روایت جهانگیری از آخرین دیدار با کمال خرازی پیش از شهادت

ایرنا/ اسحاق جهانگیری معاون اول دولتهای یازدهم و دوازدهم، از شخصیت شهید کمال خرازی و همچنین آخرین دیدار خود با او روایت کرد.
اهم اظهارات جهانگیری
* شهید خرازی در سیاست خارجی رویکردی مبتنی بر عقلانیت، تعامل، تنشزدایی و همکاری بینالمللی را دنبال میکرد؛ رویکردی که در راستای فراهمکردن فضای مناسب بینالمللی جهت توسعه کشور بود.
* شهید خرازی در وزارت خارجه تحول ایجاد کرد زیرا وقتی شروع به کار کرد شرایط کشور، خاص بود و در آن دوران شرایط اقتصادی بهگونهای شده بود که وامهایی که از بانکهای خارجی گرفته بودیم بازپرداخت نشده بود.
* زمانی که شهید خرازی مسئولیت وزارت خارجه را برعهده گرفت، شرایط کشور بسیار حساس بود و در چنین شرایطی، سیاست خارجی فعال و عقلانی دولت اصلاحات باعث شد به تدریج راه همکاریهای بینالمللی و دسترسی ایران به منابع مالی خارجی باز شود.
*با شهادت وی یک ضربهای به دیپلماسی جهانی وارد شد، چهره عاقلی که عقلانیت را در محور کار خود قرار داده بود اما شهید شد و از بین ما رفت.
*شهید خرازی بر این باور بود که کشورهای منطقه باید به جای رقابتهای فرسایشی حذفکننده، به سمت همکاری، همافزایی و پیشرفت مشترک حرکت کنند.
* در سال اول دولت آقای خاتمی، با مذاکرات سیاسی انجامشده، تمام بیمههای صادراتی دوباره به روی ایران باز شدند و رتبه ریسک ایران دو پله ارتقا پیدا کرد و هزینههای تأمین مالی بهشدت کاهش یافت.
* ما در اروپا، کانادا، آسیا و تقریباً هر نقطهای که اراده میکردیم، امکان صادرات داشتیم و به فناوریهای پیشرفته مورد نیاز خود دسترسی پیدا میکردیم.
* ترور شهید خرازی، هم نخبهکشی بود و هم ضربهای به دیپلماسی کشور؛ وی نخبهای بود که به ایرانی پیشرفته، توسعهیافته و دارای تعامل سازنده با جهان فکر میکرد و دیپلماتی قوی، باتجربه و دارای تمام ویژگیهای یک انسان شریف بود.
* آخرین بار وی را در بیمارستان تجریش دیدم که به علت حملات اخیر بستری شده بود، یکی از بستگانش با من تماس گرفت و گفت آقای خرازی در بیمارستان هستند.
* بعضیها توصیه کردند که به دلیل شرایط جنگی و مسائل امنیتی، بهتر است نروم اما رفتم زیرا واقعاً علاقه زیادی به وی داشتم. یکی از نکات عجیبی که در آن دیدار مشاهده کردم، روحیه بسیار خوب شهید خرازی بود.
* وقتی درباره حادثه و جزئیات آن صحبت کردیم، پرسیدم چرا تهران را ترک نکرده و در منزل مانده بود، در حالی که احتمال هدف قرار گرفتن وی وجود داشته است اما با آرامش کامل پاسخ داد و حتی تحلیل سیاسی هم ارائه کرد.
* من آن روز بسیار امیدوار شدم که اتفاق خاصی برایش نخواهد افتاد زیرا حال عمومی و روحیه آقای دکتر به قدری خوب بود که تصور میکردم به زودی از بیمارستان مرخص خواهد شد.
* زمانی که شهید خرازی درباره لحظه حادثه توضیح میداد و میگفت که ابتدا همسرش مجروح شده بود و وی تلاش کرده بود تا خود را به منصوره خانم برساند و نجاتش دهد اما موفق نشده بود، اشک میریخت؛ این صحنه برای من بسیار تأثربرانگیز بود.
* من در مراسم مختلف کمتر دیده بودم که وی اشک بریزد، اما آن روز وقتی از همسرش صحبت میکرد، اشک بر صورتش جاری شد و دوستانی که در آنجا بودند دستمال برداشتند و صورت شهید خرازی را پاک کردند.
* یکی از دوستان تعریف میکرد که وقتی از شهید خرازی پرسیده بودند که برای منصوره خانم کجا قبر تهیه کنند؟ وی پاسخ داده بود که قبر دو طبقه بگیرید. با این حال حتی در همان شرایط سخت، همچنان درباره ایران و منطقه تحلیل میکرد.

















