1. جذاب ترین ها
سینما و چهره ها

ناگفته ها و حسرت های مهوش وقاری از مرگ محسن قاضی مرادی

منبع
ايسنا
بروزرسانی
ناگفته ها و حسرت های مهوش وقاری از مرگ محسن قاضی مرادی
ايسنا/ مي‌گويد، «احساس خلأ مي‌کنم. رفتنش را هنوز باور ندارم ولي دلم قرص است که در آرامش رفت. فقط حسرت مي‌خورم که اي کاش همدلي‌ها و تعريف و تمجيدهاي اين چند وقت اخيرِ دوستان و همکارانش را قبل از رفتنش مي‌شنيد.»

شامگاه 25 فروردين امسال که خبر درگذشت محسن قاضي مرادي - بازيگر سينما و تلويزيون - در سن 79 سالگي منتشر شد، به روال مرسوم پيام‌هاي تسليت رسمي و غيررسمي هم صادر شدند تا فقدان يک هنرمند قديمي ديگر را تسليت بگويند، اما در اين ميان بيش از هر چيز پيام‌هاي تسليت و تسلي براي مهوش وقاري فرستاده شد که چند سال است زندگي خود را وقف پرستاري از همسر بيمارش کرده بود.

در اين مدت عکس‌هاي دوتايي وقاري و قاضي‌مرادي هم بيشتر از عکس‌هاي تکي بازيگر مرحوم شده در فضاي مجازي و رسمي نشر يافت و خيلي‌ها محبت اين دو را مثال‌زدني دانستند. اين اتفاق از چشم مهوش وقاري هم پنهان نمانده که مي‌گويد، «قدردان اين همه لطفي هستم که سبب شد، شايد بيش از آنکه از محسن بگويند و بنويسند از من بگويند.» 

او در گفت‌وگويي با ايسنا مي‌گويد: «حال اين روزهايم بد نيست، ولي خلأ بزرگي در زندگي‌ام ايجاد شده است. حس يک نوع بلاتکليفي دارم که نمي‌دانم اسمش را بايد چه گذاشت، چون به هر حال با وجود آنکه تقريباً نزديک به سه سال بود که محسن هيچ واکنشي نسبت به هيچ کس و هيچ ماجرايي نداشت اما به هر حال "بود". اين نبودش حس عجيبي در من ايجاد کرده است. او نمي‌توانست صحبت کند و چيزي از خودش بگويد؛ مثلا بگويد که چه حسي دارد با به چه چيزي فکر مي‌کند ولي من نمي‌گذاشتم فکر کند که نمي‌تواند حرف بزند و تلاشش را بي‌پاسخ نمي‌گذاشتم. گاهي که تلويزيون روشن بود چون مي‌دانستم نمي‌تواند زيرنويس‌ها را با دقت بخواند خودم تند تند برايش مي‌خواندم و حرف مي‌زدم و تفسير مي‌کردم. دوست نداشتم متوجه شود که سرعت عمل قبل را ندارد و از اين بابت خيلي خوشحالم که شايد خودش به آن شدت و حدت بيماري‌اش آگاهي پيدا نکرد.»

وي ادامه مي‌دهد: «البته همانطور که پزشکانش قبلا گفته بودند و سعي مي‌کردند به من آمادگي بدهند، مطمئن بودم که شرايط بيماري‌اش به اينجا منتهي مي‌شود چون بيماري پارکينسون اين طور نيست که ناگهان باعث از بين رفتن شخص شود، بلکه به تدريج توانايي‌هاي فرد را مي‌گيرد ولي باز، آدم به خودش دلخوشي مي‌داد که چيزي نيست. حالا هم که رفته باور نمي‌کردم که با چنين آرامشي رفته باشد. هميشه شنيده بودم خيلي از کساني که فوت مي‌کنند با چشمان باز مي‌روند ولي او خيلي راحت رفت، انگار خسته و بي‌حال شد و خوابيد. اين آرام رفتنش به من آرامش مي‌دهد و دلم را قرص مي‌کند.»

مهوش وقاري که چند سالي است خودخواسته و به خاطر اينکه کنار همسرش باشد از بازيگري دوري کرده است،  مي‌گويد: «در اين چند سال هيچ کاري را قبول نکردم و اجازه هم ندادم که محسن متوجه شود بخاطر او پيشنهادها را رد مي‌کنم. جالب است که در سه، چهار ماه گذشته هم پيشنهادهاي بيشتري داشتم که فکر مي‌کنم به دليل حجم کارهاي شب عيد بود. حتي همان روزي که اين اتفاق افتاد هم يک پيشنهاد کار داشتم ولي همه را به بهانه کرونا رد مي‌کردم با وجود اينکه بعضي دوستان تاکيد مي‌کردند با شرايط زماني من همراهي مي‌کنند، ولي حالا خيلي خوشحالم که اين پيشنهادها را رد کرده بودم، چون اگر سر کار بودم و اين اتفاق مي‌افتاد قطعاً آن را به حساب کار خودم مي‌گذاشتم و نمي‌دانم چطور مي‌خواستم آرام شوم.»

البته وقاري قبول دارد که بايد کارش را از سر بگيرد. « هنوز احساس مي‌کنم محسن کنارم است ولي بالاخره بايد کار را شروع کنم، بخصوص بخاطر شرايط روحي نياز است که دوباره کار کنم.»

او همچنين مي‌گويد که دلش مي‌خواهد جايي را براي نمايش تابلوهاي همسرش داشته باشد تا شرايط نگهداري و نمايش داشته باشند. اين تابلوها دست ساخته‌هاي صدفي محسن قاضي مرادي هستند که سال 1395 در خانه هنرمندان ايران به نمايش گذاشته شدند. 

مهوش وقاري در پايان با تشکر از پيام‌هاي محبت‌آميزي که از همکاران و مديران بويژه  صدا و سيما گرفته از يک حسرت هم سخن مي‌گويد. «راستش اين همه لطف و مهرباني بعد از اين ماجرا دلم را سوزاند. حسرت خوردم که اي کاش يکي از اين‌ها قبل از رفتن او اتفاق مي‌افتاد. محسن دوست داشت که از او تعريف شود و افسوس مي‌خورم که اي کاش خودم در اين سال‌ها هزينه مي‌کردم، مراسمي برايش برگزار مي‌کردم تا دوستانش دور او جمع شوند. البته در يک سال قبل بخاطر کرونا امکانش نبود ولي با خودم فکر مي‌کنم اي کاش اين حرف‌ها زماني گفته مي‌شد که او مي‌توانست آن‌ها را بشنود. من از کساني پيام گرفتم که اصلا باورم نمي‌شد ، چون مي‌دانم در شرايط مشابه براي همکاران ديگر چنين کاري نکرده بودند. اين‌ها براي من بسيار ارزشمند بود، همه سنگ تمام گذاشتند ولي اي کاش وقتي هستيم چنين توجهي وجود داشته باشد.»

زنده ياد محسن قاضي‌مرادي بيش از 30 سال سابقه حضور در عرصه بازيگري را داشت و مقابل دوربين بسياري از نام‌آوران سينما بازي کرده بود که به همکاري با بهرام بيضايي (سگ کشي)، بهمن فرمان آرا (خانه‌اي روي آب)، رخشان بني اعتماد (زير پوست شهر)،  پريسا بخت‌آور (دايره زنگي)، مازيار ميري (قطعه ناتمام)، ابوالحسن داودي (تقاطع و مرد باراني)، داود ميرباقري (مسافر ري)، سيروس الوند (يک بار براي هميشه)، شهرام اسدي (اوينار)، مجتبي راعي (غزال)، ايرج طهماسب (دختر شيريني فروش)، خسرو معصومي (رسم عاشق کشي)، مهدي صباغ‌زاده (صبحانه‌اي براي دو نفر ) مي‌توان اشاره کرد.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره