. 1 ساعت پیششاملو نیستم تا آنچنان ڪه او مے توانست دوست داشتنم را ڪه در فراسوے مرزهاے تنت از تو وعده ے دیدارے مے خواست به بند شعر بڪشم قبانے نیستم تا با شعرهایم معناے دوست داشتن را تغییر دهم و عذر تمامے عاشقانه هایے ڪه در انتظارم هستند را بخواهم تا به دنبال شعرِ تو بگردم من فقط شاعرڪے هستم ڪه اگر غربالے در دست بگیرے از تمامے پرت و پلاهایم جز یڪ جمله به چیزے نمے رسے تا با آن چشم در شعر چشمهایت بدوزم و بگویم دوستت دارم000000