تکنيکهاي توليد ايدههاي استاندارد به نوعي روي ترکيب و سازگار کردن ايدههاي فعلي تمرکز ميکنند. اين روش مطمئنا جواب ميدهد؛ اما ما در اين مقالهي زوميت راههاي جديدي براي ارائهي ايدههاي خلاقانه به شما معرفي ميکنيم. اين روشها مغز شما را وادار ميکنند که متفاوت فکر کند و به چشماندازهاي جديدي برسد. تنها موردي که حتما بايد در نظر بگيريد، اين است که اين ايدهها زماني نتيجهي بهتري دارند و موفق هستند که شما دانش و اطلاعات خوبي در زمينهي کاري خود داشته باشيد. بنابراين اگر احساس ميکنيد در برخي زمينههاي صنعت کاري خود هنوز اطلاعات کافي نداريد، بهتر است ابتدا دانش خود را بالا ببريد. اين تکنيکها در جلسات طوفان فکر نيز ميتوانند مورد استفاده قرار بگيرند. طوفان فکري يا Brainstorming يک تکنيک خلاقيت فردي يا گروهي است که در آن افراد يک تيم دور هم جمع ميشوند و ايدههاي جديد خود را آزادانه ارائه ميدهند و درنهايت به يک راه حل مناسب ميرسند.
از بين بردن الگوهاي فکري
براي حل کردن هر مسئلهاي يک سري الگوي فکري وجود دارد که همهي ما به نوعي درگير آنها هستيم و هميشه از آنها استفاده ميکنيم. از بين بردن اين الگوها به شما کمک ميکند که ايدههاي جديد توليد کنيد. تکنيکهايي که در ادامه آمده به شما در انجام اين کار کمک خواهد کرد:
۱- فرضيات را به چالش بکشيد
براي هر موقعيتي يک سري فرضيه از پيش تعيينشده وجود دارد. به چالش کشيدن اين فرضيهها امکانات جديدي براي شما فراهم خواهد کرد. بهعنوان مثال تصور کنيد ميخواهيد خانه بخريد؛ اما ميدانيد که پول کافي براي اين کار نداريد. شما بايد فرضيهي پول نداشتن را به چالش بکشيد. مطمئنا اين مقدار پول در حال حاضر در حساب بانکي شما وجود ندارد؛ اما آيا نميتوانيد يکي ديگر از داراييهاي خود را بفروشيد و پول آن را تأمين کنيد؟ يا اينکه از صندوق بازنشستگي خود استفاده کنيد؟ آيا ميتوانيد وام بگيريد و در ازاي ۶ ماه کار سخت بهرهي آن را پرداخت کنيد؟ مطمئن باشيد که به مرور زمان و با فکر کردن راهحلهاي جديدي به ذهنتان خواهيد رسيد.
۲- مشکل را به شکل ديگر تعريف کنيد
تعريف کردن مشکل به شيوهاي نو با استفاده از لغات غيرتکراري ايدههاي جديدي نيز به همراه خواهد داشت. براي اين کار بايد سعي کنيد که از زواياي ديگر به مشکل نگاه کنيد. چرا بايد اين مشکل را حل کنيم؟ چه چيزي اين مشکل را به وجود آورده است؟ اگر اين مشکل را حل نکنيم چه اتفاقي خواهد افتاد؟ اين سؤالها بينش جديدي به شما ميدهند و منجر به ارائهي ايدههاي خلاقانه براي حل مشکل ميشوند. داستان زير نمونهي خوبي براي اين راهحل است:
در اواسط دههي ۱۹۵۰ شرکتهاي کشتيراني مرتبط با صنعت حملونقل در حال ورشکسته شدن بودند. آنها تصميم گرفتند تمرکز خود را بر ساختن کشتيهاي سريعتر و کارآمدتر بگذارند. اما با اين حال مشکل ورشکستگي به قوت خود باقي ماند و از بين نرفت. سپس يکي از مشاوران مشکلي را که وجود داشت، به شکل ديگري تعريف کرد. او معتقد بود که اين صنعت براي حل اين مشکل بايد روي نحوهي پايين آوردن هزينهها تمرکز کند. اين بيان جديد منجر به ارائهي ايدههاي جديد در تمام زمينههاي صنعت کشتيراني شد و مواردي مانند انبار کردن محمولهها و زمان بارگيري مجددا مورد بررسي قرار گرفت و درنهايت همين شيوهي جديد بيان مشکل نه تنها صنعت کشتيراني را از ورشکستگي نجات داد، بلکه شيوهي مديريت حملونقل کشتيها را نيز تغيير داد.
۳- معکوس فکر کنيد
اگر فکر ميکنيد هيچ ايدهي جديدي به ذهنتان نميرسد ميتوانيد همه چيز را برعکس کنيد. بهعنوان مثال به جاي اينکه فکر کنيد چگونه ميتوانيد مشکل را از بين ببريد يا آن را بهبود بدهيد، به اين فکر کنيد که اين مشکل تحت چه شرايطي بدتر ميشود و افکار خود را بر اين موضوع متمرکز کنيد. سپس اين ايدهها را معکوس کنيد و به راهحلهاي جديد براي حل مشکل دست پيدا کنيد.
۴- مشکل را با ابزارهاي جديد بيان کنيد
همهي ما استعدادهاي مختلفي داريم؛ اما زماني که با چالش جديدي در محيط کار روبهرو ميشويم فقط از طريق استدلالهاي کلامي سعي ميکنيم مشکل را از بين ببريم. راههاي زيادي مانند موسيقي، نقاشي و بازي با کلمات وجود دارند که ميتوانيم مشکل خود را با استفاده از آنها بيان کنيم. در اين مرحله نيازي نيست به فکر پيدا کردن راهحل باشيد؛ کافي است شيوهي جديدي براي بيان مسئله پيدا کنيد. روشهاي بيان جديد منجر به توليد الگوهاي فکري جديد ميشوند و درنتيجه ايدههاي جديد ارائه خواهند شد.
موضوعات بيربط را به هم ربط دهيد
گاهي اوقات بهترين ايدهها کاملا تصادفي به ذهن يک نفر ميرسند. بهعنوان مثال شما مشغول گوش دادن به حرفهاي شخصي هستيد که در مورد يک موضوع کاملا بيربط با مشکل شما در حال صحبت است که ناگهان ايدهي جديدي در ذهنتان جرقه ميزند. سيبي که به سر نيوتون برخورد کرد و قانون جاذبه را مطرح کرد، مثال خوبي از اين نکته است.
از خودتان بپرسيد چرا اين اتفاق رخ ميدهد؟ اين پرسشها سلولهاي مغز را تحريک ميکنند و به کار مياندازند. بنابراين پيوسته به دنبال اين محرکها باشيد و سعي کنيد که آنها را به مشکلات ربط بدهيد و ايدههاي جديد پيدا کنيد. تکنيکهاي زير براي انجام اين کار به شما کمک ميکنند:
۱- از کلمات تصادفي استفاده کنيد
يک لغت را در فرهنگ لغت پيدا کنيد و سعي کنيد بين آن لغت و مشکلتان ارتباطي را پيدا کنيد.
۲- ميان ايدهها نقشه بکشيد
يک کلمه يا عبارت کليدي پيدا کنيد و آن را در وسط صفحه بنويسيد. هر عبارت ديگري که به ذهنتان ميرسد نيز روي کاغذ بنويسيد و سعي کنيد ميان آنها ارتباط پيدا کنيد.
۳- يک تصوير انتخاب کنيد
سعي کنيد ميان تصوير انتخابشده و مشکلتان ارتباطي ايجاد کنيد.
۴- يک شيء انتخاب کنيد
از خودتان بپرسيد که آن شيء چگونه ميتواند به من کمک کند تا مشکلم را حل کنم. يا اين شيء چه ويژگيهايي دارد که در حل اين مسئله ميتواند به من کمک کند؟
چشماندازتان را تغيير دهيد
چشماندازهاي تکراري باعث توليد ايدههاي تکراري ميشوند؛ بنابراين اگر ميخواهيد ايدههاي جديد ارائه دهيد، بايد سعي کنيد چشمانداز خود را تغيير دهيد. ۲ روش زير به شما کمک خواهند کرد:
۱- نظر شخص ديگري را جويا شويد
با افراد مختلف صحبت کنيد و از آنها بپرسيد که اگر در شرايط شما بودند، براي پشت سر گذاشتن اين چالش چه کاري انجام ميدادند؟ اين سؤال را از دوستاني که زمينهي کاري متفاوتي با شما دارند، از همسرتان، از يک بچهي ۹ ساله، مشتريها و اشخاصي با فرهنگهاي متفاوت بپرسيد. آنها به يک مسئله از ديد ديگري نگاه ميکنند و اين موضوع ميتواند ايدههاي جديدي به شما بدهد.
۲- بازي «اگر من يک ... بودم» را انجام دهيد
از خودتان بپرسيد که اگر من يک ... بودم اين مشکل را چگونه حل ميکردم. در جاي خالي هر کلمهاي که دوست باشيد مانند ميليونر يا شخصيت معروف را ميتوانيد قرار دهيد. هر شخصي داراي ويژگيهاي منحصربهفرد است و زماني که خودتان را جاي آن شخص ميگذاريد، سعي ميکنيد که مشکل را از ديد آنها نگاه کنيد و با تواناييهايي که آنها دارند مشکل را حل کنيد. بهعنوان مثال اگر خودتان را بهعنوان يک ميليونر فرض کنيد ايدههايي مانند ريسک کردن يا انتخاب راهحلهاي گرانقيمت به ذهنتان خواهد رسيد و اگر خودتان را بهعنوان يک گلفباز معروف در نظر بگيريد روي چيزهايي مانند کمالگرايي، استمرار و توجه به جزئيات تمرکز خواهيد کرد.
خودتان را تقويت کنيد
گاهي اوقات براي اينکه بتوانيد ايدههاي خلاقانه ارائه دهيد، بايد جو مثبتي براي خودتان ايجاد کنيد. روشهاي زير شرايط روحي شما را براي ارائه دادن ايدههاي جديد آماده ميکنند.
۱- به خودتان ايمان داشته باشيد
به خلاقيت خودتان باور داشته باشيد و بدانيد که ايدههاي خوبي به ذهنتان خواهد رسيد. داشتن چنين تفکر مثبتي بر عملکرد شما تأثير خواهد گذاشت.
۲- به خودتان استراحت دهيد
کمي چرت بزنيد، پيادهروي کنيد و به موسيقي گوش دهيد يا فرزندانتان را به گردش ببريد. ذهن شما نياز به استراحت دارد و زماني که مدتي از فکر کردن به مشکلات فاصله گرفته باشد، بهتر ميتواند روي آن مسائل تمرکز کند.
۳- محيط خود را عوض کنيد
گاهي اوقات تغييرات يک محيط بر طرز تفکر نيز تأثير ميگذارد. به جاي اينکه در دفتر کار خود به فکر حل مشکلات باشيد، بهتر است به يک کافيشاپ برويد يا در حال پيادهروي در يک پارک به آن موضوع فکر کنيد.
۴- عوامل حواسپرتي را از بين ببريد
ذهن خود را از افکار مزاحم پاک کنيد و روي حل مشکلات تمرکز کنيد. موبايل را خاموش کنيد، در را ببنديد و محيط را تا جاي ممکن آرام کنيد.
شوخطبعي را فراموش نکنيد
شوخي کردن باعث از بين رفتن استرس محيط ميشود و تصميمگيري و فکر کردن در مورد ايدههاي جديد را راحتتر ميکند.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد