دسیسه سه رفیق برای قتل دو برادر؛ التماس کرد به او رحم کنیم اما به چاه پرتابش کردیم

دسیسه سه رفیق برای قتل دو برادر؛ التماس کرد به او رحم کنیم اما به چاه پرتابش کردیمدسیسه سه رفیق برای قتل دو برادر؛ التماس کرد به او رحم کنیم اما به چاه پرتابش کردیم
12
1
21.3K
1405/08/11 - 20:02
3.7K
1405/08/11 - 20:02

هفت صبح/ جست‌وجوی پلیس در کارگاه به کشف لکه‌های خون و در نهایت پیدا شدن اجساد دو برادر در چاهی عمیق واقع در کارگاه محل کار یکی از آنها منجر شد

آذر سال ۱۴۰۰، با ناپدید شدن دو برادر از یک کارگاه صنعتی در روستای دهشاد شهریار، تحقیقات پلیس برای پیدا کردن آنها آغاز شد. یکی از برادران پیش از ناپدید شدن با تلفن به برادر دیگر خبر داده بود که سارقان وارد کارگاه شده‌اند. برادر دوم نیز با شنیدن این خبر، سوار بر وانت راهی محل کار او شد تا به کمکش برود، اما پس از آن هیچ‌کدام به خانه بازنگشتند. چند روز بعد، جست‌وجوی پلیس در کارگاه به کشف لکه‌های خون و در نهایت پیدا شدن اجساد دو برادر در چاهی عمیق واقع در کارگاه محل کار یکی از آنها منجر شد. بررسی‌ها نشان داد سه نفر با انگیزه سرقت وارد کارگاه شده بودند، اما ماجرا به قتل دو برادر ختم شده است.
‌رد سه متهم
کارآگاهان در ادامه تحقیقات، دوربین‌های مداربسته اطراف کارگاه را بازبینی کردند. تصاویر به‌دست‌آمده حضور دو جوان را داخل خودروی وانت یکی از مقتولان نشان می‌داد. با شناسایی یکی از افراد حاضر در تصاویر، مأموران او را بازداشت کردند. متهم در تحقیقات اولیه به همدستی در قتل دو برادر اعتراف کرد و گفت از قبل می‌دانسته شب‌ها کارگاه خالی است.
او در اعترافاتش توضیح داد: «می‌دانستم شب‌ها کارگاه خالی است. موضوع را با دو نفر از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد شبانه به آنجا برویم و آهن‌آلات در و پنجره کارگاه را سرقت کنیم.روز حادثه وارد کارگاه شدیم و در حال جمع‌آوری آهن‌آلات بودیم که دو برادر مانع ما شدند و آنها را کشتیم.» پس از این اعتراف، مأموران با دریافت نیابت قضایی به تهران رفتند و دو متهم دیگر پرونده را نیز دستگیر کردند. به این ترتیب، سه نفر به‌عنوان متهمان اصلی پرونده تحت تحقیق قرار گرفتند. در جریان رسیدگی مشخص شد یکی از آنها هنگام وقوع جنایت ۱۶ سال داشته است. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست پرونده برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
اولین محاکمه
در نخستین جلسه رسیدگی، اولیای دم درخواست قصاص عاملان قتل را مطرح کردند. متهمان اما در دفاعیات خود تلاش کردند مسئولیت اصلی جنایت را متوجه یکدیگر کنند. یکی از متهمان به نام سعید، درباره انگیزه ورود به کارگاه گفت: «دوستانم می‌دانند که آرزویم داشتن خودروست، اما به‌خاطر شرایط مالی خودم و خانواده‌ام امکان خرید خودرو را نداشتم. چند روز قبل از ماجرا، دوستم سیروس گفت در شهریار گاراژی را دیده که می‌توانیم به‌راحتی از آنجا سرقت کنیم و من به آرزویم برسم. من هم بلافاصله از پیشنهاد دوستم استقبال کردم. قرار بود فقط سرقت کنیم، اما نقشه‌مان خوب پیش نرفت و به قتل منجر شد.» در پایان آن جلسه، رئیس دادگاه با توجه به انکارهای متهمان و اختلاف روایت‌های آنها، پرونده را برای انجام تحقیقات بیشتر به دادسرا بازگرداند.
روایت‌های متناقض
پس از رفع نقص تحقیقات، متهمان بار دیگر پای میز محاکمه رفتند. در این جلسه یکی از اولیای دم درباره نحوه کشف اجساد گفت: «به پای برادرهایم بلوک سیمانی بسته و آنها را داخل چاه پرت کرده بودند.» در ادامه، رئیس دادگاه اتهامات سعید 16 ساله را شامل مباشرت در قتل یکی از برادران، مشارکت در قتل برادر دیگر، مشارکت در سرقت مقرون به آزار، مشارکت در جنایت بر میت، مشارکت در اخفای اجساد مقتولان و شرب خمر تفهیم کرد و از او خواست از خود دفاع کند.
سعید در دفاعیاتش گفت: «دوستم شاهین گفته بود دو برادر در این گاراژ هستند که با دیدن برق قمه می‌توانیم از آنجا سرقت کنیم. بعد فهمیدیم به‌دلیل خصومت شخصی با مقتولان این نقشه را کشیده بود. وقتی وارد گاراژ شدیم، یکی از برادران به نام بهزاد آنجا بود و ماجرا را به برادرش ابراهیم اطلاع داد. آنها گفتند داخل اتاقک برویم تا صحبت کنیم. قرار بود پول بدهند و ما سرقت نکنیم. شاهین مدام می‌گفت چهره‌اش را دیده‌اند و باید آنها را بزنم.
من هم با قمه یک ضربه به گردن ابراهیم زدم. بعد پایم به سیم بخاری گیر کرد و برق رفت. همه‌جا تاریک شد. به‌سمت بهزاد رفتم و او را هم زدم. بعد از قتل، شاهین گفت چاهی اینجا هست که جسدها را داخلش بیندازیم.» رئیس دادگاه درباره نقش شاهین از او سؤال کرد. سعید پاسخ داد: «او سنش زیاد بود و فقط تماشا می‌کرد و ما را جلو انداخت.»
او درباره نقش متهم دیگر به نام سیروس نیز گفت: «سیروس به بهزاد ضربه‌ای نزد و فقط ابراهیم را زد.»
پس از سعید، سیروس در جایگاه قرار گرفت و درباره نقش خود در درگیری گفت: «وقتی سعید به گردن ابراهیم ضربه زد، من قمه را از دست شاهین گرفتم و چند ضربه به دست و پای ابراهیم زدم. بعد بوی خون حالم را بد کرد و از اتاقک بیرون رفتم.»
آخرین متهم، شاهین نیز اتهاماتش را رد کرد و گفت از ابتدا قصد قتل نداشته‌اند. او درباره شب حادثه توضیح داد: «من با سیروس برای سرقت صحبت کردم و قرار نبود کسی را بکشیم. سیروس و سعید ساعت ۲۳:۳۰ به شهریار آمدند. اول به گاراژ دامادمان رفتیم. یک پیک مشروب خوردیم و حدود ساعت ۲ سرقت را آغاز کردیم. وقتی دو برادر متوجه ما شدند، خواستند به داخل اتاقک برویم و صحبت کنیم. سعید به ابراهیم گفت ماشینت را بده تا با آن بار سرقتی را ببریم، اما ابراهیم گفت گردنم را هم بزنی، ماشین نمی‌دهم.
همان موقع سعید با قمه به گردن او ضربه زد و بعد هم برق قطع شد.» پس از رسیدگی به این پرونده، قضات سعید را به دوبار قصاص و دو متهم دیگر را به زندان محکوم کردند. با اعتراض متهمان به رأی دادگاه، پرونده به دیوان‌عالی کشور ارسال شد که قضات دیوان‌عالی کشور حکم را نقص کردند تا با توجه به سن سعید در زمان قتل، رشد عقلی او را بررسی کنند. بدین ترتیب پرونده به پزشکی قانونی ارسال شد تا پس از بررسی رشد عقلی متهم دوباره به آن رسیدگی شود.
رسیدگی مجدد
در جلسه دیگری از رسیدگی به پرونده، متهم ردیف اول که هنگام وقوع جنایت ۱۶ سال داشت، جزئیات تازه‌ای از ماجرا مطرح کرد. او این بار اتهام مباشرت در قتل یکی از برادران و مشارکت در قتل دیگری را نپذیرفت و شاهین را طراح اصلی سرقت و جنایت معرفی کرد. این متهم گفت: «روز حادثه مواد مصرف کرده بودم و کاملاً در حالت نشئگی بودم. شاهین به من و دوستم هر کدام یک قمه داد و گفت وارد محل شوید. او به ما گفته بود در آنجا گاوصندوقی پر از پول و طلا وجود دارد و می‌توانیم اموال را سرقت کنیم.»
او درباره ورود به کارگاه و روبه‌رو شدن با یکی از برادران گفت: «ما وارد اتاقک نگهبانی شدیم. بهزاد داخل اتاقک بود و با شنیدن سر و صدا متوجه حضور ما شد و با چماق بیرون آمد. ما پشت ساختمان پنهان شدیم، اما بهزاد ما را دید و در نهایت همگی وارد اتاقک نگهبانی شدیم. بهزاد فرصت کرد با برادرش ابراهیم تماس بگیرد. در همین فاصله ما دست و پای او را بستیم و داخل اتاقک انداختیم.»
متهم نوجوان درباره ورود برادر دیگر به کارگاه نیز گفت: «بعد از مدتی ابراهیم وارد کارگاه شد و به سمت اتاقک نگهبانی آمد. او را هم گرفتیم و بین ما درگیری پیش آمد. در جریان این درگیری من با قمه ضربه‌ای به گردن ابراهیم زدم. سعید هم به بهزاد ضربه زد. در همین حین پای من به سیم برق گیر کرد و برق قطع شد. بعد از آن دیگر متوجه نشدم چه اتفاقی افتاد و ضربات بعدی را چه کسی وارد کرد.»
متهم نوجوان در ادامه، درباره انتقال اجساد به چاه نیز روایت دیگری مطرح کرد و گفت: «در همان زمان شاهین گفت باید آنها را به چاه بیندازیم و گفت می‌داند آنجا دو چاه وجود دارد. ما ابتدا ابراهیم را کشان‌کشان به سمت چاه بردیم. او التماس و خواهش می‌کرد که او را داخل چاه نیندازیم و با دست‌هایش به لبه چاه چنگ انداخته بود. من دوباره با قمه به دستش ضربه زدم و بعد او را داخل چاه انداختیم. ابراهیم در آن لحظه زنده بود، اما متوجه نشدم بهزاد زنده بود یا نه. سپس او را هم به چاه انداختیم.آن‌قدر مواد مصرف کرده بودم که اصلاً متوجه نبودم چه اتفاقی می‌افتد. قصد کشتن نداشتم و ضربه‌ای هم که من وارد کردم باعث مرگ او نشد.»
پس از او، سیروس بار دیگر در جایگاه قرار گرفت. او اتهام مشارکت در قتل بهزاد را رد کرد و درباره نقش خود در قتل ابراهیم گفت: «من فقط ضرباتی به دست و پای ابراهیم زدم و ضربات دیگر را من وارد نکردم.» او بار دیگر شاهین را عامل اصلی ماجرا معرفی کرد و گفت: «همه ما را این فرد به این وضعیت انداخت. او به ما گفته بود در این محل پول وجود دارد، در حالی که بهزاد مدام قسم می‌خورد که هیچ پولی در آنجا نیست و اصلاً گاوصندوقی وجود ندارد. حتی می‌گفت اگر می‌خواهید همه‌جا را بگردید تا مطمئن شوید پولی در کارگاه نیست و بعد بروید.»
متهم درباره علت تصمیم به قتل نیز مدعی شد: «بعد از اتفاقات آن شب، شاهین گفت بهزاد ما را شناسایی کرده و اگر زنده بماند همه ما دستگیر می‌شویم؛ بنابراین باید او را بکشیم.» شاهین نیز در دفاعیات خود بار دیگر اظهارات قبلی خود را تکرار کرد و گفت تا پایان ماجرا در محل حضور نداشته و پیش از تمام شدن اتفاقات از آنجا خارج شده است. قضات دادگاه برای صدور رای وارد شدند.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده