نفت ایران چگونه محاصره را دور زد؟

نفت ایران چگونه محاصره را دور زد؟نفت ایران چگونه محاصره را دور زد؟
7
0
15.9K
1405/08/12 - 14:24
1.9K
1405/08/12 - 14:24

فرهیختگان/تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت ایران در معادلات انرژی جهان است؛ گذرگاهی که هرگونه اختلال در رفت‌وآمد نفتکش‌ها از آن می‌تواند بازارهای جهانی را متأثر کند و هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد کشورهای مصرف‌کننده انرژی تحمیل سازد.

قدرت اهرم تنگه هرمز به یک شرط اساسی وابسته است. ایران باید بتواند حتی در صورت ادامه محاصره دریایی، جریان صادرات نفت و درآمدهای ارزی خود را حفظ کند. در غیر این صورت، ابزاری که قرار است برای طرف مقابل هزینه ایجاد کند، ممکن است هم‌زمان به یکی از گلوگاه‌های اقتصاد ایران تبدیل شود. تجربه ماه‌های اخیر اهمیت این مسئله را آشکارتر کرده است. بر اساس گزارش رویترز در شهریور ۱۴۰۵، صادرات نفت ایران بر اثر محاصره دریایی آمریکا به‌شدت کاهش یافته و میزان بارگیری نفت خام که در اسفند ۱۴۰۴ به حدود دو میلیون بشکه در روز رسیده بود، در مرداد به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه سقوط کرده است. این ارقام نشان می‌دهد مسئله امروز ایران، حفظ قدرت اثرگذاری بر بازار جهانی نفت در کنار جلوگیری از قطع درآمدهای ارزی خود است.

تغییر موازنه در بی‌اثر کردن اهرم تحریم
تجربه تحریم‌های آمریکا علیه ایران یک واقعیت را نشان داده است. ابزارهای فشار اقتصادی معمولاً تا زمانی که برای اعمال‌کننده آن‌ها نتیجه‌بخش باشند، به‌آسانی کنار گذاشته نمی‌شوند.
از همین رو، اگر صادرات نفت ایران عملاً به رفع محاصره یا بازگشایی مسیرهای دریایی مشروط شود، آمریکا ممکن است به این نتیجه برسد که حفظ محدودیت‌ها همچنان بهترین راه برای کاهش درآمدهای کشور است. به بیان ساده، هر روزی که نفت ایران پشت موانع صادراتی باقی بماند، می‌تواند به نشانه‌ای از کارآمدی محاصره در محاسبات طرف مقابل تبدیل شود.
این مسئله از منظر اقتصادی اهمیت بسیاری دارد. توقف صادرات نفت تنها به معنای ازدست‌رفتن درآمد فروش چند محموله نیست. کاهش ورود ارز، دشوارتر شدن تأمین کالاهای ضروری، افزایش فشار بر بودجه دولت و تشدید انتظارات تورمی، همگی می‌توانند پیامدهای استمرار محدودیت صادرات باشند. حتی اگر کشور بتواند برای مدتی این فشارها را مدیریت کند، طولانی‌شدن محاصره به‌تدریج هزینه‌های بیشتری بر اقتصاد تحمیل خواهد کرد؛ بنابراین، راهبرد مؤثر باید بر تغییر محاسبات اقتصادی طرف مقابل استوار باشد. آمریکا باید دریابد استمرار محاصره، لزوماً به معنای توقف صادرات و محروم ‌شدن ایران از درآمدهای نفتی نیست. هرچه تهران بتواند سهم بیشتری از فروش نفت را از مسیرهای مستقل تأمین کند، منافع اقتصادی محاصره برای واشنگتن کاهش می‌یابد و قدرت چانه‌زنی ایران برای دستیابی به توافقی مطلوب‌تر افزایش پیدا می‌کند.

ظرفیت همسایگان شمالی
نخستین امکان ایران، استفاده از بازار کشورهای همسایه و شبکه حمل‌ونقل زمینی است. ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان در این میان اهمیت ویژه‌ای دارند. کشورهایی که نیازهای متفاوتی به نفت خام و فراورده‌های نفتی دارند و بخشی از زیرساخت‌های پالایشی آن‌ها با محدودیت خوراک یا بهره‌برداری مواجه است. برای نمونه، ترکمنستان دو پالایشگاه اصلی در ترکمن‌باشی و سیدی دارد و ظرفیت پالایشگاه بزرگ ترکمن‌باشی از 10 میلیون تن در سال فراتر می‌رود. در تاجیکستان نیز پالایشگاه 1.2 میلیون‌تنی دانغره به دلیل کمبود خوراک با دشواری فعالیت در ظرفیت کامل روبه‌رو بوده است.
طبق گزارش‌ها نخستین محموله‌های نفت و فرآورده‌های ایرانی به تاجیکستان رسیده و این کشور پیش‌تر خواستار واردات سالانه تا دو میلیون تن نفت خام از ایران شده بود. این ظرفیت‌ها فرصتی برای گسترش صادرات زمینی فراهم می‌کنند، هرچند وجود پالایشگاه به‌تنهایی به معنای آمادگی آن برای خرید نفت ایران نیست. نوع نفت موردنیاز، هزینه حمل، وضعیت تجهیزات و توان پرداخت خریدار اهمیت تعیین‌کننده دارند. در برخی پالایشگاه‌های قدیمی یا کم‌بازده، خرید نفت با تخفیف مناسب می‌تواند فعالیت اقتصادی را توجیه‌پذیرتر کند. برای ایران نیز چنین تخفیفی، در صورت حفظ سود خالص فروش، ممکن است از توقف کامل صادرات کم‌هزینه‌تر باشد.

کریدور ریلی شرقی؛ شریان امن صادرات
دومین مسیر، استفاده از شبکه ریلی آسیای مرکزی برای صادرات نفت ایران به چین است. چین از مهم‌ترین خریداران نفت ایران به شمار می‌رود و توسعه مسیر زمینی میان دو کشور می‌تواند بخشی از وابستگی صادرات نفت به حمل‌ونقل دریایی را کاهش دهد. اهمیت این مسیر زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم در حال حاضر شمار معدودی قطار باری از چین وارد ایران می‌شوند و بخشی از ظرفیت حمل آن‌ها در مسیر بازگشت بلااستفاده می‌ماند. بهره‌گیری از این ظرفیت، فرصتی برای تبدیل یک مسیر تجاری موجود به گذرگاهی تازه برای صادرات نفت فراهم می‌کند.
با افزایش تردد قطارهای باری به روزانه 6 تا 9 رام و تجهیز ناوگان به واگن‌های مخزن‌دار، می‌توان ظرفیت صادرات نفت به چین را به حدود ۵۰ تا ۸۵ هزار بشکه در روز رساند. این حجم، اگرچه در مقایسه با صادرات دریایی محدود است، اما در شرایط محاصره می‌تواند به یکی از منابع پایدار درآمد ارزی کشور تبدیل شود. مزیت مهم این مسیر آن است که جریان صادرات نفت ایران را از وابستگی کامل به امنیت گذرگاه‌های دریایی خارج می‌کند و امکان استمرار فروش به یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مصرف انرژی جهان را فراهم می‌آورد.

دریای خزر و فرصت شمال
سومین ظرفیت، بهره‌گیری از دریای خزر برای فروش نفت به روسیه، قزاقستان و دیگر بازارهای قابل دسترس از طریق بنادر شمالی است. ایران پیش‌تر از زیرساخت‌های نفتی بندر نکا و خط لوله متصل به پالایشگاه تهران برای دریافت نفت کشورهای حاشیه خزر و اجرای قراردادهای سوآپ استفاده کرده است. بر اساس اطلاعات اداره اطلاعات انرژی آمریکا، نفت قزاقستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه در گذشته از مسیر خزر به نکا وارد می‌شد و ایران در مقابل، نفت معادل آن را در خلیج‌فارس تحویل می‌داد. اکنون مسئله، بررسی امکان استفاده از این زیرساخت‌ها در جهت صادرات از جنوب به شمال است.
یک پیشنهاد انتقال نفت از مسیر ری – نکا به بنادر شمالی، از جمله محدوده امیرآباد و سپس حمل آن با شناورهای مناسب خزر است. تحقق این هدف به بررسی امکان جریان معکوس خط لوله، تأمین تجهیزات بندری، قراردادهای خرید و خرید یا اجاره نفتکش‌های متناسب با شرایط خزر نیاز دارد. در برآورد پیشنهادی، ظرفیت صادرات از این مسیر تا ۳۰۰ هزار بشکه در روز قابل‌افزایش است. بااین‌حال، این رقم را نباید ظرفیت آماده بهره‌برداری قلمداد کرد.
تجربه اختلال صادرات نفت قزاقستان در تابستان ۱۴۰۵ نیز نشان داد که کمبود نفتکش و محدودیت پایانه‌ها می‌تواند حتی برای تولیدکنندگان بزرگ نفت به مانعی جدی تبدیل شود.

توازن میان هزینه حمل و درآمد ارزی
برآوردها نشان می‌دهد حتی در سناریوی بدبینانه محاصره، امکان صادرات همچنان وجود دارد و با فراهم‌شدن زیرساخت‌ها و توافق‌های لازم، می‌توان طی سه تا 6 ماه صادرات را افزایش داد. نکته مهم‌تر اقتصاد این مسیرهاست. صادرات زمینی و حمل نفت از خزر ممکن است در مقایسه با نفتکش‌های بزرگ اقیانوس‌پیما هزینه بالاتری داشته باشد، بنابراین وزارت نفت باید برای هر مسیر محاسبه کند که پس از کسر هزینه حمل، تخفیف فروش، بیمه، جابه‌جایی و دریافت پول، چه میزان درآمد واقعی نصیب کشور می‌شود. مسیر جایگزینی که نفت را منتقل کند، اما درآمد ناچیزی باقی بگذارد نمی‌تواند راه‌حل پایدار باشد.
در کنار این اقدامات، لازم است ظرفیت بندر جاسک و خط لوله گوره – جاسک نیز در برنامه بلندمدت امنیت صادرات موردتوجه قرار گیرد. این زیرساخت برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز طراحی شده، اما طبق ارزیابی‌ها، هنوز به یک مسیر صادراتی عملیاتی و قابل‌اتکا تبدیل نشده است. از همین رو، تکمیل ظرفیت‌های موجود باید همراه با توسعه مسیرهای شمالی دنبال شود.

بازدارندگی از مسیر تاب‌آوری
قدرت یک کشور در رویارویی اقتصادی تنها به هزینه‌ای که می‌تواند بر طرف مقابل تحمیل کند وابسته نیست. توان تحمل فشار و حفظ فعالیت‌های حیاتی اقتصاد نیز بخشی از همان قدرت است. اگر ایران بتواند صادرات نفت خود را از چند مسیر مستقل ادامه دهد، اثرگذاری محاصره کاهش می‌یابد و طرف مقابل ناچار خواهد شد در محاسبه هزینه و فایده استمرار آن تجدیدنظر کند. هدف راهبردی نباید جایگزینی کامل تنگه هرمز با راه‌آهن یا دریای خزر باشد.
چنین انتظاری با ظرفیت‌های فعلی سازگار نیست. مسئله ایجاد حداقلی مطمئن از صادرات است که بتواند درآمد ارزی کشور را در شرایط فشار حفظ کند و فرصت تصمیم‌گیری را از اقتصاد ایران نگیرد. اهرم تنگه هرمز زمانی قدرت بازدارندگی پایدارتری خواهد داشت که اقتصاد ایران برای ادامه حیات خود ناگزیر از عبور از همان گذرگاه نباشد. شکستن محاصره از مسیرهای جایگزین، از این منظر مقدمه‌ای ضروری برای حفظ قدرت اقتصادی کشور و افزایش اختیار ایران در تعیین شرایط پایان فشار است.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده