روزنامه شهروند/ رسانهها که در هفتههاي اخير بهواسطه حواشي رامبد جوان و بعدتر هم ستاره اسکندري و امير جعفري روزهاي جنجالي و خوشي داشتند، با فروکشکردن تب تند سلبريتيستيزي حتي يک روز هم بيکار نماندند و حاشيهاي ديگر دامان يکي ديگر از سلبريتيهاي سينما و تلويزيون را گرفت. حاشيهاي که البته از جنسي ديگر بود و البته ويرانگرتر. در ادامه دومينوي اخبار ناخوشايند چهرههاي معروف در حوزه زندگي شخصيشان، انگار دور به مهدي هاشمي رسيده باشد، اينبار حاشيه زندگي خانوادگي او را در خود غرق کرد تا سريال بدنام کردن ستارهها، پروژهاي تمامناشدني جلوه کند. بهقول دوستي، انگار دستي در کار است که ميخواهد تتمه محبوبيت و نفوذ سلبريتيها را نيز از آنها بگيرد و در اين بين ستارههاي وطني نيز در نقش بهترين دستياران اين دستهاي پنهان، چنان دست تطاول به خود گشودهاند که بيا و ببين!
آن روزها
آنهايي که مهدي هاشمي و گلاب آدينه را از نزديک ميشناختند، يا رابطه نزديک آنها را ديده بودند، ويديويي را که با عنوان «افشاگري مهنوش صادقي» در گروهها و کانالهاي سينمايي و زرد دستبهدست شد، باور نکردند. هر چه باشد، مهدي هاشمي و گلابخانم در فضاي سينمايي ايران يکي از زوجهاي نمونه محسوب ميشدند؛ زوجيکه بارها و بارها با رمانتيکبازيهاي روي صحنه وقتي يکيشان جايزهاي ميگرفت يا تقديري و تجليلي ميشد، رسانهاي شده بودند. «افشاگري مهنوش صادقي» اما اين تصاوير دوستداشتني را هدف قرار داده بود؛ ويديويي که در آن بازيگري به نام مهنوش صادقي ادعا ميکرد سالهاي سال است با مهدي هاشمي ازدواج کرده و حالا با گفتن اينکه «من همسر رسمي مهدي هاشمي هستم» اين راز پنهان را علني ميکرد.
مهنوش صادقي در اين ويديوي کوتاه بيستوهفت ثانيهاي گفته بود که «مدتها بود اين موضوع را پنهان کرده بوديم، اما اکنون احساس ميکنم زمان مناسبي براي افشاي آن است». صادقي با انتشار پستي که در آن از هشتگ قضاوت نکنيم استفاده شده بود، نوشته بود: «جهاني که اينروزها حالش خوب نيست و شايد به پايانش نزديک باشه. ترجيح دادم بعد از مدتها سکوت، پاسخ يک سوال خيلي شخصي و قديمي رو در اين ويديو بدم»؛ و در ادامه هم همان خبر جنجالي را با صراحتي مثالزدني منتشر کرده بود.
شايعهها ميآيند
مهنوش صادقي، بازيگر چهلوهفتساله و خواهر بزرگ بهنوش صادقي را با سريال «دردسرهاي عظيم» بهخاطر داريم و البته قبلتر با «جاده عشق»، «معجزه خنده»، «کوههاي سفيد»، «سايهها»، «قصههاي شهرک»، «حکم»، «پشت بام تهران» و «شعري که زندگي است».
با اينکه سابقه همکاري مهدي هاشمي و مهنوش صادقي به زمانهاي دوري بازميگردد، ولي نام اين دو در کنار هم اولبار زمان پخش سريال دردسرهاي عظيم در فضاي رسانهاي مطرح شد که آن هم در قالب شايعاتي بود که عوامل سريال زمزمه ميکردند؛ شايعاتي که حاکي از اين بود که مهدي هاشمي به اصرار خواستار حضور مهنوش صادقي در اين سريال شده و کارگردان هم درنهايت زير بار رفته، اما در مرحله فيلمبرداري اين بازيگر آنقدر بد بوده که کارگردان ناچار شده سناريو را تغيير دهد و از حجم حضورش بکاهد؛ موضوعي که به مهدي هاشمي برخورده و موجب شده که او انواع و اقسام بدرفتاريها و بدقلقيها را در کار داشته باشد؛ رفتاري که از مهدي هاشمي بعيد بود و کسي تاکنون نظير چنين رفتارهايي را از اين بازيگر محبوب و خوشنام بهياد نداشت.
تاريخ يک رابطه
بله؛ مهنوش صادقي به تازگي از ازدواجش با مهدي هاشمي گفته است. شايعات هم نهايتا دردسرهاي عظيم را مبدأ تاريخ رابطه اين دو ميداند، اما اگر کارنامه هاشمي و صادقي را مرور کنيم، مواردي به چشم ميآيد که نشان ميدهد سابقه آشنايي ايندو به خيلي قبلتر ميرسد. قبلتر از امروز و ديروز؛ مثلا تا حوالي فيلم حکم مسعود کيميايي که در آنجا مهنوش صادقي از مهدي هاشمي بهعنوان معرف خود به پروژه ياد ميکرد و حتي قبلتر از اين خبر يک خطي که «مهنوش شاگرد مهدي هاشمي در کلاس بازيگري بوده»... مثلا به فيلم معجزه خنده زندهياد يدالله صمدي.
بله؛ معجزه خنده نخستين همکاري مشترک مهدي هاشمي و مهنوش صادقي است. فيلمي که در سال ١٣٧٥ ساخته شده است. درست يکسال پيش از نخستين سريال مهدي هاشمي در مقام کارگردان، کوههاي سفيد، که در سال ١٣٧٦ مهنوش صادقي را بهعنوان بازيگر تلويزيون نيز شناساند؛ تقريبا همزمان با سريال قصههاي شهرک سينمايي که در آن نيز مهدي هاشمي و مهنوش صادقي در کنار هم نقشآفريني داشتند. ايندو همانگونه که گفته شد، اين اواخر هم در سريال دردسرهاي عظيم در کنار هم حضور داشتند.
ناباوري
انتشار خبر ازدواج دوم مهدي هاشمي چنان دور از ذهن و ناباورانه بود که بلافاصله با واکنش نورا هاشمي و گلاب آدينه روبهرو شد. شايد حتي چند دقيقه هم از انتشار ادعاي مهنوش نگذشته بود که کاربران فضاي مجازي در پيج گلاب آدينه درباره اين ازدواج پرسيدند و گلاب آدينه هم، ناباور، در پاسخ به شايعاتي که زندگياش را نشانه رفته است، در اينستاگرامش نوشت: «توجهي نکنيد، ببينيد و بخنديد!»
عکسالعمل نورا هاشمي هم تا اين حد قاطعانه بود. او همزمان با انتشار اين خبر به پايگاه خبري سينماآنلاين گفت: «پدرم همين لحظه در منزل و کنار ما هستند و شناسنامهشان هم گواه دروغ بعضي افراد معلومالحال است». عکسالعملي که نشان از اين دارد که او حتي درصدي هم فکرش را نميکرد چنين خبري واقعيت داشته باشد.
قضاوت
مهدي هاشمي اما خيلي زود شايعه ازدواج دومش را تأييد کرد. اين بازيگر با انتشار ويديويي، درحاليکه لبخندي هم بر لب داشت گفت: «عدهاي آن ويديو را تکذيب کردند که از حقيقت خبر نداشتند. اين واقعيتي است که اتفاق افتاده و اصلا چه اهميتي دارد؟ فضاي مجازي جاي بيان مشکلات مردم است، نه جاي اين اخبار زرد.» واکنشي که حتي بيش از اصل خبر باعث انتقاد مخاطبان خبر شد و کاربران بيشماري مهدي هاشمي را بهدليل کوچکشمردن و دستکم گرفتن اتفاقي چون ازدواج دوم زير سوال بردند. مثل اين کاربر که پرسيد: «يعني خيانت و زن دوم آنقدر عاديه که با لبخند در موردش توضيح ميدن؟» يا: «پدر من! رفتي زن دوم گرفتي، زنت هم اومده لو داده، خودت هم تاييدش کردي. بعد مياي ميگي چرا دنبال اخبار زرديد؟ الان ما چيزي گفتيم؟ خودتون لو داديد به ما چه؟»
نگاه بعضيها هم به اين موضوع زواياي ديگري را مدنظر داشت: «چيزي که تو قضيه مهدي هاشمي و نجفيها آدم رو بيشتر اذيت ميکنه اين احساس قدرتي است که بهواسطه حمايت قانون دارند. اينکه بهواسطه مرد بودنشون ميتونن هر کاري دوست دارند بکنند و با افتخار فيلم و عکسش رو پخش کنند و بگن همينه که هست.» برخي هم مثل هميشه شوخي کرده بودند: «سلطانبانو هم باشي، پير که بشي، سلطان سرت هوو مياره.» که اشارهشان به سريال سلطان و شبان بود. اما مهمتر از همه عدهاي بودند که با هشتگ قضاوت نکنيم از کاربران ميخواستند از تجسس در زندگي مردم خودداري کنند و عدهاي که در پاسخ ميگفتند يک سري معيارها و اصول وجود دارد که قضاوت دربارهشان اجتنابناپذير است.
اين ماجرا را کاربري با چنين توييتي کليد زد: «حالا ژوله مياد ميگه به شما چه ربطي داره؟»؛ که دقيقا هم چنين اتفاقي رخ داد و منتقدي بهنام مهرزاد دانش متني را منتشر کرد که در بخشي از آن آمده بود: «قبلا حرفهاي نازل را درباره اينکه کي زن دوم کي است و... حرفهاي لبخزينهاي ميناميدند. حالا همگي لب خزينه بزرگي به نام شبکههاي اجتماعي نشستهايم و صفا ميکنيم. اين توسعه بزرگ فرهنگي مبارکمان باشد» که اين خود واکنشهاي بيشماري موجب شد.
پولاد امين
بازار