حسین‌زاده: کاش این صحنه از زندگی من پاک شود

منبع
ورزش 3
بروزرسانی
حسین‌زاده: کاش این صحنه از زندگی من پاک شود

ورزش 3/مهاجم 25 ساله تیم ملی می‌گوید هر وقت ایران نیست دلتنگ تهران می‌شود.
امیرحسین حسین زاده در حالی به تیم ملی دعوت شد که آقای گل لیگ بیست و چهارم شد و در لیگ ناتمام بیست و پنجم نیز به عنوان بهترین گلزن شناخته می‌شد. او که اولین بازی رسمی خود در زمان هدایت تیم ملی توسط امیر قلعه نویی را در خرداد 1404 انجام داد، یکسال بعد مسافر جام جهانی شد و این روزها در حال تجربه مهمترین لحظات عمرش است.

این مهاجم آینده دار فوتبال در گفت‌وگویی متفاوت، شخصیت بیرون از زمینش را معرفی کرده و یکی از آرزوهای نزدیک به واقعیت خود را به زبان آورده است. مشروح این مصاحبه را در ادامه بخوانید:

* اولین بار که پیراهن تیم ملی را پوشیدی یادت هست؟ پررنگ ترین خاطره‌ای که داری چیست؟

بعد از کرونا بود. هنوز همه مردم واکسیناسیون نشده بودند ولی ویروس ضعیف شده بود. اسکوچیچ سرمربی تیم ملی بود و من استقلال بودم. یادم است قبل از عید بود که به اردو دعوت شدم اما تستم مثبت شد و نتوانستم به تیم ملی بروم. فصل که تمام شد در خرداد ماه دوباره دعوت شدم ما اما در استقلال بازی داشتیم. قرار بود آقا فرهاد به ما بازی ندهد که به تیم ملی برویم اما برعکس شد، بازی کردم و باز من را خط زدند. مدیرعامل وقت، آقای آجورلو، آن موقع زنگ زد و وساطت کرد و برای اولین بار به تیم ملی رفتم. آن شب که اسمم را در لیست دیدم حس غرور داشت و تا صبح نخوابیدم.

* اگر بتوانی فقط یک لحظه را از زندگی فوتبالی خود پاک کنی، چه لحظه‌ای است؟

زمانی که رباط صلیبی پاره شد. 19 ساله بودم که در سایپا بازی می‌کردم و آن اتفاق افتاد. در اوج آمادگی و شکوفایی بودم که یک سال از فوتبال دور شدم.

* ایران را بخواهی به یک چیز فوتبالی تشبیه کنی، به چه تشبیه میکنی؟

به توپ تشبیه می‌کنم چون هر وقت صاحب توپ باشی سربلندتری.

* یک جمله از مادر که همیشه در ذهنت هست را بگو.

مادر همیشه برایم آرزوی سلامتی می‌کند و همین در گوشم است.

* بهترین تشویقی که از طرف مردم شنیدی چیست؟

یک شعار به زبان آذری از طرف مردم تبریز شنیدم که این معنی را داشت: امیرحسین پسر آذربایجان، ما ازت گل می‌خوایم. همچین چیزی بود.

* سه چیز که وقتی از ایران دوری بیشتر دلت برایشان تنگ می‌شود.

خانواده، کوچه پس‌کوچه‌های محله و کشورم.

* کدام محله هستی؟

من بچه جنوب شهر تهرانم. عبدل آباد.

* اگر قرار باشد فقط یک تصویر از این جام جهانی در ذهن مردم بماند، دوست داری چه چیزی باشد؟

دوست دارم لحظه ای باشد که من گل می‌زنم و تیم به دور بعد صعود می‌کند.

* با اولین درآمدت از فوتبال چه کردی؟

اولین پولی که گرفتم از تیم ملی نوجوانان بود. یادم است هزار دلار بود که همه را به پدرم دادم. یکبار هم اولین پول باشگاهی که از سایپا به حسابم آمد را رفتم کفش استوک خریدم.

* یک بازیکن ایرانی که دوستش داری و تحسینش میکنی.

من علی آقا دایی را خیلی دوست دارم. همشهری هم هستیم.

* اگر مثلا قبل از بازی ایران – مصر یک جمله در حلقه اتحاد بگویی، آن جمله چیست؟

میگویم جوری بازی کنید که بتوانید کسانی که شما را دوست دارند را خوشحال کنید. به این فکر کنید که هیچ چیز از طرف مقابل کم نداریم. همه فوتبالیست هستیم و درون ذهن تشکیل می‌شود که چه کسی برنده است.

* بدترین تصمیم زندگیت چه بود؟

شاید از بیرون نگاه کنید بگویید بدترین تصمیم سالی بود که به شارلوا رفتم اما همان را هم دوست داشتم. همیشه تصمیماتم را دوست دارم و حتی اگر بد هم باشد از آنها به عنوان تجربه استفاده می‌کنم.

* وقتی داشتی برای آمریکا چمدان می‌بستی چه چیزی را باید حتما برمیداشتی؟

یک جانماز کوچک دارم که همیشه همراه است و گفتم حتما باید با خودم ببرم اما باز هم فراموشش کردم اما به برادرم زنگ زدم که برایم بیاورد.

* امیرحسین اگر فوتبالیست نمیشد چکاره میشد؟

چون پدرم بازاری است شاید من هم داخل بازار کار می‌کردم.

* یک عادت عجیب اما واقعی از خودت که اگر مردم بشنوند تعجب می‌کنند را بگو.

شاید تعجب نکنند منتها اکثر پسرها معمولا شلخته هستند اما من باید همیشه اطرافم را تمیز نگه دارم. هیچوقت نمی‌توانید خانه من را نامرتب ببینید. عادت دارم همیشه همه جا را تمیز نگه دارم.

* چه آهنگی گوش میدی؟

هر لحظه آهنگ خاص خودش را می‌طلبد. رپ، هیپ هاپ و ... .

* چه چیزهایی سریع اعصابت را خرد می‌کند؟

بدقولی و دیر کردن خیلی ناراحتم می‌کند. خیلی روی این موارد حساسم. یعنی دیوانه می‌شوم.


ما را در کانال تلگرامی «کانال ورزش» دنبال کنید