سرمقاله روزنامه ایران/ نامه ونس، معاون ترامپ به سردار محسن رضایی

سرمقاله روزنامه ایران/ نامه ونس، معاون ترامپ به سردار محسن رضاییسرمقاله روزنامه ایران/ نامه ونس، معاون ترامپ به سردار محسن رضایی
11
0
37.9K
1405/08/12 - 08:00
4.6K
1405/08/12 - 08:00

ایران/ «نامه ونس، معاون ترامپ به سردار محسن رضایی» عنوان سرمقاله در روزنامه ایران به قلم سید عطاءالله مهاجرانی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: 

ترامپ هر روز و گاه هر ساعت، مثل سازی شکسته، نوایی خارج از کوک می‌نوازد. مدتی پیش مدعی شد برای فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرلشکر احمد وحیدی، پیامی فرستاده و در حال تبادل پیام و گفت‌وگو با سپاه است! ادعا شد ترامپ به سردار وحیدی پیشنهاد کرده است کودتا کند! لابد هزینه میلیاردی کودتا را هم ترامپ می‌پردازد!
لری جانسون نیز همین ادعا یا مضمونی مشابه را تکرار کرد. جانسون مدعی شد که ترامپ از فرمانده سپاه خواسته است در ایران قدرت را در دست بگیرد و علیه نظام جمهوری اسلامی ایران کودتا کند! بدیهی است که حتی اگر فرض را بر این بگیریم که ترامپ پیشنهادی، مثلاً از طریق رهبران کردستان عراق، برای ایران فرستاده باشد، پاسخی به آن پیام داده نشده است.
پس از پیام ادعایی ترامپ به سردار وحیدی، نامه ونس به سرلشکر رضایی ظاهراً جدی‌تر است. ترامپ نیز آن را تأیید کرده است؛ البته به سبک خود ترامپ که اگر صد تا چاقو بسازد، یکی‌اش دسته ندارد و اگر صد تا لولهنگ بسازد، یکی‌اش لوله ندارد.
ترامپ گفته است ایران به دلیل نیاز به دارو و تجهیزات پزشکی، به آمریکا پیشنهاد مذاکره داده است. ترامپ فعلاً درگیر مبارزات انتخاباتی و نگران شکست جمهوری‌خواهان در کنگره و چه‌بسا مجلس سناست؛ البته در میان همین معرکه انتخاباتی در میشیگان، تمام حواسش به پس و «اَسِ» (Ass) نیکی میناژ بود.
درباره نامه ونس که یکشنبه هفته پیش از طریق میانجی قطری ارسال شده است، اطلاعات بیشتری وجود دارد. چنان‌که گفته می‌شود و می‌توان این گفته را تا حدودی پذیرفت، او در نامه‌اش چهار موضوع را مطرح کرده است:
۱. ضرورت و فوریت آغاز مذاکرات دوجانبه آمریکا با ایران؛
۲. گنجاندن پرونده هسته‌ای در مذاکرات؛
۳. رفع محدودیت‌های اعمال‌شده علیه ایران؛
۴. باز شدن تنگه هرمز.
درباره ابتکار ترامپ و ونس می‌توان نکاتی را مطرح کرد:
یکم: چنان‌که می‌دانیم، وزارت خارجه آمریکا در ۲۶ فروردین ۱۳۹۸ (۱۵ آوریل ۲۰۱۹)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را به‌عنوان یک سازمان تروریستی بین‌المللی اعلام کرد. ترامپ نیز در همان ایام بیانیه‌ای صادر کرد. حال چگونه ترامپ و معاونش برای سازمانی که از نظر خودشان تروریستی است، پیام و نامه می‌فرستند؟
دوم: از جمله راهبردهای شناخته‌شده آمریکا در مواجهه با مسائل داخلی کشورها و نیز در روابط میان کشورها، ایجاد دوگانگی است.
در دوران اشغال کویت از سوی صدام و ارتش عراق، راجیو گاندی در اسفندماه ۱۳۶۹ به ایران سفر کرده بود. من میزبان راجیو گاندی بودم. از جمله نکاتی که او در گفت‌وگوها به آن اشاره کرد، تلاش آمریکا برای تعمیق و مزمن کردن منازعه میان هند و پاکستان بود. راجیو گاندی در دیدار با مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت، اطلاعات بسیار پراهمیتی را در این باره مطرح کرد.
گاندی افزود که در داخل هند یا پاکستان نیز، از جمله وظایف سفارت آمریکا و سازمان سیا، ایجاد دوگانگی یا چندگانگی است. آن‌ها همواره با مخالفان دولت‌ها، به‌صورت محرمانه و پنهانی، ارتباط گسترده برقرار می‌کنند.
در دولت حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی، آمریکایی‌ها از طریق اتاق‌های فکر خود، ایده یا نظریه «حاکمیت دوگانه» در ایران را مطرح کردند یا به آن دامن زدند. بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا و مجموعه رسانه‌های وابسته به آن‌ها، به‌ویژه شبکه‌های فارسی‌زبان، هر روز بر طبل حاکمیت دوگانه می‌کوبیدند. در ایران نیز برخی چهره‌های سیاسی این نظریه را ترویج می‌کردند.
البته اصل نظریه حاکمیت دوگانه به لنین بازمی‌گردد. او پس از پیروزی انقلاب اکتبر با دو نهاد قدرت مواجه بود: از یک سو، دولت موقت انقلابی و از سوی دیگر، شوراهای کارگران و سربازان و نهادهای اجتماعی انقلابی. لنین برای تبیین این شرایط از اصطلاح Dvoevlastie، به معنای قدرت یا حاکمیت دوگانه، استفاده کرد. مقاله لنین در روزنامه پراودا در ۲۰ فروردین ۱۲۹۶ (۹ آوریل ۱۹۱۷) منتشر شد؛ درست یک هفته پس از بازگشت او به روسیه.
پس از لنین، این نظریه از سوی ارنست فرانکل در کتاب «دولت دوگانه» مطرح شد. فرانکل به تبیین ساختار دولت نازی در آلمان پرداخت؛ ساختاری که از یک سو، بر قواعد و نظم حکومتی استوار بود و از سوی دیگر، اقدامات خودسرانه حاکمان را در بر می‌گرفت؛ یعنی اعمال اراده سیاسی حاکمیت برخلاف قوانین و قواعد.
در ایران نیز کوشیدند با تکیه بر دوگانه‌سازی میان «مشروعیت الهی» و «مشروعیت مردمی»، به این دوگانگی عمق بیشتری ببخشند. تا جایی که نظریه ولایت فقیه و ساختار قانون اساسی را علت این دوگانگی تلقی کردند و بعدها برخی از کسانی که از قانون اساسی و ولایت فقیه و نظام نیز سخن می‌گفتند، به‌سلامتی از آن عبور کردند!
اکنون اتاق‌های فکر آمریکایی و البته اروپایی، درصددند همین پیشینه را با نمایی جدید و در عمل مطرح کنند. آن‌ها حاشیه‌هایی را پیش می‌کشند و بر اساس خیال‌پردازی‌های خود نتیجه می‌گیرند که در ایران، مرکز و محور اداره کشور سپاه است و بقیه نیز در حاشیه قرار دارند! بنابراین، آمریکا به‌جای آنکه خود را معطل شخصیت‌های رسمی مانند رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و دولت کند، باید مستقیماً با سپاه وارد گفت‌وگو شود.
سوم: همه ما می‌دانیم و بیش از همه، فرماندهان سپاه آگاه‌اند که این نهاد در تجربه زیسته خود، از جمله در عملکرد سرداران وحیدی و رضایی، همواره تعهدی عمیق به مرکزیت نظام، یعنی ولایت فقیه و ولی فقیه، داشته است. آنان در این راه جان خود را بر کف نهاده‌اند و کاروانی از فرماندهان شهید و پرافتخار، از جمله قاسم سلیمانی، غلامعلی رشید، سلامی، باقری و پاکپور، را در راه نظام، انقلاب، ملت ایران و حفظ استقلال کشور تقدیم کرده‌اند.
چهارم: به گمانم، ونس تصور کرده است که سرلشکر رضایی رئیس شورای عالی امنیت ملی است! نخست اینکه رئیس شورا، رئیس‌جمهور است و محسن رضایی دبیر شوراست و البته نماینده رهبری نیز هست.
مهم‌تر از این، مطابق ساختار حقوقی جمهوری اسلامی ایران، تمامی مصوبات شورای عالی امنیت ملی باید به تأیید رهبری برسند. تصمیم‌گیری درباره مذاکره با آمریکا و موضوعات مورد مذاکره در شورا بررسی و درباره آن‌ها رأی‌گیری می‌شود؛ سپس این تصمیم‌ها پس از تأیید رهبری قابلیت اجرا پیدا می‌کنند.
چنان‌که در مذاکرات پاکستان، ونس علاقه‌مند بود با قالیباف درباره پرونده هسته‌ای ایران مذاکره کند. به او گفته شد که هیئت مذاکره‌کننده برای این موضوع اختیاری ندارد. ونس نیز زودهنگام اسلام‌آباد را ترک کرد و اعلام کرد که مذاکرات شکست خورده است.
پیداست که ترامپ و ونس بار دیگر در محاسبات خود اشتباه کرده‌اند. پس از شهادت امام خامنه‌ای و فرماندهان سپاهی و ارتشی و شخصیت‌های برجسته سیاسی، مانند کمال خرازی و علی لاریجانی، و دانشمندان هسته‌ای ایران، پس از جنگ دوازده‌روزه و چهل‌روزه و جنگ هرمز و با حضور همیشگی ملت ایران در میدان‌ها و خیابان‌های شهرهای بزرگ و کوچک، دیگر جایی برای رخنه آمریکا و سیاست‌های شیطانی و توطئه‌آمیز آن باقی نمانده است.
ونس یا مشاورانش گمان کرده‌اند که با نوشتن نامه به محسن رضایی، می‌توانند محمدباقر قالیباف را از مسئولیت مذاکره حذف کنند یا موقعیت او را تضعیف سازند. زمان نشان خواهد داد که بار دیگر نه ایران را شناخته‌اند، نه سپاه را، نه رهبری را و نه ساختار تصمیم‌گیری در نظام را.

ترامپ و ونس فعلاً گرفتار ماجرای باسن (Ass) هستند!
ببینید رسوایی تا کجاست و ابعاد ماجرا تا چه اندازه گسترده است.
پنجشنبه هفتم آبان‌ماه (۲۹ اکتبر)، خبرنگار فاکس‌نیوز، جسی واترز، از ونس پرسید: «ترامپ مرتب از باسن جان هستد، سناتور جمهوری‌خواه اوهایو، تعریف می‌کند. ماجرا چیست؟»
ونس پاسخ داد: «راستش، من حسودیم شد! رئیس‌جمهور هیچ‌وقت درباره من چنین تعریفی نکرده است. شاید باید بیشتر به باشگاه بروم تا شایسته تعریف رئیس‌جمهور شوم!»
چه کسی آن رئیس و این معاون را جدی خواهد گرفت؟ «از کوزه همان برون تراود که در اوست.»
البته ونس در توجیه سخن یاوه ترامپ گفته است: «ترامپ ذاتاً یک کمدین است و می‌خواهد جمعیت را به خنده و واکنش وادار کند.»
چه باید گفت؟! این هم جهانی که عموی ترامپش چنین حال‌وروزی دارد. معاونش هم تصمیم دارد بیشتر به باشگاه برود تا با چنین تبلیغات و حال‌وهوایی، دو سال دیگر بیشتر پروار شود و رئیس‌جمهور شود.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده