها، مراقبت کنيم که اين فيلم دست کدام پخش‌کننده است. ميدانيد اغلب اين فيلم‌ها از فارابي وام مي‌گيرند و برخي مي‌توانند بگويند فارابي به ما وام مي‌دهد و چه کار به پخش فيلم دارد!؟ اما ما نگران رسيدن فيلم به دست مخاطب هستيم. با تهيه‌کننده و مالکان فيلمها در تماسيم و تا پايان توليد پي‌گير پخش و اکران آثار هستيم. در حوزه‌ي پژوهشي و انتشارات هم از سال گذشته شورايي تشکيل شد که کار آن شورا رصد کردن نيازهاي پژوهشي، فرهنگي و انتشاراتي فارابي است، تا بي‌گدار به آب نزنيم و هر کتابي را چاپ نکنيم و نياز واقعي دانشجويان و مخاطبان سينما را بررسي کنيم. فصلنامه‌ها و کتاب‌ها در اين شورا بررسي مي‌شوند و امتياز مي‌گيرند. سعي کرديم کارها در اين دوره محصول خرد جمعي باشد. پخش فيلم فارابي دوباره راه‌اندازي شده است؟ گويا تهيه‌کننده‌ي فيلم «امکان مينا» از نحوه‌ي پخش فيلم راضي نيست. پخش فيلم دوباره راه اندازي نشده بلکه شرايط ابتدايي براي بهتر ديده شدن فيلم‌ها مهيا شده است، «امکان مينا» فيلم متفاوتي است. فيلم ملودرامِ اجتماعيِ عاشقانه‌اي که قصه‌اش در بستر تاريخي خاصي پيش مي‌رود و اتفاقاتي در داستان مي‌افتد که شايد مثل بقيه‌ي فيلم‌هاي اجتماعي ايران که مسائل روز را مطرح مي‌کنند نباشد، ولي ما به لحاظ تبليغي آنچه واقعاً در توانمان بوده –گرفتن تيزر از تلويزيون، که نسبتاً با ما خوب همکاري کردند، بيلبوردهاي شهري، کار در فضاي مجازي و... انجام داديم و بقيه‌اش به تعداد سينماها و مخاطبان برمي‌گردد. اولويت شما براي مشارکت در توليد چيست؟ به عنوان يک مدير سينمايي اگر فيلمنامه‌اي از کارگرداني سرشناس به دست شما برسد که بدانيد مخاطب براي ديدن آن به سينما نمي‌رود، روي آن سرمايه‌گذاري مي‌کنيد يا نه؟ برخي از آثار سينمايي از نظر استراتژيک توليدشان براي ما مهم است و اين را کتمان نمي‌کنيم. فيلم «سيانور» هيچ ربطي به فارابي نداشت اما به عنوان يک مدير سينمايي براي کمک به اين فيلم از هيچ تلاشي فروگذار نکردم. چون اعتقاد قلبيِ راسخ من بود که فيلم‌هايي مثل «سيانور» و «امکان مينا» و «نفس» بايد در کشور ما توليد شوند و حضورشان در سبد فرهنگي و سينمايي کشور لازم و ضروري است. اما در کنار اين نگاه استراتژيک، در شوراهاي فارابي راجع به اينکه فلان فيلم چه ميزان امکان جذب مخاطب را دارد هم بحث مي‌شود. ضمن اينکه برخي از موضوعات براي ما ارزش و اولويت است. تفاوت ما با تهيه‌کنندگان و توليدکنندگان بخش خصوصي در همين جاهاست که فيلمي مثل «رستاخيز» يا «محمد رسول الله(ص)»را که فيلم‌هاي ارزشمندي هستند و به نوعي ميراث فرهنگي سينماي ما محسوب مي‌شوند حمايت کنيم. وقتي سال‌هاي بعد برمي‌گرديم و به کارنامه گذشته نگاه کنيم احساس مي‌کنيم اگر اين فيلم‌ها نبود،سينماي ايران آثار مهمي را کم داشت. بعضي جاها سرمايه‌گذاري ما روي اين موضوعات بوده و هست. ولي يک چيز را ما دقت کرديم؛ فراموش نکنيد که در سال‌هاي نه‌چندان دور فارابي سرگرم توليد صرفاً چند فيلم پر هزينه مي‌شد. ما در کنار توجه به يکي دو موضوع استراتژيک، به چهل فيلم ديگر هم توجه کرديم و ژانرهاي متنوع ديگر،مثل موضوعات اجتماعي، ديني، خانوادگي، طنز، کودک‌ و نوجوان را هم حمايت کرديم تا حمايتها صرفاً به يک سمت و سو نرود. شايد براي يک مدير سينمايي راحت‌تر باشد که در سال پنج فيلم توليد کند و به هر کدام هم چند ميليارد تومان پول تزريق کند و بعد بنشيند و ببيند چطور مي‌شود! در اين دوره چنين سياستي در فارابي اتخاذ نشد. در دوره‌ي جديد با توجه به سياستگذاري انجام شده و البته شرايط اقتصادي کشور و توان مالي فيلمسازان بخش خصوصي، بنياد فارابي از سرمايه‌گذاري روي صرفا فيلم‌هاي پرهزينه فاصله‌ گرفت و بودجه‌اي را که دارد بين فيلم‌هاي بيشتري توزيع مي‌کند. در فهرست حمايت‌هاي فارابي تنوع وجود دارد بين آنها جوان‌هايي هم بودند که تجربه کردند و فارابي اين فرصت را فراهم کرده تا کسي که فيلمنامه قابل قبول و استعداد داشته و خودش توان کارگرداني يک فيلم اول را دارد، فيلمش را بسازد. فيلم زنده‌ياد ايرج کريمي که پارسال هم در جشنواره فجر سيمرغ گرفت، حمايت فارابي را داشت و الان هم در هنر و تجربه اکران شده است. اگر چه مخاطب اين فيلم مخاطب خاص است اما فارابي اين فرصت و امکان را به زنده ياد ايرج کريمي داد که به عنوان يک کارگردان مستقل فيلمش را بسازد. در کل فارابي سعي کرده اين تعادل در حمايتها حفظ شود و فقط به سمت حمايت از توليدات تجربي و يا توليدات پرهزينه نرود. توليدات تازه‌ي فارابي را در جشنواره‌ي فجر مي‌بينيم؟ بله بخش عمده‌ي آنها را در جشنواره مي‌بينيم. پارسال فيلم‌هاي زيادي در فجر ملي داشتيم و شش فيلم هم در فجر بين‌الملل. امسال هم به همين ميزان يا بيشتر به اين دو جشنواره فيلم برسانيم.هيچکدام از اين فيلم‌ها هم سرمايه‌گذاري صددرصدي نيست. زماني در فارابي چند ميليارد اختصاص مي‌دادند به يک فيلم، اما الان ديگر از آن خبرها نيست و اصلاً اين هزينهها در توان فارابي نيست. فکر مي کنيد جشنواره‌ي کودک و نوجوان که امور اجرايي آن در اصفهان انجام مي‌شود و قرار است در دي‌ماه برگزار شود، مي‌تواند جشنواره‌ي پرباري باشد؟ دو سال است که با دوستان در اصفهان در حال مذاکره هستيم. سال گذشته اين مذاکره به دلايلي به نتيجه نرسيد و جشنواره فيلم نوجوان در همدان برگزار شد. به تازگي تفاهم‌نامه با شهرداري اصفهان به سرانجام رسيد و شهردار اصفهان ، آقاي دکتر ايوبي و من آن را امضا کرديم. بعد از اين منتظريم دبير انتخاب شود و سکان هدايت جشنواره را به دست بگيرد. در حال حاضر نمي‌توانم درباره‌ي برنامه‌هاي آينده‌ي دبير جشنواره صحبت کنم.بايد منتظر انتخاب و انتصاب دبير جشنواره بود. اما چيزي که در توان فارابي بوده و به اجراي آن متعهد است، احياي توليدات سينمايي کودک و نوجوان است که خوشبختانه توانستيم امسال سال نسبتاً پرفيلمي در اين حوزه داشته باشيم که طبعاً بخشي از اينها به جشنواره راه پيدا مي‌کنند. ما در بخش ملي و بين‌الملل جشنواره کودک از نظر تأمين محتواي جشنواره کار تخصصي خود را کردهايم و منتظر نبوديم که مشخص شود چه شهري ميزبان جشنواره است. جشنواره فيلم کودک دبيرخانه‌اي در شهر اصفهان خواهد داشت و اميدواريم با برنامهريزي دقيق و سازماندهي فعاليت داوطلبانه‌ي اهالي سينما و مسئولان فرهنگي اصفهان، شاهد يک جشنواره‌ي آبرومند باشيم. تصميم گيرنده‌ي اصلي جشنواره کيست؟ يک شوراي عالي براي سياست‌گذاري پيش‌بيني شده است که از اعضاي شوراي راهبردي سينماي کودک و نوجوان ، مديران اصفهان، سازمان سينمايي، فارابي، مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي اصفهان و ... در آن عضويت دارند. مجموعه‌ي اين افراد تحت اشراف شوراي عالي سياست‌گذاري جشنواره، برنامهريزي‌هاي کلان را انجام مي‌دهند و دبير جشنواره هم عضو آن شوراي عالي است و نهايتاً دبير جشنواره است که بايد جزئيات برنامه‌ها را اعلام کند. ما از نظر کيفيت آثار داخلي و خارجي مطلقاً نگراني نداريم. مسائل اجرايي ،برنامه‌هاي جنبي و اين مسائل را دبير جشنواره بايد برنامه‌ريزي و اعلام کند. زمان برگزاري جشنواره در دي‌ماه زمان مناسبي است؟ بدليل تقارن ماه محرم با مهرماه اين تغيير زماني ضروري تشخيص داده شد، راجع به زمان برگزاري شوراي عالي سياستگذاري تصميم‌گيري خواهد کرد. در آذرماه هم جشنواره سينماحقيقت را داريم! بله، اما بعد از جشنواره سينماحقيقت مي‌شود برنامه‌ريزي کرد که جشنواره‌هاي سينمايي تداخل نداشته باشند. همچنان جشنواره کودک و نوجوان از هم جداست؟ بله. امسال جشنواره‌ي فيلم‌هاي کودک برگزار مي شود و مرور جشنواره فيلم نوجوان پارسال هم انجام مي‌شود. کارگاههاي آموزشي بزرگداشت‌ها و برنامه‌هاي جنبي ، متناسب با شرايط امسال بايد برنامه‌ريزي شوند. مسئولان اصفهاني همچنان تمايل دارند جشنواره فيلم هاي«کودک و نوجوان» باشد؟ در تفاهم‌نامه پيش‌بيني شده بعد از برگزاري جشنواره در سال جاري، ارزيابي شود که اين ادغام انجام شود يا نه. فراموش نکنيم که نقش شوراي سياستگذاري و راهبردي سينماي کودک و نوجوان طي يکسال گذشته نقش ارزشمندي است و اعضاي آن شورا هم بايد نظرات کارشناسي و فني خود را بدهند، در تعامل با مديران فرهنگي و اجرايي اين بحث تخصصي پيش برود و نهايتاً بتوان به تصميم‌گري جامعي رسيد. نحوه‌ي برگزاري،استانداردهاي جشنواره‌اي، ميزان مشارکت و استقبال اصفهاني‌ها از جشنواره‌ي امسال فيلم کودک نيز تعيين کننده است. ممکن است دبير جشنواره خود شما باشيد؟ در سال‌هاي قبل سابقه داشته که در برخي دوره‌ها شهردار اصفهان يا مديرعامل فارابي و يا يک هنرمند سينماگر، دبير جشنواره فيلم کودک باشد. در بخش بين‌الملل بنياد سينمايي فارابي چه کرديد؟ سال گذشته به منظور توسعه خدمات برون مرزي بنياد سينمايي فارابي، نسخه جديد بخش انگليسي تارنماي بنياد را راه اندازي کرديم. رويکرد جهاني در عرضه محصولات فرهنگي اين بنياد، مورد توجه ماست و با عنايت به تغييرات گسترده در تعاملات و بازرگاني آنلاين در جهان، بنياد سينمايي فارابي اقدام به بازتوليد و توسعه بخش برخط امور بين‌الملل کرد. بهبود سطح کيفي ارائه محتواي فيلم‌هاي مطرح ايراني در مجامع بين‌المللي ضرورت دارد و انتقال سريع و مؤثر محصولات جهت عرضه فرهنگي و تجاري، افزايش تعاملات بين‌المللي با پخش کنندگان در تمام نقاط جهان و همچنين افزايش مخاطب و سهم سينماي ايران در بازار جهاني در راستاي توسعه فرهنگي ايراني – اسلامي از جمله اهداف اصلي جهت به روز رساني موثر است. بخش بين‌الملل فارابي به اندازه‌ي بخش خصوصي در عرصه‌ي ‌پخش فيلم فعال نيست و گويا در هفته‌هاي فيلم حضور موفق‌تري دارد.از طرفي در جشنواره‌ها هم سينماي ايران را با نام فارابي مي‌شناسند. آمار و گزارشي از فعاليت بخش بين‌الملل فارابي و حضور جهاني سينماي ايران ارائه مي‌دهيد؟ همکاران ما در بازار فيلم برلين و کن 2016 مذاکرات خوبي داشتند که گزارش مفصلي از اين مذاکرات تهيه شده. همکاران ما در هر بازار فيلمي که شرکت مي‌کنند، رئوس کلي مذاکرات را مي‌نويسند. ده‌ها مورد مذاکره با جشنواره‌هاي مختلف درباره‌ي فيلمهايي که حق پخش آنها در اختيار فارابي است انجام شده است. در کنار اين حضور فرهنگي که همکاران من در بازارها دارند، راجع به جشنواره‌ي فيلم فجر و جشنواره‌ي فيلم کودک و نوجوان هم مذاکره مي‌کنند و رؤساي جشنواره‌ها به ما سر مي‌زنند و مذاکره مي‌کنند. بيشتر مذاکرات ما در برلين و کن 2016 بر اين محور بود که فيلم‌هايي که حق پخش آنها به فارابي واگذار شده ،چگونه و در چه جشنواره‌هايي راه پيدا کنند و يا شبکه‌هاي تلويزيوني و يا مجموعه‌هاي سينمايي حق پخش اين آثار را براي اکران يا پخش تلويزيوني خريداري مي‌کنند. به هر حال، از نتايج مذاکرات اخير، حضور فيلم‌هاي ايراني در بخش‌هاي رقابتي جشنواره‌هاي تراز اول تقويم بين‌المللي مثل شانگهاي و مونترال در خاطرم مانده است. براي تمرکز بيشتر بر اين موضوع، بايد مباحثي گسترده‌تر مد نظر قرار گيرد. با توجه به ظرفيت‌هاي محدود پخش بين‌المللي در مقطع کنوني و کميت قابل ملاحظه درخواست‌هاي دريافتي از سوي تهيه‌کنندگان داخلي، بنياد در حال حاضر اين امکان را ندارد که فعاليت‌ها را به شکلي ناگهاني قطع کند. براي همين هم سياستي در پيش گرفته است که کمترين شائبه رقابت با بخش خصوصي را به وجود آورد. به اين ترتيب، بخش خصوصي ميتواند از ميان محصولات توليد شده و حتي محصولاتي که با مشارکت بنياد تهيه شده اند، انتخاب کند و در نهايت، بنياد از ميان محصولاتي که به هر دليل، در سبد توزيع ساير بخشها قرار نگرفته‌اند، اما قابليت‌هايي براي عرضه جهاني دارند، تعدادي را به مجموعه فيلم‌هاي بلند ايراني که در مجامع جهاني معرفي مي‌شود، اضافه مي‌کند. مي توان گفت در حوزه سينماي بلند حرفه‌اي، بنياد به تعداد بيشتري از فيلم‌هاي ارزشمند ايراني، امکان معرفي و ديده شدن را مي‌دهد که عرضه اين آثار در رويدادهاي معتبر در نقاط مختلف جهان در همين يک سال و نيم اخير در قالبي حمايتي به حد کافي راهگشا بوده است. در بخش بين الملل مستقل هستيد يا با سازمان سينمايي تعامل داريد؟ در دو سه ماه گذشته شاهد برگزاري شوراي بين‌الملل سازمان سينمايي بوديم که مديرعامل بنياد فارابي هم يکي از اعضاي آن است. برنامه‌هايي را تقديم اين شورا کرديم که رئوس اين برنامه ها عبارتند از حمايت از توليدکنندگان محصولات سينماي ايران، نحوه‌ي حمايت از پخش‌کننده‌هاي خصوصي،گسترش زمينه‌هاي توليد مشترک، تمرکز بر پخش فيلم‌هاي ايراني از طريق رسانه‌هاي جديد در حوزه‌ي اينترنت و وب، گسترش عرصه‌هاي بين‌المللي براي عرضه‌ي فرهنگي فيلم‌ها، رصد مقولات نظري وپژوهشي در سطح بين المللي، مرمت و معرفي گنجينه‌هاي سينماي نوين ايران، مرمت و آماده‌سازي نسخه‌هاي ديجيتال فيلم‌هاي دهه‌هاي پيشين براي پخش بين‌المللي، اطلاع‌رساني درخصوص ظرفيت‌هاي ازياد رفته‌ي سينماي ايران مثل سينماي کودک، امور بين‌الملل جشنواه‌ي کودک و نوجوان، امور بين‌الملل جشنواره ي فيلم فجر، بازار فيلم ايران -در هر بازار خارجي که ايراني‌ها شرکت مي‌کنند چتر سينماي ايران کماکان توسط بنياد فارابي مديريت مي‌شود. در چارچوب همين اقدامات عام حمايتي، مثل برپايي چتر سينماي ايران، برخي اقدامات از قبيل تدوين و انتشار کتاب «منتخب فيلم هاي ايراني سال» به زبان انگليسي هم پيگيري مي‌شود. کتابي که با درج اطلاعات فيلم‌هاي جديد ايراني و نشاني‌هاي پخش کنندگان آثار هميشه به عنوان مرجعي مطمئن براي برنامهريزان جشنواره‌ها و خريداران خارجي کارآيي داشته است. برنامه‌ي ديگر در حوزه ممانعت از پخش غيرقانوني فيلم‌هاي ايراني در کشورهاي خارجي و ممانعت از پخش غيرقانوني فيلم‌هاي خارجي در ايران –يکي از معضلات ما پخش فيلم‌هاي خارجي بدون مجوز است که هم در شبکه‌ي نمايش خانگي و هم متأسفانه در برخي از سالن‌هاي سينمايي يا حتي شبکه‌هاي صدا و سيما روي مي‌دهد -است،همچنين برنامههايي نظير بهره‌گيري بيشتر از فناوري‌هاي ديجيتال در جريان عرضه‌ي فيلم‌هاي ايراني و برنامه‌ريزي جهت کاهش تدريجي مسئوليت‌هاي اجرايي در عرضه‌ي فرهنگي و تجاري فيلم‌ها دنبال مي‌شود، معتقديم اگر زيرساخت‌هاي لازم در اين حوزه، در بخش خصوصي فراهم شود و پخش‌کننده‌هاي واقعي داشته باشيم، کم‌کم عرضه‌ي فرهنگي فيلم‌ها هم مي‌تواند از فارابي به بخش خصوصيِ واقعي منتقل شود.بخش بين‌الملل فارابي به لحاظ تقويمي موضوعات مختلف را همزمان پي‌گيري مي‌کند. آنچه ما مقدمات آن را پي‌گيري کرديم، تشکيل دبيرخانه‌ي کميته‌ي آکادمي اسکار است که مکاتباتش را انجام داديم. چون به لحاظ قانوني تا اوايل مهرماه بيشتر فرصت نداريم. بنابراين درصدد تشکيل جلساتش هستيم و مکاتبات با خانه‌ي سينما، وزارت ارشاد و نهادهاي ديگر انجام شده تا اطلاعاتي به ما بدهند و نمايندگانشان را معرفي کنند و اسامي فيلم‌هاي مجازي که طبق قواعد و مقررات آکادمي اسکارمشمول حال بشوند، به ما برسد و به‌زودي سرگرم جلسات اسکار بشويم. موضوع ديگر بحث رصد و پيگيري فيلم‌هاي خارجي است که براي جشنواره‌ي فيلم کودک مناسب باشند. طبق گزارشي که همکاران به من داده‌اند، فيلم‌هاي خوبي را رصد و انتخاب کرده‌اند که نهايتاً بايد زير نظر دبير جشنوراه راجع به انتخاب فيلم‌هاي بين‌الملل هم تصميم‌گيري شود. تنها سينمايي که الان فارابي مالک آن است سينما فرهنگ است؛ قرار بود اين سينما بازسازي شود؟ سال گذشته قراردادي را با مؤسسه‌ي «سينماشهر» منعقد کرديم. بنياد سينمايي فارابي مالک سينما فرهنگ است و براي مدت سه‌سال از 1394 تا ۱۳۹۷، بهره‌برداري از اين سينما به موسسه «سينماشهر» سپرده است. مديران قبلي و فعلي سازمان سينمايي و بنياد فارابي هم طرح‌ها و ايده‌هايي داشته‌اند که چطور استفاده‌ي بهينه‌تري از آن سينما بشود يا طرح توسعه‌اي اجرا بشود و سرمايه‌گذاري‌هاي جديدي انجام بشود، که تاکنون اين ايده‌ها به ثمر ننشسته است. از سال گذشته يکي از سالن‌هاي سينما فرهنگ به نمايش فيلمهاي گروه هنر و تجربه اختصاص يافته و اين امتيازي که ما به فيلمهاي هنر و تجربه داديم.البته فيلم‌هاي به روز سينماي کشور که مي‌خواهند اکران فرهنگ را بگيرند، صرفاً يک سالن دارند . شما کمتر تن به مصاحبه مي‌دهيد. اين باعث شده تصور کنند فارابي کاري نمي‌کند. اما با گزارشي که شما داديد مي‌بينيم که اتفاقات زيادي در حال رخ دادن است. آيا قصد و نيتي داريد که فارابي در رسانه‌ها نباشد يا کلاً سرتان شلوغ است؟ ما هم مثل نهادهاي ديگر. اما چون فارابي متولي حمايت از سينماي حرفه‌اي است اين انتظار وجود دارد که دائماً راجع به همه‌ي موضوعات خبرسازي کنيم. ما در اين دو سال دنبال اين نبوديم که با تبليغات و هياهو کارمان را انجام دهيم. معتقدم ثمره‌ي کار ما را اهالي سينما و مردم مي‌بينند و قضاوت مي کنند. اما برخي اظهارات خيلي اندک راجع به نحوه‌ي حمايت‌هاي فارابي مي‌شود که به گمان من آنهايي که متأسفانه بنا به دلايلي از جمله ضعف در فيلمنامه، موفق به اخذ حمايت از بنياد فارابي نشده‌اند، در برخي رسانه‌ها اظهاراتي مي‌کنند –که حق انتقاد دارند و من هم به نظراتشان احترام مي‌گذارم- اما آن نظرات منطبق بر واقعيت نيست و دوستان منتقد همه‌ي حقيقت را نمي‌گويند. بنياد سينمايي فارابي يک نهاد فرهنگي است ولي عده‌اي تصورشان اين است که عابر بانک است. عده‌اي فهم و تلقي‌شان از بنياد فارابي اين است که اينجا يک عابر بانک است که مي‌رويم و رقمي برمي‌داريم و کارخودمان را مي‌کنيم. نه؛ اينجا يک نهاد فرهنگي است و ما با اهالي فرهنگ و هنر سر و کار داريم. اگر هم از توليدات سينمايي و فرهنگي حمايتي مي‌کنيم، در بستر يک گفتمان همدلانه و شفاف اين گفت‌وگوها و حمايت‌ها انجام مي‌شود.کارنامه‌ي ما در سال گذشته کارنامه‌ي متنوع و پرحجمي بوده، اميدوارم کساني که بنا به دلايلي نمي‌توانند از حمايت فارابي بهره مند شوند،با سعه صدر اظهار نظر کنند. يا در کارشان تجديد نظر کنند يا سعه‌ي صدرشان را بيشتر کنند يا اينکه سرمايه‌گذاراني را در بخش خصوصي پيدا کنند که از فيلم آنها حمايت کنند. کار ديگري که در دوره‌ي ما انجام شد تفاهم‌نامه‌هايي است که با کانون پرورش فکري کودک و نوجوان، خانه‌ي سينما، انجمن سينماي دفاع مقدس و انقلاب اسلامي و سازمان زيباسازي شهر تهران امضا کرديم و اميدوارم با همدلي اين نهادهاي فرهنگي بتوانيم کمک‌کار سينما باشيم. نقطه‌ي مهم تفاهمنامه با خانه‌ي سينما هم -غير از اينکه جنبه‌هاي فرهنگي و پژوهشي در آن پيش‌بيني شده-اين است که فارابي متعهد شد که حمايت‌هايش را به فيلم‌هايي بدهد که از مجموع هفت حرفه‌ي تخصصي سينما، حتماً پنج نفر از عوامل اصلي فيلم عضو خانه‌ي سينما و حرفه‌اي باشند تا هم به لحاظ کيفيت توليد استانداردسازي بشود و هم امنيت شغلي که دوستانمان در صنوف سينمايي دنبالش هستند تأمين شود. درخصوص آمار فروش‌ فيلم‌ها قبلاً سايت فارابي مرجع معتبري بود؛ الان مثل سابق نيست؟ در حال حاضر سايت سينماتيکت آمار فروش را بطور دقيق و آنلاين و کاملاً به روز منتشر مي‌کند. بنيانگذاران فارابي آن را تشکيل دادند با اين اميد که روزي ديگر نباشد؛ شما به عنوان مديرعامل کنوني فارابي فکر مي‌کنيد اين اتفاق ممکن يا اصلاً درست است که بيفتد؟ البته اين تعبير را ابتدا اصلاح کنم، فارابي با تعاريف و ماموريت‌هاي دهه 60 و دهه 70 که دوران طراحي و تاسيس و راه‌ندازي سينماي نوين ايران بوده است، شايد امروز ديگر نيازي به آن نباشد ولي فارابي به عنوان يک نهاد موثر حمايتي و مديريتي سينماي حرفه‌اي متناسب با وضعيت و شرايط روز يک ضرورت است . بنياد سينمايي فارابي در سينماي ملي ما يک نشان معتبر و تعريف شده است. همچنين «fcf» امروز نشان و شاخصه حضور سينماي ايران در مجامع بين‌المللي سينمايي امروز دنياست. هيچ نظامي نهادهايي را که با دست خودش و خون دل ساخته شده است را تعطيل نمي‌کند. هنر در اين است که وقتي نهادي درست شد، کارش را درست و به قاعده انجام دهد، اين نهاد روزآمد شود،با دانش فني روز هماهنگ باشد و نيروي انساني درون آن متحول بشود. همانطور که پيش‌تر گفتم مديران قبلي فارابي آرزوهايي راجع به فارابي داشتند. بخشي از آن آرزوها در همين دوره که من مسئوليت دارم، به سختي ولي به شيريني محقق شده. آدم وقتي بخواهد در نهاد فرهنگي‌اي که ۳۰ سال از عمرش مي‌گذرد تحول ايجاد کند، به هر حال دشواري‌ها و سختي‌هايي پيش رويش قرار مي گيرد اما نهايتاً ما موفق شديم تا تغييراتي را رقم بزنيم. بنياد سينمايي فارابي به عنوان يک نهاد معتبر سينمايي بايد کماکان براي حمايت از سينماي ملي کشور حفظ شود. در مذاکرات خارجي و جشنواره‌هاي خارجي متوجه مي‌شوم اين نهاد چقدر ارزش دارد و بنيانگذاران اين بنياد چقدر روي نشان فارابي زحمت کشيده‌اند و خون دل خورده‌اند. هنر ما مديران فعلي اين است که اين نام و جايگاه را به درستي حفظ کنيم و با نگرشي که داريم، حس رقابت با بخش خصوص هم به ما دست ندهد و بتوانيم در کنار بخش خصوصي به وظايف حمايتيبا همراهي‌ اهالي سينماي ايران ادامه بدهيم. به نظر من فعاليت بنياد سينمايي فارابي بايد ادامه پيدا کند اما اين نهاد سينمايي مثل ققنوس که مي‌ميرد و زنده مي‌شود، بايد تجديد حيات کند و به‌روز شود. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد