رکنا/ 3 زن و تنها در کمتر از یک ماه با طناب قرمز و ضربات چاقو در خانههایشان به قتل رسیدند؛ قاتلان با آگهی فروش خانه در روزنامهها طعمههای خود را شناسایی میکردند، اما فرار زن چهارم سرانجام به دستگیری آنها منجر شد.
پرونده این جنایتهای سریالی از آذرماه سال ۱۳۸۴ آغاز شد؛ زمانی که انتشار خبر سه قتل مشابه در فاصلهای کمتر از یک ماه، موجی از وحشت را میان زنان تنها در تهران به راه انداخت. وجه مشترک قربانیان، مطلقه بودن، زندگی انفرادی و انتشار آگهی فروش خانه در روزنامهها بود؛ موضوعی که در نهایت به سرنخی مهم برای کشف راز این جنایتها تبدیل شد.
آگهی فروش خانه؛ تلهای برای زنان تنها
روش کار قاتلان ساده اما مرگبار بود. آنها آگهیهای فروش خانه را در روزنامهها بررسی میکردند، با صاحبان آگهی تماس میگرفتند و با بهانه خرید ملک وارد خانه میشدند. اگر متوجه میشدند صاحبخانه زنی تنهاست، نقشه سرقت را اجرا میکردند؛ دستوپا و دهان قربانی را میبستند، پول، طلا، جواهرات و وسایل باارزش او را سرقت میکردند و در نهایت برای جلوگیری از شناسایی، با ضربات چاقو به زندگیاش پایان میدادند.
استفاده مکرر از طناب قرمز برای بستن دستوپای قربانیان، باعث شد این جنایتکاران به نام «قاتلان طناب قرمز» شناخته شوند.
نخستین قتل در خانه فرحناز
نخستین جنایت در ۲۶ آذرماه سال ۱۳۸۴ رقم خورد. فرحناز، زنی که برای فروش خانهاش در روزنامه آگهی داده بود، در منزل خود به قتل رسید. جسد او در حالی کشف شد که دستوپا و دهانش بسته بود و آثار ضربات چاقو روی بدنش دیده میشد.
بررسی صحنه جنایت نشان داد رایانه، مقداری پول و جواهرات خانه نیز به سرقت رفته است. نبود آثار ورود اجباری به منزل، این احتمال را برای کارآگاهان مطرح کرد که قاتل یا قاتلان با بهانهای وارد خانه شده و مورد اعتماد قربانی قرار گرفتهاند.
در ششم دیماه، حدود ۱۰ روز پس از نخستین جنایت، زن ۵۰ ساله دیگری در خانهاش به شیوهای مشابه به قتل رسید. سومین قربانی نیز شهره، زن ۴۱ سالهای بود که در ۱۱ دیماه در خانه خود در محدوده سهراه ضرابخانه با ضربات چاقو به قتل رسید. دستوپای او نیز با طناب قرمز بسته شده بود.
زن چهارم از چنگ قاتلان فرار کرد
با کشف سه جسد و شباهت شیوه ارتکاب جنایتها، تحقیقات پلیس روی دو فرضیه سرقت سازمانیافته یا انگیزههای روانی قاتل متمرکز شد. سرقت مشابه رایانه، پول و طلا و جواهرات از خانه قربانیان، فرضیه مالی بودن انگیزه جنایتها را تقویت میکرد.
در ادامه، کارآگاهان با انجام تحقیقات محلی به سرنخهایی درباره یک زن و مرد جوان رسیدند. همزمان، قاتلان برای اجرای نقشه چهارمین جنایت به سراغ زن دیگری به نام بهارک رفتند؛ زنی مطلقه و تنها که خانهاش را برای فروش در روزنامه آگهی کرده بود.
علیرضا و اعظم برای بازدید از خانه بهارک به آنجا رفتند، اما رفتار مشکوک آنها باعث نگرانی زن جوان شد. آنها نه با آسانسور وارد ساختمان شده بودند و نه حتی از آشپزخانه بازدید کردند. در تمام مدتی که در خانه بودند، علیرضا با گربه سفید بهارک سرگرم بود و اعظم نیز وانمود میکرد مشغول بررسی کمدهاست.
بهارک بعدها درباره لحظه فرار خود گفت: «یکدفعه احساس کردم نفسهای سنگین علیرضا از پشت به من نزدیک شده است. خبر قتلها را خوانده بودم و ترسیدم. به همین دلیل از خانه بیرون زدم و خودم را به کوچه رساندم. آن دو نفر هم که ظاهراً تعجب کرده بودند، دنبال من آمدند و پرسیدند چه اتفاقی افتاده است. اما من دیگر در خیابان بودم و احساس امنیت میکردم.»
شکایت بهارک و اطلاعاتی که درباره رفتار مشکوک این دو نفر ارائه کرد، به یکی از سرنخهای مهم پلیس برای شناسایی عاملان جنایت تبدیل شد.
دستگیری قاتلان طناب قرمز در سعادتآباد
سرانجام در ۲۵ دیماه سال ۱۳۸۴، کارآگاهان علیرضا و همدستش اعظم را در محدوده سعادتآباد تهران شناسایی و دستگیر کردند.
علیرضا دارای مدرک کارشناسی کشاورزی بود و همراه اعظم، دختر ۲۴ ساله و دانشجو، در یک دفتر فیلمبرداری و عکاسی در تهران فعالیت میکرد.
علیرضا در جریان بازجوییها به ارتکاب سه قتل اعتراف کرد و گفت انگیزه اصلی او از طراحی این جنایتها، سرقت و پرداخت بدهیهایش بوده است. او توضیح داد به دلیل بدهکاری و دریافت ۲۰ میلیون تومان وام با بهره سنگین، نقشه سرقت از زنان تنها را با همدستی اعظم اجرا کرده است.
متهم اصلی همچنین در دادگاه اعتراف کرد که هشت بار به خانه زنان تنها مراجعه کرده، اما در نهایت سه نفر را به قتل رسانده است.
صدور حکم سه بار قصاص برای علیرضا
پس از تکمیل تحقیقات، علیرضا و اعظم در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری تهران محاکمه شدند. در پایان رسیدگی، علیرضا به سه بار قصاص و اعظم به ۱۵ سال حبس محکوم شد.
پس از طی مراحل قانونی، احکام صادرشده به تأیید دیوان عالی کشور رسید و پرونده برای پیگیری مراحل اجرای حکم به دادسرای جنایی تهران ارجاع شد.

به این ترتیب، فرار بهارک از خانه و شکایت بهموقع او، به توقف زنجیره قتلهایی منجر شد که با یک آگهی ساده فروش خانه آغاز شده بود؛ جنایتهایی که در تاریخ حوادث جنایی تهران به نام «پرونده قاتلان طناب قرمز» شناخته شدند.
















