مسکن کارگری؛ از رؤیای «تملیک» تا واقعیت «اجارهبها»

تسنیم/نیمی از حقوق کارگران صرف اجاره میشود؛ آیا وعدههای مسکن دولتی بالاخره به «کلید و خانه» تبدیل میشوند؟
در شرایطی که مسکن به یکی از اصلیترین دغدغههای معیشتی خانوارهای کارگری تبدیل شده است و بخش بزرگی از درآمد آنها را میبلعد، طرحهای کلان دولتی برای تأمین مسکن، تنها زمانی معنا پیدا میکند که از فضای «کاغذ و گزارش» خارج و به «کلید و خانه» تبدیل شود.
برای بسیاری از خانوارهای کارگری، مسکن دیگر تنها یک نیاز اولیه نیست، بلکه یک «جنگ روزمره» برای بقاست. آمارهای میدانی نشان میدهد که در بسیاری از شهرها، حدود نیمی از درآمد ماهانه کارگران صرف اجارهبها میشود؛ وضعیتی که باعث شده است دغدغه مسکن، کیفیت زندگی و سلامت روان کارگران و خانوادههایشان را هدف قرار دهد، در این میان، هر طرحی برای کاهش این فشار، نهتنها یک مزیت، بلکه یک «ضرورت حیاتی» برای نجات بخشی از جامعه کارگری از بحران مسکن است.
تلاشها در مسیر ساخت؛ از تفاهمنامه تا کلنگزنی
در همین راستا، مجید صرفی، سرپرست معاون تعاون وزارت کار، از گامهای عملی دولت برای خروج از این وضعیت خبر داد.
وی با اشاره به تفاهمنامه مشترک وزارت راه و شهرسازی و وزارت تعاون، بر رویکردی سهجانبه (کارگر، کارفرما و دولت) تأکید کرد تا مسکن در قالبهای تملیکی، استیجاری و سازمانی تأمین شود.
بر اساس اظهارات وی، پروژه کلان ساخت 94هزار واحد مسکن کارگری در 7 استان هدف و شهرهای استراتژیک آغاز شده است. این طرح که در قالبهای شخصیسازی، پیمانکاری و تعاونی اجرا میشود، تلاشی است تا با بهرهگیری از اراضی دولتی و مشارکت صنایع پیشران، فاصله میان کارگر و خانه اولش را کوتاه کند.
سدی بهنام «معارضات» و «جنگ»؛ چرا سرعت پیشرفت پایین است؟
اما مسیر رسیدن به این هدف، هموار نبوده است. تحلیل وضعیت اجرایی این پروژهها نشان میدهد که با وجود آمارهای امیدوارکننده (مانند ثبت 85هزار واحد در مرحله آمادهسازی)، چالشهایی ساختاری وجود دارد که سرعت پیشرفت فیزیکی را گرفته است.
از سوی دیگر، شرایط امنیتی اخیر و پیامدهای «جنگ رمضان»، ضربهای به زیرساختها و تأمین نیروی انسانی وارد کرد و باعث شد پیشرفت فیزیکی بسیاری از واحدها متوقف یا کند شود. تعارضات ملکی و عدم پاسخگویی دستگاههای خدماترسان نیز لایههایی از بروکراسی را به این مسیر افزوده است که در نهایت، کارگر را در انتظار میگذارد.
از «گزارش» تا «پناهگاه»
در مجموع، طرح مسکن کارگری با رویکردی که در تفاهمنامههای وزارت کار و راه و شهرسازی دیده میشود، ایدهای درست و راهگشاست و میتواند فشار مالی ناشی از اجارهبها را از دوش کارگران بردارد، اما باید پذیرفت که مشکل مسکن کارگر، با «تعداد واحدهای در حال آمادهسازی» یا «تفاهمنامههای چهارمادهای» حل نمیشود.
این طرح زمانی به پیروزی میرسد که فراتر از گزارشهای اداری حرکت کند و بتواند بهسرعت، راهکار عملی برای تحویل واحدها باشد. مسکن کارگری نباید در حد یک «برنامه روی کاغذ» باقی بماند؛ بلکه باید بهگونهای پیش برود که در واقعیت، دغدغه مسکن را از خانوار کارگری بزداید و تبدیل به پناهگاهی امن شود که در آن، نیمی از حقوق کارگر دیگر در جیب موجر نرود.


















